آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۷۶۲
۰۹:۱۵

۱۴۰۵/۰۳/۱۷
زندگی نامه شهید یحیی آشکاران

عاشق پرواز، روایت دلدادگی به آرمان‌های امام و شهادت

برادر شهید «یحیی آشکاران» می‌گوید: همواره توجه خاصی به سخنرانی‌ها و پیام‌های امام خمینی (ره) داشتند؛ و همیشه در آرزوی شهادت بودند؛ و شهادت را بالاترین مرتبه عنایت الهی می‌دانست و به آن افتخار می‌کرد. با خانواده‌های شهدا مهربان بود و همیشه به آنان دلداری می‌داد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «یحیی آشکاران» ششم مهرماه ۱۳۴۲ در شهرستان بهشهر روستای شهیدآباد در خانواده‌ای مؤمن و مذهبی با اوضاع اقتصادی نسبتاً معمولی که از امرار معاش والدین در زمین‌های کشاورزی و دامداری تأمین می‌شد بدنیا آمد.

عاشق پرواز، روایت دلدادگی به آرمان‌های امام و شهادت

یحیی درسایه محبت‌های پدرش مهدی ومادر پاکدامن و مهربانش خانم گل، دوران کودکی را پشت ‍سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. مدارس ابتدایی و راهنمایی را در روستای شهیدآباد و دوران دبیرستان را در مدرسه ابوریحان در بهشهر در رشته حسابداری گذراند.

یحیی ارزش و جایگاه والدینش را می‌دانست به آنان احترام می‌گذاشت. در کار‌های روزمره یار و یاور آنها بود. با توجه به اینکه درکودکی از نعمت پدر برخوردار نبود یار و مونس مادر شد. از ویژگی‌های بارز و ممتاز یحیی می‌توان به تواضع و فروتنی در بین خانواده با توجه به سمت و پست کاری که داشت یاد کرد. دغدغه او این بود که اگر افراد نیازمند و مستحق به وی مراجعه کنند دلسرد و ناراحت برنگردند؛ و بتواند مشکلات آنها را حل کند.

یحیی متأهل و دارای ۴ فرزند (۱ دختر و ۳ پسر) بود همسر ایشان فرخ لقا هادی زاده فرزند حسن، لیسانسه و معلم بوده که بعد از شهادت مجدداً ازدواج کرده بود و الان در قید حیات نیستند.

فرزندان شهید به نام‌های مهدی که در هنگام شهادت ایشان ۸ ساله بود اکنون کارمند صدا سیما هستند. میثم فرزند دوم که در زمان شهادت ۶ ساله بودند کارمند بیمارستان، و محسن که در زمان شهادت ۵ ساله بودند در شهرداری مشغول بکار هستند از شهید دختری به نام محدیث که در زمان شهادت ۴ ساله بودند به یادگار مانده است.

یحیی به مدت ۱۲ سال با استخدام رسمی در بیمارستان امام خمینی با پست مدیر داخلی خدمت می‌کرد؛ و خدمات ارزنده‌ای را به مردم ارائه کرد.

رهنمود‌های امام خمینی، ارادت به ائمه اطهار بویژه به امام حسین (ع)، علاقه به دین اسلام از عوامل تأثیرگذار بر شخصیت او بوده است. با فراگیر شدن نهضت امام خمینی (ره) به صف انقلابیون پیوست و همراه مردم حزب الله شعار‌های انقلابی سر می‌داد. ضمن فعالیت‌های مؤثر به پخش اعلامیه و توزیع آن اقدام می‌کرد. بعد از تحقق انقلاب اسلامی و تشکیل بسیج به عضویت این نهاد درآمد در پایگاه المهدی (عج) مسجد رضویه مسئول پایگاه نوجوانان (آموزش نظامی) بود. شرکت در نگهبانی شب، آموزش فنون بهداشتی، جذب کمک مردمی برای جبهه از جمله مسئولیت‌های او بود. در برگزاری جلسات نیز مدیریت را به عهده داشت.

بار اول در تاریخ سی مرداد ۱۳۶۰، از سپاه بهشهر، لشکر ۲۵ کربلا به عنوان بسیجی تک تیرانداز عازم جبهه جنوب شدند؛ و به مدت ۲ ماه و ۱۳ روز در جبهه حضور داشت؛ و بار دوم یک ماه به عنوان امدادگر به منطقه صالح آباد اعزام شد.

یحیی بار سوم در تاریخ پانزدهم شهریور ۱۳۶۵، از سپاه بهشهر به عنوان بسیجی تک‌تیرانداز، به منطقه جنوب‌ام‌الرصاص، اعزام شد و به مدت ۴ ماه و ۱۱ روز تا تاریخ چهارم دی ماه ۱۳۶۵، در منطقه بود که در عملیات کربلای ۴ با اصابت ترکش گلوله به سر و صورت به عنوان اولین شهید خانواده به فیض شهادت نائل گردید. وی در تاریخ چهارم دی ماه ۱۳۶۵، در شهرستان بهشهر تشییع و در گلزار شهدای بهشت فاطمه شهرستان بهشهر خاکسپاری شد.

فرزند بزرگ شهید، مهدی در بیان خاطره‌ای از شهید نقل می‌کند:در سال ۶۵ که پدرم به درجه رفیع شهادت نائل آمدند من ۸ ساله بودم، در یکی از مرخصی‌ها، پدرم به عنوان سوغات برای بچه‌ها اسباب بازی آوردند. پدرم من را که پسر بزرگش بودم به گوشۀ خلوتی برد و گفت: مهدی جان تو، چون بزرگتر هستی و باید مواظب کوچکتر‌ها باشی می¬توانی یکی از این اسباب بازی‌ها را انتخاب کنی و من هم از بین آن اسباب بازی‌ها یکی را برگزیدم و خوشحال بودم که پدرم به من حق انتخاب داد و احساس بزرگی می‌کردم و به برادران و خواهر کوچکترم فخر می‌فروختم.

از این موضوع چند روزی گذشت که بعد فهمیدم پدرم با بقیۀ برادران و خواهرانم همین کار را کرده بود و هر کدام را جداگانه به گوشه‌ای برده بود و با نصیحت‌های مختلف می‌گذاشت که خودشان انتخاب کنند.

اما حالا که چندین سال از آن لحظه می‌گذرد می‌فهمم که چرا این کار را می‌کرد، زیرا با این کار در عین حال که نصیحت پدرانه را انجام می‌داد با پاداش که همان آزادی در انتخاب بود احساس بزرگی را در فرزندان پرورش می‌داد.

ایشان در خانواده از محبوبیت بالایی برخوردار بود، باسوادترین فرد خانواده بود و به نماز اهمیت زیادی می‌داد و الگوی رفتاری و اخلاقی دیگر اعضای خانواده بود.

ایشان از همان دوران محصلی علاقه زیادی به امام و اسلام داشت. برای پدر و مادر احترام خاصی قائل بود به خصوص با مادر رابطه خیلی خوبی داشت ضمن اینکه خیلی زود از داشتن پدر محروم شد. الگوی اعضای خانواده بود. همیشه در صدد پند و نصیحت به اعضای خانواده بود و بسیار دلسوز.

بعد از ازدواج نیز با همسر خود بسیار مهربان بود با توجه به اینکه همسرش شاغل بود خیلی مراعات حال ایشان را می‌کردند و فرزندان خود را خیلی دوست می‌داشتند.

از میان همه اعضای خانواده با مادر ارتباط بیشتری داشت، زیرا که مادر در جوانی همسر خود را از دست داده بود و تنها شده بود برای مادر همدم و همراه بود.

متواضع و فروتن، با حجب و حیا، امانتدار و حافظ اسرار، دارای سعه صدر، اخلاق در عمل، صداقت، صفا و صمیمیت، صبور و مقاوم، دلسوز، وقت شناس، مرتب و دقیق در کارها، منظم و با انضباط، وفادار به عهد و در میان مردم محبوب و دوست‌داشتنی بود.

ایشان بسیار با دوستانش مهربان بود و دلسوزانه و محترمانه با آنان رفتار می‌کرد. هیچوقت حق کسی را ضایع نمی‌کرد و به حقوق دیگران احترام می‌گذاشت.

همیشه با قرآن مأنوس بود و همیشه قرآن را تلاوت می‌کرد و مدت‌های طولانی بعد از نماز مشغول دعا و نیایش بود. هر جمعه در نماز جمعه شرکت می‌کرد و حتی‌الامکان نماز را جماعت بر پا می‌کرد و خیلی کم پیش می‌آمد که نماز را به تنهایی بخواند. ارادت خاصی به اهل بیت داشتند و همیشه در همه کار‌ها و علی‌الخصوص مشکلات به ائمه اطهار متوسل می‌شدند.

ایشان در مرحله اول امام حسین (ع) و سپس حضرت امام خمینی (ره) را الگوی فکری خود قرار داده بودند؛ و همواره توجه خاصی به سخنرانی‌ها و پیام‌های امام خمینی (ره) داشتند؛ و همیشه در آرزوی شهادت بودند؛ و شهادت را بالاترین مرتبه عنایت الهی می‌دانست و به آن افتخار می‌کرد. با خانواده‌های شهدا مهربان بود و همیشه به آنان دلداری می‌داد.

در بسیج و انجمن اسلامی شهرستان بهشهر فعال بودند. ایشان دوران تحصیل خود را در روستای تروجن شروع کرد و بعد برای ادامه تحصیل به بهشهر و سپس به دانشگاه تهران رفت.

اوقات فراغت خود را قرآن می‌خواند و همیشه مشغول دعا و نیایش بود. فرصتی پیش می‌آمد کتاب‌های مذهبی و علمی مطالعه می‌کرد.

ایشان علاقه بسیاری به فرهنگ جنگ و ایثارگری داشتند. مسئولیتی در بیمارستان داشتند و مشغول بودند ولی این مانع از حضور ایشان در جبهه نشد. محرک اصلی او برای رفتن به جبهه علاقه ایشان به دین اسلام بود. حتی به دیگران هم سفارش می‌کردند و همواره مشوق بودند. از دوستان ایشان آقای اصغر خالقی که به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

تنها ۲۵ سال داشت که اولین بار به جبهه رفت. بسیار خوشحال بود از این بابت با شور و شعف خاصی راهی این مسیر شد.مرتبه اول به عنوان مسئول بهداری به جبهه اعزام شد وقتی که برگشت با توجه به مسئولیتی که در بیمارستان داشت امام جمعه وقت و مسئولین شهر برای بازگشت ایشان به جبهه مخالفت می‌کردند و بیان می‌داشتند که خدمات شما در پشت جبهه بیشتر است. ولی ایشان هر جایی که بود که سعی می‌کرد به مردم خدمت کند و با تمام وجود فداکاری می‌کرد.

آخرین باری که به جبهه می‌رفت مثل همیشه سرحال و خوشحال بود ولی قبل از حرکت نزد مادر رفت و یک قرآن و یک پیراهن برای وی به یادگار باقی گذاشت.

وقتی که از طریق سپاه بهشهر خبر شهادت ایشان را به ما رساندند بسیار ناراحت و متأثر شدیم. ایشان بسیار مظلوم بودند در عین حال حامی تهیدستان و فقرا. در زمان شهادت ۴ فرزند کوچک داشتند و در بیمارستان مسئولیت داشتند. تقریباً تمام بدن ایشان سالم بود با برخورد تیر به سر و صورت به شهادت رسید. ۲ روز بعد از شهادت در مراسمی باشکوه با حضور امام جمعه و مردم بهشهر، کارکنان شبکه بهداری و بسیاری دیگر ایشان را تشییع کردیم و در گلزار شهدای بهشت فاطمه به خاک سپردیم.اکنون با شهادت برادرم ما نیز مفتخریم و خوشحال.

یحیی همیشه می‌گفت: نماز را هیچ‌گاه فراموش نکنید. در همۀ کار‌ها به خدا توکل کنید. حجاب اسلامی را رعایت کنید تا نقشه‌های دشمنان نقش بر آب شود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه