فرزندم را در مسیر خدا تربیت کردم و سرانجام امانت را به صاحبش بازگرداندیم
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید علی حیدرزاده از رزمندگان دوران دفاع مقدس و نگین منطقه دودانگه مرکز مازندران است که در سال ۱۳۴۳ به دنیا آمد و سرانجام در ۲۲ خردادماه ۱۳۶۶ پس از سالها مجاهدت و تحمل مجروحیتهای ناشی از حضور در جبهه، به فیض شهادت نائل آمد.

از سختیهای زندگی تا تربیت فرزند در مسیر ایمان و مجاهدت
عباسعلی حیدرزاده، پدر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفتوگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: زندگی ما آن زمان بسیار سخت بود و دامداری میکردیم. در منطقهای محروم زندگی میکردیم که نه راه درستی داشت و نه امکاناتی؛ اما با همان شرایط، بچهها را بزرگ کردیم. علی از همان کودکی کنار ما در کارها بود، در سرما و گرما کمک میکرد و روحیهای قوی داشت. حتی تا کلاس پنجم بیشتر نتوانست درس بخواند، اما فهم و درکش از بسیاری بزرگتر بود.
وی افزود: قبل از انقلاب و در آن شرایط سخت، همه زندگی ما با مشقت میگذشت، اما علی همیشه سختیکشیده و مقاوم بود. قبل از رسیدن به سن تکلیف نماز میخواند و روزه میگرفت و اهل ایمان و معنویت بود.
مخالفت پدر با اعزام و اصرار فرزند برای حضور در جبهه
پدر شهید ادامه داد: با رفتنش به جبهه مخالف بودم و اجازه نمیدادم برود، اما گوش نکرد. اولین اعزامش به چهلدختر بود. من هم یک بار به آنجا رفتم تا او را ببینم. بعد از ۴۰ روز آموزش، به مرخصی آمد؛ اما دیگر آن علی سابق نبود، هم از نظر روحی و هم جسمی تغییر کرده بود.
حیدرزاده خاطرنشان کرد: بعد از دوره آموزشی دوباره به مدت سه ماه در چهلدختر ماند و سپس به پادگان حمیدیه اهواز اعزام شد. از آنجا هم به مناطق عملیاتی رفت. در این مدت سه بار مجروح شد؛ دو بار ترکش خورد و یکبار دچار موجگرفتگی شد. اما هیچوقت دست از جبهه نکشید و میگفت این وظیفهای است که بر عهده من است.
مقابله با مجروحیت و بازگشت دوباره به خط مقدم
عباسعلی حیدرزاده گفت: مدتی از او بیخبر شدیم و خیلی نگران بودیم تا اینکه فهمیدیم مجروح شده و ۴۰ روز مرخصی گرفته، اما به خاطر شدت جراحت در بیمارستان گرگان بستری است. وقتی به دیدنش رفتم و حالش را دیدم، گفتم دیگر نرو، اما با آرامش گفت برای من ماندن در اینجا سخت است، وظیفهای بر دوش دارم و باید انجام بدهم.
روزهای پایانی خدمت و لحظه وداع با دنیا
پدر شهید افزود: چند روز به پایان خدمتش مانده بود که برای گرفتن کارت پایان خدمت رفته بود. قرار بود بعد از برگشتش برایش جشن بگیریم و زندگیاش سر و سامان بگیرد، اما چند روز بعد خبر شهادتش را آوردند. در عملیاتی که ۴ نفر بودند، سه نفرشان شهید و یک نفر مجروح شد و علی با اصابت گلوله به شکمش به شهادت رسید.
عاقبت امانتی که به صاحبش بازگشت
عباسعلی حیدرزاده ذکر کرد: وقتی خبر را آوردند رفتم و دیدم که شهید شده است. با خودم گفتم خوشا به حالش که اینگونه رفت. خداوند خودش فرزند را میدهد و خودش هم میگیرد. او امانتی بود در دست ما که حالا به صاحبش بازگشت.
انتهای پیام/