شهید مصطفی بخشی آرزو داشت در عملیات به شهادت برسد
به گزارش نوید شاهد از مازندران، شهید سیدمصطفی بخشی هشتم خرداد سال ۱۳۲۵ در روستای ولشکلا از توابع شهرستان ساری در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. وی پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکی و جوانی، با تلاش و پشتکار به فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی روی آورد و همواره در میان مردم به خوشاخلاقی، دینداری و خدمتگزاری شناخته میشد.

شهید بخشی علاوه بر فعالیتهای عمرانی، چند سال در کنار برادرش به شغل بنایی مشغول بود و پس از آن به عنوان کارمند آتشنشانی خدمت میکرد. وی در دوران دفاع مقدس بارها به صورت داوطلبانه راهی جبهههای نبرد شد و سرانجام ۲۱ بهمن سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ و در منطقه دریاچه نمک به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید والامقام پس از مدتها تفحص و شناسایی در گلزار شهدای روستای ولشکلا به خاک سپرده شد.
آغاز زندگی مشترک با سادگی و محبت
سیده عفت خدابخشی، همسر شهید، در روایت شهادت همسر خود در این کلیپ می گوید: همسرم پسرعموی پدرم بود. زمانی که برای خواستگاری آمد، پدرم به دلیل اختلاف سنی با این ازدواج موافق نبود، زیرا من شش سال از ایشان بزرگتر بودم.
وی افزود: با پیگیری و وساطت برادرم، این ازدواج سرانجام انجام شد و مراسم ازدواجمان نیز بسیار ساده و بیتکلف برگزار شد.
همسر شهید خاطرنشان کرد: زندگی مشترک ما بر پایه محبت، احترام و همکاری شکل گرفته بود. کارهای خانه و بیرون را با هم انجام میدادیم و ایشان در تمام مراحل زندگی همراه و پشتیبان خانواده بود.
مردی محبوب در میان مردم
سیده عفت خدابخشی بیان کرد: همسرم چهار سال همراه برادرش به شغل بنایی مشغول بود و پس از آن به استخدام آتشنشانی درآمد. فردی خوشاخلاق، مردمدار و دلسوز بود و همه از او رضایت داشتند.
وی ادامه داد: در منزل برنامههای مذهبی برگزار میکرد و جوانان را به انجام واجبات، اخلاق اسلامی و پیروی از مسیر اهلبیت (ع) توصیه میکرد.
آرزوی دیرینه شهادت
همسر شهید با اشاره به روحیه جهادی شهید بخشی گفت: او علاقه زیادی به حضور در جبهه داشت و هر زمان که فرصتی فراهم میشد، داوطلبانه به مناطق عملیاتی اعزام میشد.
وی افزود: آخرین باری که قصد اعزام داشت، احساس عجیبی داشتم و به دلم افتاده بود که این سفر، سفر بازگشت نیست. برای سلامتیاش قرآن آوردم، او را از زیر قرآن عبور دادم و پشت سرش آب ریختم.
سیده عفت خدابخشی ادامه داد: همسرم همیشه میگفت امام را تنها نگذارید و پشتیبان اسلام و قرآن باشید. این توصیه را در وصیتنامه خود نیز مورد تأکید قرار داده بود.
رؤیایی که تعبیر شد
همسر شهید اظهار کرد: شبی که قرار بود به شهادت برسد، در خواب دیدم که در میان رودخانهای پرآب قرار دارد. آن خواب برایم عجیب بود و بعدها معنای آن را فهمیدم.
وی افزود: پس از شهادت، پیکر مطهرش تا سه ماه پیدا نشد و همین موضوع روزهای سختی را برای خانواده رقم زد، اما سرانجام پیکر او شناسایی و به زادگاهش بازگردانده شد.
تربیت فرزندان در مکتب شهدا
سیده عفت خدابخشی در پایان گفت: پس از شهادت همسرم تلاش کردم فرزندانمان را با فرهنگ اهلبیت (ع) و راه شهدا تربیت کنم. همیشه اعتقاد داشتم که حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) پشتیبان زندگی ما هستند و فرزندانم را با توسل به این بزرگواران پرورش دادم.
وی خاطرنشان کرد: امروز نیز بزرگترین آرزویم ادامه یافتن راه شهدا و حفظ ارزشهایی است که آنان برای آن جان خود را فدا کردند.
انتهای پیام/