مجادله گری، مانع چشیدن لذت ایمان
گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «ابوالقاسم بزاز» دوم مهر ماه ۱۳۳۱، در شهرستان بابل به دنیا آمد. پدرش محمدحسین و مادرش صدیقه نام داشت. از سوی سپاه وارد جبهه شد و در تاریخ دهم خرداد ۱۳۵۹، در سنندج بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای معتمدی به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید «ابوالقاسم بزاز»
وصیت میکنم همه شما را به اینکه از مجادله تعبیر علم که خداوند زیاد در کتابش و ائمه علیه السلام نهی فرمودهاند بپرهیزید، زیرا باعث قساوت قلب است و محل اخوت و در بعضی از روایات از ائمه معصومین (ع) آمده است که لذت ایمان را نخواهید چشید کسی که مجادله زیاد کند.
اهمیت دادن به نماز و دعا و نماز شب و مناجات مخفی از نظرها و صدقه پنهانی و پنهان داشتن کارهای خیر است و برای رضای خدا انجامش دادی، زیرا همانگونه که برای هر یک از موارد چندین شاید اگر اشتباه نکنم چند درصد روایت و حدیث وارد شده است مخصوصاً عزیزان من نماز شب آنچه که باعث عظمت و کرامت مومن است فقط و فقط در همین خلوت کردنها با قاضی الحاجات دوست و محبوب واقعی واقف به اسرار نهان است.
حقوق الناس را هر چه زودتر در صورت امکان به جا آورید و اداء نمایید که مرگ زود میآید و ناگهانی و سعی کنید که زودتر از افراد رضایت کسب نمائید و مشروط است به رضایت.
سعی کنید که در دوستیهایتان صادق باشید واقعاً دوست باشید و سعی کنید که همه را دوست بدارید که همه مخلوق خدایند و خدمتگزار تو به امر خدا و تو نیز خدمت گزار آنها باید که همه مانند اعضاء یک خانواده باشید و همانگونه نسبت بهم صمیمیت ابراز دارید که موجب خوشحالی خدا میباشد.
عزیزان من الان که این نامه را میخوانید من نیستم ولی این وصیت را به شما میکنم و شما هم بهر س که بیشتر دوستش دارید برسانید و آن وصیت اینست که از خدا بخواهند تا شهادت در مسیر خودش را نصیب و روزی فرماید بخدا قسم تنها راه رسیدن به کمال واقعی و یا بهتر بگویم بلقناء الله (عند ملک؟) و سادهترین و سهلترین و نزدیکترین راهها و واضحترین آنها همین است شهادت چقدر زیباست لفظ شهادت تا چه رسد به معنا.ای عزیزان من قسم میدهم همه شما را به آنچه که برایتان مونس است از اینکه ارج نهیم به خون شهیدان اسلام و نگذاریم که ضایع شود خون مطهرشان و هدف شان پایمال هوسمان نگردد که به کام دل شان (گسترش هر چه بیشتر حکومت حقیر اسلامی) برسند و بیایم تا پیام آوران این خونها باشیم و این را بدانید که اگر رعایت مراتب فوق را نفرمائیم خداوند منتقم خواهد فرمود: نفرین ارواح شهداء و آنوقت خدای ناخواسته سلب رحمت میشود عذاب خواهد آمد.
عزیزان من زیاد و زیاد خیلی زیاد به یاد آقا و سرور کائنات امام زمان که روح و جسم و تنم همه متعلقات به من و فرزندانم که زیاد دوستانشان دارم فدای قدم او علی الخصوص زمانی که ترکم میکند قرآن مجید کلام الله چه زیباست که شاعر گفته چه خوشبخت خوش است و قرآن ز تو دلربا شنیدن بهرحال به یاد او باشیم و فرج عاجلش را بخواهیم و برای حضرتش دعا نمائیم و برای نائب عام او مجدد قرن وحید دهر در عصر ما یعنی امام خمینی و طول عمر و توفیق و صحت جسم ایشان همچنین دعا زیاد نمائیم.
از پدر و مادر و فامیلها و آشنایان و دوستان و همه نزدیکان برای من قبل از تشییع جنازه من طلب حلالیت شود در صورت امکان سعی شود که به هیچ وجه و عذری در عزادرای برای من خلاف شرع یا اسراف نباید نشود و از ضجه و شیون و گریه که باعث خوشحالی دشمنان دین میشود جداً و جداً و جداً خودداری شود و خیلی سنگین و با متانت مجالس عزای متعارف سطح پایئن را بر پا دارید از دعوت نمودن اشراف و طبقه مرفه در مجلس عزا جداً خودداری فرمائید.
یکسال نماز و یک ماه روزه و همچنین پانزده روز روزه و شش ماه نماز برای کسی بود حتماً حتماً آوردید که راحت و آسوده باشم برای خودم اگر صلاح دیدید و روزهای بدهید والا خداوند کریمتر از آنست که با این خاطر سخت بگیرد بر من بدهکاری هایم چیزی نیست که عیالم نوعاً میداند و ضامن دین من هم حضرت بقیه الله میباشد لذا خوفی ندارم.
از پدر بزرگوارم آیت الله مشکینی بخواهید که یک روز درس تفسیر قرآن را به این حقیر هدیه فرمایند (ثوابش را) این را حتماً بخواهید قبول خواهد فرمود از برادران و خواهران یعنی طلاب علوم دینی آشنا نوکران و سربازان امام زمان علیه السلام برایم مغفرت طلب نمائید.
وصیت میکنم بر عیالم را که در راه خدا مرارت و سخنی زیاد دیده و خبری که میبایست در ناحیه من به او برسد نرسیده است و حقوق حقه اش و حتی در خیلی از موارد حقوق واجبه او نیز ضایع شده است البته بد است. من امیدوارم که مرا ببخشد وصیت من به او اینست که بعد از من سعی در تربیت فرزندانم بنماید و تا میتواند طوری به خود بقبولاند که باید تجدید فراش نماید، حیف است که این سنت الهی اسلامی بعد از من از بین برود به خاطر تعصبات بی جا و غیر اسلامی فرامین و اوامر و اجتناب از معاصی از صغایر و کبائر آن است.
انتهای پیام/