آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۰۶۶۹
۱۰:۲۴

۱۴۰۵/۰۳/۰۳

«ناصرِ» انقلاب؛ از کوچه‌های تهران تا قله‌های بازی‌دراز

او مردِ روزهایِ سخت بود؛ هم در گرمایِ تظاهراتِ خیابانیِ تهران و هم در سرمایِ جانکاهِ قله‌هایِ غرب. شهید «ناصر آزادی‌نقش»، سپاهیِ دلاوری که در اوجِ جوانی، عشق به همسر و فرزندش را به پایِ امنیتِ ایران قربانی کرد تا در عملیاتِ خونینِ «بازی‌دراز»، با ترکشِ کینه‌ی دشمن، آسمانی شود. این روایتی است از یک زندگیِ کوتاه اما به بلندایِ تاریخ.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ سال ۱۳۳۳، تهران شاهدِ میلادِ کودکی بود که در آینده، نامش با شجاعت گره می‌خورد. ناصر در خانواده‌ای بزرگ شد که خشت‌خشتِ آن با زحمتِ پدر و عفتِ مادر بنا شده بود. او از همان کودکی، در محیطی مملو از پاکی و تدین رشد کرد و این تربیتِ اصیل، زمینه‌ی استحکامِ شخصیتِ او در آینده شد. ناصر در هفت‌سالگی، راهیِ مدرسه شد تا اولین گام‌هایِ خود را برایِ کسبِ دانش بردارد. او دورانِ ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت در تهران گذراند و در نهایت، مدرکِ دیپلمِ خود را در رشته اقتصاد اخذ کرد.

«ناصرِ» انقلاب؛ از کوچه‌های تهران تا قله‌های بازی‌دراز 

ناصر تنها یک دانش‌آموزِ موفق نبود، بلکه جوانی بود که از همان ابتدا، مسئولیت‌پذیری را در وجودش نهادینه کرده بود. او پس از فارغ‌التحصیلی، به جایِ غرق شدن در دنیایِ شخصی، وارد بازارِ کار شد تا سهمی در تأمینِ معیشتِ خانواده‌اش داشته باشد و در کنارِ پدر، بارِ سنگینِ مخارج را به دوش بکشد.

                                                                 عاشقِ نهضتِ خمینی

با اوج‌گیریِ موجِ انقلاب اسلامی، ناصر که روحی سرشار از نشاطِ جوانی و ایمانی راسخ داشت، نتوانست نظاره‌گرِ ظلمِ رژیمِ ستم‌شاهی باشد. او که مفهومِ آزادی را در جانش احساس می‌کرد، پا به پایِ سایرِ مردمِ تهران واردِ میدان شد. ناصر در تظاهرات، راهپیمایی‌ها و توزیعِ پیام‌هایِ امام خمینی(ره) نقشی فعال داشت. او با شور و هیجانی که مختصِ جوانانِ انقلابیِ آن دوران بود، مردم را به حضور در خیابان‌ها تشویق می‌کرد و برایِ پیروزیِ حق بر باطل، از هیچ فداکاری‌ای دریغ نمی‌ورزید. برای او، ایرانِ آزاد، آرمانی بود که حاضر بود برایش از جان بگذرد.

                                                     تشکیلِ خانواده و پیوند با سپاه

پس از پیروزیِ شکوهمندِ انقلاب، ناصر که حالا مردی پخته و انقلابی شده بود، با بانویی مؤمن در تهران ازدواج کرد. حاصلِ این پیوندِ آسمانی، یک دختر بود که نورِ دیدگانِ ناصر و تکیه‌گاهِ عاطفی‌اش شد. اما هنوز طعمِ شیرینِ زندگیِ خانوادگی کامل نشده بود که ضرورتِ دفاع از انقلاب، او را به نهادِ مقدسِ سپاه پاسداران کشاند. ناصر، فرزندِ انقلاب بود و حالا باید از دستاوردهایِ آن در برابرِ طوفان‌هایِ داخلی و خارجی حفاظت می‌کرد.

                                                 بازی‌دراز؛ جایی که ناصر به مقصد رسید

با آغازِ تحرکاتِ گروهک‌هایِ مزدور در کردستان و سپس تجاوزِ رژیمِ بعثی به خاکِ ایران، دلِ ناصر در سینه‌اش قرار نداشت. او که همسر و فرزندِ کوچکش را عاشقانه دوست داشت، عشقِ به خدا و میهن را بر همه چیز مقدم دانست. ناصر که سابقه مبارزه با ضدانقلابِ داخلی را در پرونده داشت، به میدان‌هایِ نبردِ حق علیه باطل اعزام شد.

منطقه‌ی «بازی‌دراز»، جایی که سنگ‌هایِ آن گواهِ ایثارِ بسیاری از شهداست، وعده‌گاهِ ناصر بود. او در این منطقه، همچون شیر می‌غرید و در برابرِ یورشِ بیگانگان ایستادگی می‌کرد. سرانجام، در روز پنجم خردادماه ۱۳۶۰، در حالی که ناصر برایِ دفاع از کیانِ این مرز و بوم سینه سپر کرده بود، اصابتِ ترکش، او را به مقصدِ ابدی‌اش رساند. ناصر آزادی‌نقش در سنِ ۲۷ سالگی، شربتِ شهادت را نوشید و در بهشتِ زهرا، در جوارِ سایرِ هم‌سنگرانش آرام گرفت.
 
                                                          میراثِ ناصر

امروز که از آن روزها سال‌ها می‌گذرد، نامِ «ناصر آزادی‌نقش» نه تنها در پرونده‌هایِ سپاه، بلکه در یادِ کسانی که برایِ آزادیِ این خاکِ مقدس فداکاری کرده‌اند، زنده است. او رفت تا دخترش در سایه‌ی امنیتِ ایرانِ اسلامی قد بکشد و ما امروز در آرامش، یادِ آن دلاور را گرامی بداریم. راهش پر رهرو و یادش همیشه در قلب‌هایِ ما جاویدان باد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه