برای من گریه نکنید؛ برای حسین (ع) و یارانش گریه کنید

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، وصیتنامه شهدا، روایت ماندگار دلهایی است که از تعلقات دنیوی گذشتند و راه آسمان را برگزیدند. در میان این دستنوشتههای نورانی، هر جمله دریچهای به ایمان، اخلاص و روح بلند مردانی است که برای دفاع از اسلام، انقلاب و میهن اسلامی از عزیزترین سرمایه خود، یعنی جانشان، گذشتند.
شهید ابوالفضل شجری، رزمندهای از دیار قوچان، چند روز پیش از شهادت، دلنوشتهای از خود به یادگار گذاشت که سرشار از عشق به خداوند، ارادت به اهلبیت(ع)، دلبستگی به آرمانهای انقلاب اسلامی و توصیه به صبر و استقامت است. او در این وصیتنامه، با زبانی صمیمی و سرشار از معنویت، خانواده خود را به بردباری فرا میخواند و شهادت در راه خدا را بزرگترین آرزوی خویش میداند.
آنچه در ادامه میخوانید، متن وصیتنامه این شهید والامقام است؛ سندی ارزشمند از ایمان و بصیرت جوانی که در دهم شهریور سال ۱۳۶۵ در جبهههای نبرد حق علیه باطل به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، دست یافت و نامش در دفتر پرافتخار شهدای دفاع مقدس جاودانه شد.
وصیتنامه شهید ابوالفضل شجری
بسم رب الشهداء و الصدیقین
با درود فراوان به حضرت ولیعصر (عج) و سلام بر نایب برحقش، امام خمینی (ره)، بتشکن زمان، و با درود و سلام بر شهیدان گلگونکفن از صدر اسلام تا کربلای ایران و سلامی بیپایان بر رزمندگان اسلام که در برابر کفر میجنگند و هرگز سازش با دشمن را نمیپذیرند، وصیتنامه خود را آغاز میکنم.
این وصیت را در حالی مینویسم که روحم در قالب جسم احساس تنگنا میکند و عشق به خداوند سراسر وجودم را فرا گرفته است. آن را در حالی مینگارم که بار سنگین گناهان خویش را بر دوش احساس میکنم.
خداوندا! مرا ببخش و مشمول رحمت و مغفرت خویش قرار ده.
خدایا! چه بسیار گناهانی که مرتکب شدهام و تو به لطف و کرمت آنها را پوشاندهای.
پروردگارا! مرا لحظهای به خود وامگذار و این بنده درمانده را به حال خود رها مکن.
اینجانب ابوالفضل شجری فرزند محمدقاسم از روستای کلوخی، به یگانگی خداوند متعال، رسالت حضرت محمد مصطفی (ص)، امامت حضرت علی (ع) و یازده فرزند برحقش شهادت میدهم و گواهی میدهم که مرگ حق است، قیامت حق است و صراط حق است.
خداوندا! تو خود شاهد باش که هر آنچه در توان دارم در راه تو تقدیم میکنم و از تو میخواهم توفیق شهادت در راهت را نصیبم گردانی. همچنین از تو میخواهم به مادرم صبر و شکیبایی عطا کنی و مرا در بهشت برین خویش جای دهی.
اما سلام من به مادر عزیز و مهربانم.
امیدوارم مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهی. اگر نتوانستم آنگونه که شایسته است در خدمت تو باشم، مرا ببخش. مادر عزیزم! اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد، در مصیبت من بیتابی نکن و نشان بده که تقدیم فرزند در راه اسلام و قرآن مایه افتخار است.
مادر عزیز! تو را به خدا قسم برای من گریه نکن؛ برای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و هفتاد و دو یار باوفایش گریه کن که مظلومانه در راه حق به شهادت رسیدند.
و اما سلام من به همسر مهربانم.
امیدوارم همچون همسر حنظله استوار و مقاوم باشی و به این افتخار کنی که همسرت در راه خدا، اسلام و مکتب سرخ حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به شهادت رسیده است.
و اما سلام من به برادر عزیزم.
امیدوارم مرا حلال کنی و اگر از من خطایی سر زده است، به بزرگواری خود ببخشی. من همیشه به داشتن برادری، چون تو افتخار میکردم و امیدوارم راه مبارزه با دشمنان اسلام ادامه یابد و خون شهیدان پایمال نشود.
و اما سلام من به خواهران عزیزم.
شما همواره موجب سرافرازی و افتخار من در میان خویشاوندان بودهاید. پاداش شما همین بس که برادری را در راه اسلام و انقلاب تقدیم کردهاید. امیدوارم در فراق من صبور باشید و بدانید که اجر و پاداش صابران نزد خداوند محفوظ است.
در پایان سخنی ندارم، جز آنکه از شما میخواهم مرا در زادگاهم، روستای کلوخی، به خاک بسپارید و دعا را هیچگاه فراموش نکنید.
خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی (عج)، خمینی را نگهدار.
شهید ابوالفضل شجری
تاریخ نگارش وصیتنامه: ۱ شهریور ۱۳۶۵
انتهای پیام/