آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۰۸۸۳
۰۸:۲۲

۱۴۰۵/۰۳/۰۵
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

امشب در مصلی بزرگ شهر، جلوه‌ای تمام‌عیار از غیرت، ایمان و شجاعت یافته است. زنانی که از ابتدای انقلاب تاکنون در همه صحنه‌های دفاع مقدس پیشتاز بودند، این بار با سربند بر سر و سلاح در دست، در کنار دوختن پرچم، پخت نذری و پشتیبانی از نیرو‌های نظامی، حماسه‌ای ماندگار آفریده‌اند؛ حماسه‌ای که نشان می‌دهد در جنگ تحمیلی سوم، جغرافیای نبرد هر جا که باشد، زنان قزوینی در خط مقدم آن ایستاده‌اند.


حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، جنگ تحمیلی سوم ادامه دارد. این بار نه در خرمشهر، شلمچه و در جزایر مجنون. جغرافیای این جنگ، دیگر نقشه‌های مرسوم نظامی نیست؛ بلکه قلب مومن و انقلابی قزوین است. از همان لحظه اول که خبر شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، همچون صاعقه‌ای جانسوز، از کوچه به کوچه و از خانه به خانه پیچید، قزوین به تلی از آتش تبدیل شد. آتشی از خشم، اندوه، غیرت و بیداری. اما امشب، این آتش در مصلی قزوین شعله‌ورتر از همیشه است؛ آتشی که قرار بود دشمنان اسلام و انقلاب را بسوزاند، نه این مردم صبور، ولایتمدار و شهیدپرور را.

امشب، همه چیز در همین مکان مقدس خلاصه می‌شود. مصلی جایگاهی برای بیعت زن و مرد، پیر و جوان، میانسال و نوجوان و حتی کودکان شده است. در این میان، زنان قزوینی هستند که مانند همه صحنه‌های دفاع مقدس، از ابتدای انقلاب تاکنون، نه فقط حضور دارند، بلکه پیشتاز، شجاع، نوآور و فداکارانه می‌درخشند. گزارش پیش‌رو، روایت مفصلی از این نقش‌آفرینی بی‌نظیر است.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

مصلی قزوین؛ قرارگاه مادرانه حماسه

امشب مصلی بزرگ قزوین دیگر فقط یک مکان عبادی یا همایشی سیاسی نیست. این مکان مقدس به «قرارگاه عشاق ولایت» تبدیل شده است. مصلی مملو از جمعیتی است که با چشمانی گریان و دل‌هایی آتش‌گرفته، یک‌صدا «هیهات مِن الذِّلّه» و «لَبَّیک یا خامنه‌ای» فریاد می‌زنند.

اما در میان این موج عظیم انسانی، حرکت و مدیریت زنان قزوینی حرف اول را می‌زند. آنجا که مردان در صفوف فشرده برای شنیدن سخنرانی‌ها حضور دارند، زنان در بخش‌های جداگانه، اما هم‌دل، مشغول سازماندهی، هماهنگی و پشتیبانی هستند. مادرانی که کالسکه کودکان را در گوشه‌ای از مصلی پارک کرده‌اند و در عین حال، دستانی پر از نذری، پرچم و بسته‌های حمایتی دارند.

یکی از بانوان پیشکسوت بسیج که نامش را «خواهر رقیه» می‌گذارد، با چشمانی خسته، اما پرشور به خبرنگار ما می‌گوید:من در سال ۱۳۵۹، وقتی دشمن بعثی به خاک ما تاخت، دختری ۱۷ ساله بودم. آن زمان در بیمارستان صحرایی قزوین پانسمان می‌کردم و برای رزمندگان لباس می‌دوختم. امشب، ۴۵ سال بعد، دوباره همان حس را دارم. اما این بار، نه فقط پشت جبهه، بلکه در دل سنگر مصلی، برای رهبر شهیدمان پرچم می‌دوزم و به دختران جوان یاد می‌دهم که چگونه از حرم ولایت دفاع کنند.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

سلاح به دست زنان قزوینی؛ تفسیری تازه از ایثار

یکی از جلوه‌های شگفت‌انگیز این شب‌ها در قزوین، موضوع یادگیری سلاح توسط زنان است. زنان قزوینی در کنار حضور در تجمع‌های مردمی، سربند بسته‌اند و سلاح به دست گرفته‌اند. اما این «سلاح به دست گرفتن» فقط یک حرکت نمادین نیست؛ آنها با جدیت و همتی وصف‌ناپذیر، در دوره‌های آموزشی نگهداری و استفاده از سلاح سرد و گرم شرکت می‌کنند.

فریبا همتی از خواهران بسیجی در گفت‌و‌گو با خبرنگار نوید شاهد قزوین می‌گوید:یاد گرفتن سلاح فقط یک شور زودگذر نیست. این یک تحول راهبردی در نگاه زن مسلمان ایرانی است. زن قزوینی فهمیده که در "جنگ تحمیلی سوم"، سهم او فقط پشت جبهه و آشپزخانه نیست. او باید در خط مقدم دفاع از ارزش‌ها، هم‌سنگر و هم سرباز باشد.

یکی از شرکت‌کنندگان، دختری ۱۸ ساله به نام فاطمه که روسری‌اش را به سبک شهدای گمنام بسته، با اشک در چشمانش می‌گوید: رهبرمان شهید شد تا به ما بگوید که دشمن حتی از شهادت یک مرد بزرگ هم ابایی ندارد. پس ما زنان باید یاد بگیریم که چگونه از خود، خانواده و انقلابمان دفاع کنیم. من امروز اولین جلسه آموزش با اسلحه را گذراندم. نه برای جنگ‌طلبی، بلکه برای اینکه بدانم اگر دشمن نزدیک شد، عقب نمی‌نشینم.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

روایت دوختن پرچم‌ها؛ دستان مادرانه در کارگاه عشق

زنان قزوینی نه تنها در مصلی حضور دارند، بلکه در گوشه و کنار شهر قزوین، کارگاه‌های دوخت پرچم را به راه انداخته‌اند. از خیاطان ماهر تا دختربچه‌هایی که تازه دوختن یاد گرفته‌اند، همگی مشغول دوختن پرچم‌هایی با نقش‌ونگار‌های انقلابی هستند. پرچم‌هایی با تصویر رهبر شهید، شعار‌های «یا زهرا(س)»، «لبیک یا خامنه‌ای» و «هیهات من الذله».

اما فقط پرچم نیست؛ آنها همچنین در حال دوختن سربند‌های قرمز با اسماء الله، پارچه‌نوشته‌های مخصوص تجمعات و حتی کیسه‌های پارچه‌ای برای توزیع نذری هستند. این محصولات نه برای فروش، بلکه برای توزیع رایگان در بین مردم و نیرو‌های نظامی است.

مریم سادات که مدیریت یکی از این کارگاه‌ها را بر عهده دارد، می‌گوید: از شب اول شهادت رهبر، زنان قزوینی داوطلبانه به این کارگاه‌ها آمده‌اند. برخی از آنها مادران شهدا هستند که با دستانی لرزان، اما قلبی پر از امید، پرچم‌ها را می‌دوزند. برخی هم دختران نوجوانی هستند که می‌خواهند بگویند ما ادامه‌دهنده راه مادرانمان در دفاع مقدس هستیم.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

نذری و آشپزی؛ سفره‌های مهربانی برای نگهبانان شب

زنان قزوینی هیچ‌گاه در پخت نذری و اطعام کوتاهی نکرده‌اند. اما امشب، این کار معنوی ابعاد دیگری پیدا کرده است. نذری آنها فقط برای مردم و عزاداران نیست؛ عمده این غذا‌ها و بسته‌های خوراکی، برای نیرو‌های نظامی، بسیجیان و نگهبانانی است که در مکان‌های مختلف شهر، از جمله راه‌های منتهی به حرم‌ها، امامزاده‌ها، مراکز نظامی و حتی مقابل مصلی، شبانه‌روز نگهبانی می‌دهند.

در محله‌های مختلف قزوین، آشپزخانه‌های بزرگ و کوچکی به صورت خودجوش راه‌اندازی شده. زنانی که غذا‌هایی مانند قرمه‌سبزی و عدس‌پلو می‌پزند. اکرم دهقان، میانسالی ۵۵ ساله که سه پسر بسیجی‌اش در نقاط مختلف شهر مشغول نگهبانی هستند، با دستانی ترک‌خورده، اما چابک در حال پخت و بسته‌بندی است. می‌گوید: این کار را زنان قزوینی به خاطر عشقی که به رزمندگان ولایت دارند، انجام می‌دهند.

یکی دیگر از بانوان به نام سمیه که چندین دیگ آش رشته را برای توزیع در پایگاه‌های نگهبانی آماده کرده، با خنده‌ای از سر رضایت می‌گوید: «دشمن فکر می‌کند با شهادت رهبر، انقلاب را تضعیف می‌کند. غافل از اینکه زن ایرانی در بحرانی‌ترین شرایط، با آشپزی، دعا، سلاح‌آموزی و پرچم‌دوزی، پشتوانه مستحکم نظام است.»

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

کمک مالی زنان قزوینی؛ رزمایش همدلی برای پشتیبانی از جبهه

در کنار حضور فیزیکی در مصلی، کارگاه‌های دوخت و آشپزخانه‌های نذری، زنان قزوینی پشتیبانی خود را به عرصه دیگری نیز گسترانده‌اند: کمک مالی به جبهه‌های مقاومت. این شب‌ها، در گوشه‌وکنار مصلی و همچنین در محله‌های مختلف شهر، صندوق‌هایی برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی مستقر شده است. اما آنچه این حرکت را متمایز می‌کند، نحوه مشارکت زنان است؛ بسیاری از آنها نه تنها از درآمد شخصی یا پس‌انداز خود کمک می‌کنند، بلکه زیورآلات، طلا و اشیای قیمتی خود را نیز برای پشتیبانی از رزمندگان ولایت اهدا می‌کنند.

در گوشه‌ای از مصلی، چندین نفر مشغول جمع‌آوری کمک‌کنندگان مالی هستند. این کمک‌های مالی که برخی از آنها ناشناس انجام می‌شود، بلافاصله پس از جمع‌آوری، در قالب بسته‌های حمایتی، تجهیزات نظامی، مواد غذایی و دارو به خطوط مقدم جبهه‌های مقاومت ارسال می‌شود. زنان قزوینی ثابت کرده‌اند که پشتیبانی آنها از انقلاب، همه‌جانبه و بی‌دریغ است؛ هم جان می‌دهند، هم مال می‌دهند و هم فرزندانشان را در طبق اخلاص می‌گذارند.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

زنان قزوینی؛ پیشتاز تاریخ دفاع از انقلاب

برای درک عظمت حضور زنان قزوینی در این شب‌های سخت، باید نگاهی به سابقه درخشان آنها از ابتدای انقلاب تاکنون بیندازیم. استان قزوین، مهد پرورش مادران و خواهران شهدای بزرگی بوده؛ از مادران شهدای هسته‌ای گرفته تا همسران و مادران شهدای مدافع حرم.

در سال‌های دفاع مقدس، زنان قزوینی نه فقط در پشت جبهه، بلکه در خط مقدم درمان، حمل مهمات، آموزش و پشتیبانی لجستیک نقش داشتند. پس از جنگ، آنها در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز پیشتاز بودند. اما امشب، با شهادت رهبر، بار دیگر روحیه جهادی زن قزوینی به ظهور رسیده است.

موسوی، جامعه‌شناس و پژوهشگر تاریخ انقلاب، در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین اظهار کرد: آنچه امروز در قزوین می‌بینیم، یک واکنش احساسی زودگذر نیست. این، تجلی هویتی است که چهار دهه در دل زنان این دیار پرورده شده. از دوران انقلاب اسلامی، زنان قزوینی آموختند که در عین حفظ حجاب و کرامت زنانه، می‌توانند مقتدر، مسلح، مدیر و متعهد باشند. امروز، این سنت دیرین در مصلای قزوین بازتولید شده است.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

کودکان و نوجوانان؛ نسل آینده در دامان مادران مقاوم

نکته دیگری که در این جمعیت عظیم مصلی قزوین جلب توجه می‌کند، حضور کودکان و نوجوانان در کنار مادرانشان است. مادران قزوینی نه تنها خود را به مصلی رسانده‌اند، بلکه فرزندان کوچک خود را نیز همراه آورده‌اند تا از همان کودکی بو و طعم حماسه و شهادت را بچشند.

کودکانی که دست در دست مادر، پرچم‌های کوچکی در دست دارند و شعار‌هایی را که هنوز معنای عمیق آن را نمی‌فهمند، با شور و شوق تکرار می‌کنند. در بخشی از مصلی، یک مهدکودک سیار توسط جمعی از بانوان فرهنگی برپا شده تا مادران راحت‌تر به آموزش سلاح و دیگر کار‌ها بپردازند.

در مصلی قزوین برای کودکان برنامه‌های سرگرم‌کننده و آموزشی با مضامین شهدا و ولایت برگزار می‌شود. کوچک‌ترین کودک اینجا فقط ۱۰ ماه دارد و بزرگ‌ترینشان ۷ ساله است. همه در دامان مقاومت بزرگ می‌شوند.

یکی از این کودکان، پسرکی ۶ ساله به نام عباس است که پرچمی دوخته‌شده توسط مادرش را بالا گرفته و می‌گوید: مامان گفت رهبر ما به آسمان رفت. اما من باید پرچمش را زمین نیندازم.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

نقاشی و گواش؛ کودکان با رنگ و قلم، شعار می‌نویسند

در گوشه‌ای از مصلی بزرگ قزوین، سکوتی نرم و عمیق برقرار است. آن سوی صفوف فشرده بزرگسالان که شعار «لبیک یا خامنه‌ای» سر می‌دهند، کودکان با ذوقی بی‌آلایش مشغول نقاشی‌اند. این گوشه، به همت مادران فرهنگی و مربیان بسیجی راه‌اندازی شده تا نسل آینده نیز در این حماسه سهمی داشته باشد.

اما در این میان، صحنه‌ای جذاب‌تر نیز خودنمایی می‌کند: کودکان نه تنها نقاشی می‌کشند، بلکه با گواش و قلم‌مو، شعار می‌نویسند. پالت‌های رنگ، شیشه‌های گواش و قلم‌مو‌های کوچک، میز‌های کوتاه را پوشانده است. دختران و پسران کوچک با دستانی که برخی لک‌دار به رنگ سرخ و سبز شده، روی مقوا‌ها و بوم‌های کوچک، شعار‌های «یا زهرا (س)»، «لبیک یا خامنه‌ای» و «هیهات من الذله» را با خطی کودکانه، اما پرشور می‌نویسند. برخی نیز تصویر رهبر شهید را در کنار گنبد حرم و پرچم‌های سرخ نقاشی می‌کنند و زیر آن با گواش سفید می‌نویسند:«تا شهادت، یا خامنه‌ای».

یکی از مربیان، زهرا سلیمانی، می‌گوید: «بچه‌ها هنوز عمق ماجرا را نمی‌فهمند، اما حس می‌کنند اتفاق بزرگی افتاده. نقاشی‌هایشان پر از پرچم، گنبد، گل لاله و تصویر مردی است که او را "بابای مهربون انقلاب" صدا می‌کنند. اما وقتی قلم‌مو به دست می‌گیرند و با گواش شعار می‌نویسند، انگار دارند سوگندنامه خود را برای آینده امضا می‌کنند. اینجا دارند بدون سلاح، اما با همه وجودشان، مقاومت را معنا می‌کنند.»

این گوشه از مصلی، شاید بی‌سروصداترین بخش حماسه باشد، اما عمیق‌ترین گواه بر این حقیقت است که زن قزوینی نه تنها اکنون، بلکه «نسل بعد» را نیز برای جنگ تحمیلی سوم آماده می‌کند؛ نسلی که نقاشی را با غیرت، و رنگ را با ایمان گره زده است.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

بیعت نسل‌ها؛ از مادربزرگ‌های انقلابی تا نوه‌های حاج قاسم

در این میان، گروه دیگری از زنان قزوینی که شاید کمتر دیده شوند، اما عمق ایمان و انقلاب را فریاد می‌زنند، مادران و مادربزرگ‌هایی هستند که انقلاب را به چشم دیده‌اند، جنگ و رحلت امام خمینی(ره) را نیز درک کرده‌اند. امشب آنها با عصا و واکر و با پای لنگان به مصلی آمده‌اند تا بگویند «ما تا آخر ایستاده‌ایم».

یکی از این مادربزرگ‌ها، حاجیه خانم نوروزی ۸۲ ساله، با کلامی شکسته، اما رسا می‌گوید: نوه ۱۲ ساله من امروز پرسید: مادربزرگ، حالا که رهبرمان شهید شده، چه کار کنیم؟ من گفتم: همان کاری را بکن که مادران و مادربزرگ‌هایش در سال ۵۸ کردند. به خیابان بیا، سربند ببند و تا آخرین نفس از ولایت دفاع کن.

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم

آتشی که امتداد دارد

امشب، قزوین به تلی از آتش تبدیل شده است. آتشی که دشمن خیال می‌کرد مردم صبور این سرزمین را می‌سوزاند، اما اکنون هر لحظه شعله‌ورتر می‌شود و هر آن، دشمنان اسلام را در خود می‌سوزاند. این آتش، با نفس گرم زنان قزوینی، با دستان مهربان آنها در پخت نذری، با همتشان در دوختن پرچم، با عزمشان در یادگیری سلاح، با ایثارشان در کمک مالی به جبهه و با صبوریشان در نگهداری از کودکان و خانواده، زنده و پابرجاست.

مصلای قزوین این شب‌ها فقط یک مکان نیست؛ یک مکتب است. مکتب زن مسلمان ایرانی که در «جنگ تحمیلی سوم» ثابت کرد هم سنگر است، هم رزمنده، هم مادر، هم خواهر و هم قهرمان؛ و سخن آخر اینکه، اگر روزی تاریخ‌نگاران بخواهند نقش زنان را در تداوم انقلاب اسلامی بنویسند، باید فصل بلندی را به قزوین و مصلی آن اختصاص دهند؛ جایی که زنان، از پرچمدوزی تا نشانه‌روی، از نذری پختن تا کمک مالی، و از نگهبانی از عقبه‌های جبهه تا آموزش نسل آینده با گواش و قلم‌مو، الگویی تمام‌نما از «زن تراز انقلاب اسلامی» را به نمایش گذاشتند.

گزارش از زینب محبی

حماسه بی‌بدیل زنان قزوینی در جنگ تحمیلی سوم


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه