آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۰۸۲۲
۱۱:۲۵

۱۴۰۵/۰۳/۰۴
خاطرات/

ترس پسر، عشق پدر؛ بدرقه محمد به سوی شهادت

پدرشهید «محمد ابراهیمی آکردی» می‌گوید: زمان اعزام فرزندم محمد خود برای بدرقه اش به سپاه نکا رفتم اول شهید احساس ترس کرد فکر کرد من آمده‌ام او را برگردانم. او مشغول پوشیدن لباس رزم بود من هم به او نزدیک شدم و لباس را بر تنش کردم و محمد برگشت و گفت: «پدر جان! لباس رزم به من می‌آید؟» به او گفتم: خیلی عالی است.


گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «محمد ابراهیمی آکردی» یکم فروردین ۱۳۵۰، در شهرستان نکا به دنیا آمد. پدرش قربان و مادرش سکینه نام داشت. از سوی بسیج وارد جبهه شد و در تاریخ چهارم خرداد ۱۳۶۷، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به بدن به شهادت رسید. پیکر بزرگوار این شهید در گلزار طوسکلا به خاک سپرده شد.

خاطرات/ او در لباس رزم، بوی شهادت را حس می‌کرد

چند خاطره‌ای از شهید «محمد ابراهیمی آکردی»:

از ویژگی‌های بارز شهید: غیرت و تعصبی بود که به نوامیس خود داشت در این رابطه پدرش می‌گوید: زمانی که او سن و سال کمی داشت در بیرون از منزل کاری داشتیم به خواهرش می‌گفت: «تنهایی از منزل خارج نشو، چون من هستم و همراه تو می‌آیم.»

پدر شهید می‌گوید: زمان اعزام فرزندم محمد خود برای بدرقه اش به سپاه نکا رفتم اول شهید احساس ترس کرد فکر کرد من آمده‌ام او را برگردانم. او مشغول پوشیدن لباس رزم بود من هم به او نزدیک شدم و لباس را بر تنش کردم و محمد برگشت و گفت: «پدر جان! لباس رزم به من می‌آید؟» به او گفتم: خیلی عالی است.

پدر شهید با ذکر خاطره‌ی دیگری می‌گوید: زمانی که محمد می‌خواست به جبهه برود خانواده به علت مشکلات کشاورزی و زمان تحصیل او زیاد مایل به رفتنش نبودیم. مادرش به او گفت: محمد! الان به جبهه نرو، چون برادرت مجروح است و ما در خانه کسی را نداریم. شهید به مادرش گفت: «الان زمان امتحان است برادرم رفت و امتحان خودش را داد. من باید بروم، چون جنگ تمام می‌شود و آن وقت پشیمانی سودی ندارد.»

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه