عاشقى را از بسيجيان جان بركف بياموزيد

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید «فخرالدین اسکندری» یکم مهر 1346، در روستای قلایچی از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش غفور و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی 1365، در شلمچه به شهادت رسید. پیکرش مدت ها در منطقه بر جا ماند و پس از تفحص در مزار پایین شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد.
در بخشی از وصیتنامه این شهید می خوانیم؛
(بسم الله الرحمن الرحيم))
((ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون يقتلون)توبه111)
((خداوند جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده و آنهايى كه در راه خدا كارزار مى كنند مى كشند، كشته مى شوند.))
با سلام و درود فراوان و عرض ادب به پيشگاه حضرت ولى عصر (عج)، منجى عالم بشريت، يگانه يادگار حضرت رسول (ص) و در هم كوبنده ستمكاران و نابود كننده بانى ظلم در جهان و با درود و سلام به محضر مبارك رهبر كبير انقلاب اسلامى و بنيان گزار جمهورى اسلامى و نابود كننده{حكومت} ستمشاهى در ايران كه امروز تجلى گاه نور الهى است و جلوه هاى همين، فروغ جاودانه است كه در فرد، فرد ملت ايران، تابيده و در آحاد مردم، تحولى ژرف و شگرف پديد آمده است و پشت استكبار جهانى از ترس اين پير مجاهد به لرزه در آمده است.
جهان را با وجود خود، يك باره دگرگون ساخته است و با سلام و درود بر ارواح طيبه شهداى اسلام و انقلاب اسلامى به خصوص شهداى مظلوم و بى گناه جنگ تحميلى، اين شاهدان زنده هميشه تاريخ، شهيدانى كه همچون، ستاره در آسمان الهى درخشيدند و با رفتن خود، آسمان خونبار اسلام و ايران را هر چه بيشتر، روشن تر ساختند و سلام به شهيدانى كه با روحيه شهادت طلبى برآشفتند و دل سياه شب را با خنجر نور صبح، شيار دادند و فجرى نو در افق اميد هاى مستضعفان آفريدند و برگى تازه به تاريخ سرخمان، افزودند.
خوشا به حال پاكان كه درس شهادت و شهادت طلبى آموختند و بى اختيار براى زندگى در زير سايه طوبى، گل واژه الله اكبر سر دادند و به لقاء معبود خويش رفتند و با ريختن خون خويش، درخت اسلام را آبيارى كردند و افق خونين و پيروزى را بر ملت شهيدپرورمان نويد دادند كه همان وعده خداى جهان آفرين است. به همت همين بسيجيان عاشق، عاشقان عابد، شهيدان دلاور روز و عابدان شبهاى تار و ياران روح الله است كه همانا حزب الله هستند.
قسم به خدا و قسم به خون پاك شهداى اسلام، كسانى كه گمان مى كنند كه زندگى جاويد را در دنيا به دست آورده اند و يا خواهند آورد، سخت در اشتباه هستند، زيرا كه به غير از خدا، همه خواهند مرد و حتى رسول الله (ص) و اين سخن خداوند متعال است كه مى فرمايد: ((كل نفس ذائقة الموت)) ((يعنى مزه مرگ را خواهند چشيد)آل عمران 185).
اى بى خبران و اى ماديات پرستان كه به خود آييد و خودتان را دريابيد كه اين سعادت نيست، بلكه شقاوت است، انسانيت نيست، بلكه حيوانيت است. عاشقى را از بسيجيان جان بركف بياموزيد و خودتان را دريابيد كه اين ماديات به درد شما نمى خورد، فقط اعمال صالح است كه در روز قيامت، دست شما را خواهند گرفت و از عذاب جهنم نجات خواهد داد، در غير اين صورت سعادت را به دست نياورده ايد.
دنيا پوچ است و ارزش دلبستگى را ندارد و مرگ را نمى توان فريفت و يا نمى توان از آن گريخت. بنابراين، مرگ بر همه كس واجب است، پس چه بهتر كه عاشقانه به سوى خدا برويم و در راه خداوند متعال شهيد بشويم، زيرا كه شهادت بهترين مرگ است، اگر چه در ظاهر از دنيا مى رود. طبق آيه شريفه ((ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون)آل عمران 169) { ((آنان كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نپنداريد بلكه } زنده هستند و نزد خداوند متعال روزى مى خورند)).
من از آن موقع كه خودم را دريافتم، بهترين راه سعادت را در جهاد در راه خدا يافتم، زيرا كه جهاد يكى از فروع دين است و به هر مسلمانى واجب است كه جهاد كند و امروز كشورها در معرض خطر است به همه مان واجب كفايى است كه اسلحه به دست گرفته و دفاع كنيم و هر اسلحه اى كه از دست سردار رشيد اسلام مى افتد آن را برداشته و به ميدان برويم و در هر جايى كه ظلم و ستم باشد، مسلمان بايد، پشتيبان مظلوم باشد، اگر چه در آن سوى دنيا باشد.
من اين راه را كه راه امام حسين (ع) است، آگاهانه رفتم و شناختم و اميدوارم كه همه جوانان راه سرخ شهادت را ادامه دهند.