آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۵۳۴
۲۰:۰۲

۱۴۰۵/۰۳/۲۵
زندگینامه شهید«سیدشجاع هاشمی علیا»

«عکس امام خونی نشود»؛ آخرین دغدغه‌ی نوجوان ۱۵ ساله در آستانه شهادت

شهید «سید شجاع هاشمی علیا» نوجوان بسیجی، در حالی که با جراحت سنگین در عملیات بیت‌المقدس به بیمارستان منتقل شده بود، در آخرین لحظات حیات خود نه نگران زخم‌های کاری، که نگران آغشته شدن عکس امام راحل به خون پیکرش بود.


به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «شجاع هاشمی‌علیا» ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۴۶ در تهران و در خانواده‌ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود. پدرش سیدتقی و مادرش قدسی نام داشت. او در فضای پاک خانوادگی و با تربیتی دینی رشد کرد و از همان سال‌های کودکی و نوجوانی، روحیه‌ای متعهد، پرتلاش و علاقه‌مند به ارزش‌های اسلامی و انقلابی داشت.
شهید شجاع هاشمی‌علیا تا مقطع اول راهنمایی به تحصیل ادامه داد، اما با آغاز روزهای سخت دفاع مقدس و نیاز جبهه‌ها به حضور نیروهای مؤمن و انقلابی، درس و مدرسه را رها نکرد، بلکه در کنار آن، مسئولیت دفاع از میهن اسلامی را نیز بر عهده گرفت. او با وجود سن کم، با انگیزه‌ای والا و قلبی سرشار از ایمان، به عنوان بسیجی راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد.
این نوجوان بسیجی در عملیات بیت‌المقدس حضور یافت و سرانجام در چهارم خرداد سال ۱۳۶۱، در منطقه ام‌الرصاص، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. او در زمان شهادت تنها ۱۵ سال داشت، اما با رشادت و ازخودگذشتگی، نام خود را در شمار شهدای سرافراز دفاع مقدس ثبت کرد.
پیکر مطهر این شهید والامقام پس از تشییع، در امامزاده علی‌اکبر(ع) چیذر تهران به خاک سپرده شد و مزارش امروز زیارتگاه عاشقان فرهنگ ایثار و شهادت است.
 
یشسذاس
 
روایتی از لحظات آخر عروج شهید «سید شجاع هاشمی‌علیا»؛ از امانت‌داری عکس امام تا تشنگی لحظه وصال
 
سید شجاع هاشمی علیاء در عملیات بیت المقدس بر اثر ترکش توپ، جراحت سنگینی از ناحیه پای سمت چپ خود برداشت که در ساعت 9 شب پیکر غرق به خون سید را به بیمارستان سینای اهواز منتقل کردند و بلافاصله توسط پزشکان مورد عمل جراحی قرار گرفت، اما زخم سید بسیار کاری بود و از دست پزشکان هم کاری بر نمی‌آمد. با وجود تلاش و کوشش که به عمل آمد اما خونریزی زیادی داشت. در همان حال، قبل از آنکه وارد اتاق عمل شود می‌گوید: «کیفم را بردارید، مبادا در اثر خونریزی عکس امام که در آن می‌باشد خونی شود».
لحظات آخر عروج این شهید عزیز با تشنگی همراه بود و از پزشکان حاضر در بیمارستان درخواست آب نمود، آن‌ها لبان خشکیده و منتظر آب کوثر او را، با مقداری آب خیس نمودند. سید هم زیر لب ندای "یا مهدی یا مهدی" و "یا زهرا یا زهرا" را زمزمه می‌کرد که به لقاء الله پیوست.
 
پایان متن/

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه