ما مصمیم تا دشمن را از سرزمینمان تار و مار کنیم

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «خسرو نامجو آبپرده» پنجم آبان سال ۱۳۳۴ در همایجان سپیدان دیده به جهان گشود. او فرزند اول خانواده بود. پس از طی دوران طفولیت، در هفتسالگی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. همان سال در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته دامپروری پذیرفته شد.
او در سال ۱۳۵۹ فارغالتحصیل شد و مهندسی بی اس را اخذ کرد. با شروع جنگ تحمیلی بین ایران و عراق، بهعنوان سرباز پس از گذراندن دورههای آموزش نظامی و رزمی در شیراز به جبهه رفت و به خوزستان اعزام شد. وی سرانجام ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ بر اثر اصابت ترکش و بمب خوشهای هواپیماهای دشمن بعثی به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای شیراز به خاک سپرده شد.
وصیت نامه:
سلام گرم و خونینم بر تو پدر محروم و ستمدیدهام. سلام بر تو مادر خوب و دلسوزم. سلام برادران خوبم. بر من ببخشایید چارهای جز این نبود. به امید آن که غم و رنج محرومان پایان یابد. اکنون چند ساعتی بیشتر به زندگی سراسر امید و رنجم نمانده است به امید آن که خون من و امثال من باعث زندگی پر افتخار و سعادتمند برای همه محرومان و از جمله شما باشد.
اکنون ساعت ۴:۳۰ روز ۱ اسفند ۱۳۶۰ میباشد از ساعت یک تا کنون بیداریم. توپ خانه، زمین و زمان را میلرزاند. ما مصمم و استواریم تا دشمن را از سرزمین خویش تار و مار سازیم. همچنان که پدران ما چنین کردند.
پدر و مادر خوبم باور کنید هجوم افکار به من اجازه نمیدهد که همه چیز را بنویسم. فقط به طور خلاصه میگویم.
۱_ من مردانه و شرافتمندانه زیستم و اکنون مردانه در مصاف با دشمنان دم فرو بستم بنابراین تقاضا دارم بی جهت خودتان را عذاب ندهید و ازسرزنش دشمنان ناراحت نشوید. ۲ _ من میل ندارم برای من کسی سیاه پوش شود. ۳ _ مرا در کنار شهدای جنگ در شیراز مدفون کنید.
رمضان عزیز برایت آرزوی سعادت دارم. سلام مرا به دایی هایم برسانید. والسلام.
انتهای متن/