آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۶۶۵
۱۰:۰۵

۱۴۰۵/۰۵/۲۶

۲۹ سال چشم‌انتظار پسرم ماندم/ محمد عاشق جبهه و شهادت بود

مادر شهید محمد کوچکی با بیان خاطراتی از فرزند شهیدش گفت: محمد از همان نوجوانی عاشق جبهه و دفاع از انقلاب بود. با وجود سن کم بار‌ها برای اعزام اقدام کرد و سرانجام به آرزویش رسید. سال‌ها چشم‌انتظار بازگشت پیکرش ماندم، اما به راهی که انتخاب کرده بود افتخار می‌کنم.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید محمد کوچکی سال ۱۳۴۷ در شهرستان ساری و در خانواده‌ای مؤمن و دوستدار اهل بیت (ع) دیده به جهان گشود. پدرش یارعلی و مادرش نازبانو مهدوی نام داشت. وی دوران کودکی را در دامان خانواده سپری کرد و پس از پایان تحصیلات در مقطع راهنمایی، به عضویت بسیج درآمد.

۲۹ سال چشم‌انتظار پسرم ماندم/ محمد عاشق جبهه و شهادت بود

شهید کوچکی به عنوان بسیجی لشکر ۲۵ کربلا در رسته پیاده به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام سیزدهم اسفند سال ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید والامقام سال‌ها مفقودالاثر بود و پس از بازگشت، در سال ۱۳۷۵ با حضور گسترده مردم تشییع و در گلزار شهدای ملامجدالدین ساری به خاک سپرده شد.

نوجوانی که سودای جبهه در سر داشت

نازبانو مهدوی، مادر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفت‌وگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: یک پسر و دو دختر دارم و محمد تنها پسرم بود. برخی خانواده‌های معظم شهدا چندین شهید تقدیم انقلاب کردند، اما من یک شهید دادم و سال‌ها چشم‌انتظاری فرزندم مرا از پا انداخت.

وی افزود: محمد از همان نوجوانی عاشق جبهه بود و مرتب از اعزام صحبت می‌کرد. وقتی برای ثبت‌نام رفت به او گفتند سنت کم است و نمی‌توانی اعزام شوی، اما آنقدر اصرار و خواهش کرد تا نامش را ثبت کردند.

مادر شهید ادامه داد: به من می‌گفت «مادر! دوستانم به جبهه رفته‌اند، من هم باید بروم.» هرچه تلاش کردم منصرفش کنم قبول نمی‌کرد و می‌گفت باید دینم را به انقلاب و کشور ادا کنم.

غیرت دینی و روحیه انقلابی

مهدوی خاطرنشان کرد: محمد نسبت به مسائل دینی بسیار حساس بود. هر جا وارد جمعی می‌شد با احترام می‌گفت حجاب خود را رعایت کنید تا وارد شوم.

نازبانو مهدوی تصریح کرد: در ایام مناسبت‌های مذهبی و انقلابی در مسیر برق کنار خانه و کوچه‌ها پرچم نصب می‌کرد و با تمام وجود برای انقلاب و ارزش‌های اسلامی تلاش می‌کرد.

مادر شهید گفت: فرزندم بسیار مهربان و دلسوز بود. اگر افراد سالخورده یا نیازمندی را می‌دید برای حمل وسایل و خریدهایشان کمک می‌کرد و هیچ‌گاه از خدمت به مردم دریغ نداشت.

اعزام به کردستان و شلمچه

مادر شهید اظهار کرد: محمد پس از گذراندن دوره آموزشی در سوادکوه، ابتدا به کردستان اعزام شد و پس از حدود چهار ماه حضور در مناطق عملیاتی، راهی جبهه جنوب و منطقه شلمچه شد.

مهدوی ذکر کرد: هرچه به او می‌گفتم من تنها هستم و نرو، قبول نمی‌کرد. روحیه‌ای شجاع و نترس داشت و عاشق حضور در جبهه بود.

نازبانو مهدوی با یادآوری روز‌های انتظار گفت: در تمام مدت حضورش در جبهه فقط دو نامه برایمان فرستاد و یک بار هم تماس گرفت.

مادر شهید ادامه داد: هنوز هم گاهی باورم نمی‌شود که دیگر در کنار ما نیست. سال‌ها چشم‌انتظار بازگشتش بودم و هر شب با یاد او زندگی می‌کردم.

۲۹ سال چشم‌انتظاری

مهدوی با چشمانی اشکبار گفت: ۲۹ سال چشم‌انتظار فرزندم ماندم. شب‌ها به آسمان نگاه می‌کردم و با ماه درد دل می‌کردم و می‌گفتم: «محمد مرا ندیدی؟»

وی افزود: سال‌های طولانی بی‌خبری بسیار سخت بود، اما هیچ‌گاه از انتخاب فرزندم پشیمان نشدم و همیشه به راهی که برگزیده بود افتخار کردم.

تشییعی که در یاد‌ها ماند

مادر شهید در پایان گفت: زمانی که پیکر مطهر محمد به وطن بازگشت، مراسم تشییع باشکوهی برایش برگزار شد.

مهدوی خاطرنشان کرد: جمعیت آنقدر زیاد بود که جای سوزن انداختن نبود. مردم قدردان فرزندم بودند و با حضور پرشور خود نشان دادند که راه شهدا هرگز فراموش نخواهد شد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه