آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۹۲۵
۱۰:۱۵

۱۴۰۵/۰۵/۱۹

برادرم راه جبهه را انتخاب کرد

خواهر شهید یزدان (امیر) سلطان‌تویه اظهار کرد: برادرم با وجود علاقه به درس و زندگی، دفاع از وطن را انتخاب کرد و برای آرامش مردم و کشورش بار‌ها راهی جبهه شد.


شهید یزدان سلطان‌تویه سال ۱۳۴۵ در شهرستان ساری و در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل‌بیت (ع) دیده به جهان گشود. پدرش علی‌بابا و مادرش مرضیه نام داشت. وی همزمان با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت بسیج درآمد و در لشکر ۲۵ کربلا در رسته پیاده به اسلام خدمت کرد و سرانجام دوازدهم تیرماه سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای یک در منطقه مهران و در سن ۲۰ سالگی به شهادت رسید.

برادرم راه جبهه را انتخاب کرد

روایت خواهر شهید از برادری آرام و مهربان

محبوبه سلطان‌تویه، خواهر شهید یزدان سلطان‌تویه در روایت شهادت برادر خود در گفت‌وگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: برادرم شخصیت بسیار آرام، صبور و مهربانی داشت و نسبت به خانواده حساسیت زیادی نشان می‌داد.

وی افزود: امیر فرزند چهارم خانواده بود و، چون در ماه مبارک رمضان به دنیا آمده بود، خانواده نامش را امیر گذاشتند. او از همان نوجوانی علاقه زیادی به جبهه داشت و حتی برای نخستین اعزام، شناسنامه‌اش را دستکاری کرده بود تا بتواند راهی جبهه شود.

خواهر شهید یزدان سلطان‌تویه ادامه داد: برادرم چندین مرتبه به جبهه اعزام شد و هر بار که به مرخصی می‌آمد، هر مبلغی که برایش باقی مانده بود به مادرم می‌داد و می‌گفت این پول را برای خواهر‌های کوچکم خرج کنید.

سلطان‌تویه خاطرنشان کرد: زمانی که به جبهه می‌رفت، به مادرم سفارش می‌کرد اجازه ندهد ما برای خرید نان به نانوایی برویم. حتی به دوستانش گفته بود نان منزل را تهیه کنند تا خواهرهایش در صف نانوایی نایستند.

چشم‌انتظاری خانواده برای بازگشت فرزند

محبوبه سلطان‌تویه بیان کرد: آخرین بار برادرم در منطقه قلاویزان مهران حضور داشت. همان روز‌ها خبر دادند مجروح شده و به تهران انتقال یافته است. حدود یک هفته خانواده در انتظار بود و هر روز خبری متفاوت به ما می‌دادند.

سلطان‌تویه ادامه داد: مادرم در همان روز‌ها با وجود نگرانی شدید، مشغول عرق‌گیری بهار نارنج بود و مدام برای سلامتی فرزندش دعا می‌کرد، اما در نهایت خبر شهادتش را آوردند.

خواهر شهید اظهار کرد: روز قبل از شهادتش، امیر به همرزمانش آب می‌داد و گفته بود «امروز من به شما آب می‌دهم و فردا خودم شربت شهادت می‌نوشم»؛ انگار از شهادتش خبر داشت.

آرزویی که پس از شهادت برآورده شد

محبوبه سلطان‌تویه ادامه داد: برادرم همیشه می‌گفت اگر شهید شدم مرا کنار پسرخاله‌های شهیدم دفن کنید و همین آرزو نیز پس از شهادتش برآورده شد.

سلطان‌تویه گفت: امیر همواره خواهرانش را به رعایت حجاب توصیه می‌کرد و هنگام بازگشت از جبهه با شوخی می‌گفت: «گوسفند بکشید، دارم می‌آیم.»

خواهر شهید ذکر کرد: برادرم علاقه زیادی به وطن داشت و برای دفاع از کشور، درس و زندگی‌اش را کنار گذاشت و راه جبهه را انتخاب کرد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه