کتاب روحانی راد: زندگینامه داستانی شهیده مدافع سلامت «دکتر شیرین روحانی راد»

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، کتاب «روحانیراد» که در قالب داستان به قلم معصومه حسینی به نگارش در آمده، به خاطرات شفاهی شهید از خانواده، دوستان، همکاران و همرزمان پرداخته است.
این کتاب بنا دارد گوشهای از رشادتها و فداکاریهای شهید را روایت کند. تمام خاطراتی که در کتاب نقل میشوند، واقعی است.
در انتهای کتاب نیز تصاویر شهید به صورت رنگی منتشر شده است.
بخشی از این کتاب را با هم میخوانیم:
در هوای امامزاده عبدالله
شیرین مشغول سرخ کردن کتلتها در ماهیتابه بود. با صدای تقهای که به در خورد و چرخاندن کلید توی قفل در ورودی، سر را چرخاند سمت در. برادرش افشین وارد منزل شد. کفش هایش را داخل جاکفشی گذاشت. شیرین با اشتیاق نگاهش کرد:
-سلام، زود اومدی.
-سلام خواهر، بهبه چه بوی اشتهاآوری!
شیرین کتلتها را پشت و رو کرد. گوجه های قاچ شده را روی شان چید. در تابه را گذاشت. شعله گاز را کم کرد و به سمت برادرش رفت:
-خسته نباشی داداشی، تا لباسات رو عوض کنی غذا آمادهس.
افشین کت را از تنش درآورد و از جالباسی کنار در آویزان کرد. با لبخند به چمدان نیمه باز روی کاناپه اشاره کرد:
-خوشحالم، بلاخره مرخصی گرفتی چندروزی بریم سفر.
شیرین خنده ریزی حواله برادر کرد:
-دیگه دیگه، باید گاهی برای خودم وقت بذارم.
فنجان گل سرخی، یادگار مادربزرگ را برداشت، از چای تازه دم پر کرد و روی میز گذاشت:
-اینم یه چای لبدوز و لبسوز دیشلمه برای داداش گلم.
انتهای پیام/