شهادت فرزند سخت است، اما به رضای خدا راضی هستیم
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید سیدعبدالله موسوی تاکامی دوم فروردین سال ۱۳۵۴ در روستای تاکام از توابع شهرستان ساری و در خانوادهای متدین و دوستدار اهلبیت (ع) دیده به جهان گشود. پدرش میرمحمدعلی موسوی تاکامی و مادرش سیده سلیمه غفاری نام داشت.

وی دوران کودکی را در دامان خانوادهای مذهبی سپری کرد و در هفت سالگی تحصیل را در دبستان شهید میرنبی غفاری آغاز کرد. پس از پایان دوره ابتدایی، دوره راهنمایی را در مدرسه جمهوری اسلامی تاکام گذراند و سپس برای ادامه تحصیل راهی شهرستان ساری شد و تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستانهای طالقانی و شهید باهنر به پایان رساند.
شهید سیدعبدالله موسوی تاکامی در دوران تحصیل جوانی آرام، متفکر، صبور و خوشاخلاق بود. کمتر سخن میگفت و بیشتر میاندیشید. همواره با اخلاق نیکو، رفتار پسندیده و روحیهای متواضع در میان دوستان و آشنایان شناخته میشد و هیچگاه موفقیتهای زندگی او را مغرور نکرد.
علاقه فراوانی به مسجد، برنامههای مذهبی و شنیدن نوارهای دینی داشت و تلاش میکرد روح و جان خود را با یاد خدا و معارف اسلامی جلا دهد. همین روحیه معنوی زمینهساز ورود او به عرصه پاسداری از انقلاب اسلامی شد.
پس از پایان تحصیلات به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و در تیپ مستقل کماندویی نیروی مخصوص ۵۸ مالک اشتر مشغول خدمت شد. سرانجام هفدهم فروردین سال ۱۳۷۶ پس از خداحافظی با خانواده برای انجام مأموریت راهی بندرعباس شد و در بیستوششم فروردین همان سال به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید والامقام در سیویکم فروردینماه سال ۱۳۷۶ در گلزار شهدای روستای تاکام تشییع و به خاک سپرده شد.
روایت پدر شهید از سالهای زندگی و خبر شهادت فرزند
میرمحمدعلی موسوی تاکامی، پدر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفتوگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: پنج برادر بودیم و در روستای تاکام زندگی میکردیم. آن زمان امکانات بسیار محدود بود و حتی روستا از نعمت آب کافی برخوردار نبود.
وی افزود: تا کلاس پنجم درس خواندم. ازدواج کردم و مشغول کار شدم.
پدر شهید با اشاره به روزهای دریافت خبر شهادت فرزندش گفت: روزی که عبدالله به شهادت رسید، من و مادرش از موضوع اطلاعی نداشتیم. همه میدانستند، اما چیزی به ما نگفته بودند.
موسوی تاکامی ادامه داد: آن روز برای نگهبانی رفته بودم. برادرزادهام همراه دو نفر دیگر به دیدنم آمدند. وقتی علت حضورشان را پرسیدم، گفتند یکی از بستگان دچار حادثه شده و باید به بیمارستان برویم.
میرمحمدعلی موسوی تاکامی خاطرنشان کرد: همراه مادر عبدالله راهی شدیم، اما زمانی که به سپاه رسیدیم، خبر شهادت فرزندمان را به ما دادند.
پدر شهید اظهار کرد: امیدواریم خون شهدا سبب پیروزی و سربلندی کشور شود و این انقلاب به دست صاحب اصلیاش حضرت ولیعصر (عج) برسد.
مادری که به رضای خدا راضی ماند
سیده سلیمه غفاری، مادر شهید نیز اظهار کرد: فرزندم بسیار مظلوم، مهربان و بااخلاق بود و همیشه خدا را شکر میکنم که چنین فرزندی به من عطا کرد.

وی افزود: از دست دادن فرزند برای هر مادری سخت است. ما مادران سالها برای بزرگ شدن فرزندانمان زحمت میکشیم و طبیعی است که دوری آنها دردناک باشد.
مادر شهید سیدعبدالله موسوی تاکامی ادامه داد: با وجود همه سختیها، همیشه به خواست و رضای خداوند راضی بودهام و خدا را شکر میکنم.
غفاری خاطرنشان کرد: خداوند این امانت را به ما داده بود و در زمان مقرر نیز آن را از ما گرفت، اما امیدوارم راه شهدا و آرمانهای آنان در جامعه ادامه پیدا کند.
انتهای پیام/