علی جان... اولین سالگردِ غیبتِ تو، اولین سالِ عزایِ من...

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید اقتدار وطن علیاصغر نوحیطهرانی بیست و سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳ در استان یزد چشم به جهان گشود. تحصیلاتش را تا پایان دوره متوسطه ادامه داد و دیپلم گرفت. در دانشگاه ثبت نام و در دانشکده هوافضا در دانشگاه امام حسین (ع) پذیرفته شد. بهمن ماه سال ۱۳۸۹ فارغالتحصیل شد. پس از آن وارد مجموعه هوافضا شد و فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد و دورههای ویژه موشکی را در دانشگاه هوا و فضا گذراند و بعد برای ادامه خدمت به پاسداری از نظام و دین اسلام مشغول به کار در هوا و فضا شد. سرانجام بیست و پنجم خردادماه ۱۴۰۴ در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه و حمله ددمنشانه رژیم صهیونیستی به درجه رفیع شهادت نائل شد. پیکر پاکش را در امامزاده اسماعیل(ع) شهرستان شهریار به خاک سپرده شد.
متن دلنوشته زهرا تقیان همسر شهید «علی اصغر نوحی طهرانی» را در ادامه میخوانیم:
علی جان... اولین سالگردِ غیبتِ تو، اولین سالِ عزایِ من...
میگویند یک سال گذشت. اما من میپرسم، این یک سال، کجایِ زندگیِ من بود؟ من یک سالِ تمام، در سیاهیِ نبودنِ تو زندگی کردم.
امروز، وقتی به دخترانمان نگاه میکنم، قلبم پاره میشود.دخترِ ده سالهی ما، که حالا دیگر مثل یک زنِ کوچک، غمِ تو را به دوش میکشد؛ او با هر پرسشی که میپرسد، در واقع دارد از من میخواهد که این حقیقتِ بیرحم را انکار کنم. او میخواهد بداند چرا قهرمانِ ما، در میانِ ما نیست! او با هر بار گریه کردن، در واقع دارد برایِ دنیایی اشک میریزد که تو در آن حضور نداری؛
و آن کوچولویِ یک سالهی ما... او که هنوز حتی نامت را هم درست نمیگوید، اما بیتابیاش، فریادِ خالیِ آغوشِ توست. او در میانِ نالههایِ شبانهاش، انگار در جستجویِ گرمایِ تنِ توست که حالا در میانِ خاک و آسمان است. او نمیداند چرا وقتی به تو نگاه میکند، آرام نمیگیرد؛ او فقط حس میکند که بخشی از وجودش، در جایی دوردست، در میانِ ابرها، گم شده است.
علی... من بینِ این دو قلبِ لرزان، میانِ فهمِ درد و بیزبانیِ درد، در حالِ سوختن هستم. این اولین سال بود، اما باور کن، انگار هزار سال از رفتنِ تو گذشته است.
خداوند، تو را در بهشت، در میانِ زیباترینها قرار دهد، اما مرا و این دو دخترِ بیچاره را، در این دنیا، از یاریِ خود محروم نکن.
انتهای پیام/