آوین عاشق رنگ صورتی بود

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، آوین... نامی که همچون نسیمی از عشق و امید، در بیستم مهر ۱۳۹۶ به دنیا آمد و در شانزدهم اسفند ۱۴۰۴، با پرواز به سوی آسمان، معنای واقعی جاودانگی را آموخت. مادری که عشق را در نامش نهاد، هرگز گمان نمیکرد که این عشق، شعلهای چنین پرفروغ خواهد شد.
او عاشق رنگ صورتی بود، رنگی که با لطافت روحش همخوانی داشت. اما در دل این لطافت، شجاعتی نهفته بود که او را از همسنوسالانش متمایز میکرد. آوین، قهرمانی بود که از همان کودکی، در پی فتح قلههای افتخار، در تحصیل و در هر آنچه که روحش را به پرواز درمیآورد، پیشرو بود.
آخرین سفرش به مشهد، در کنار مادربزرگ، در حرم امن امام رضا (ع)، با بوسهای از معنویت همراه شد. در ازدحام جمعیت، وقتی دستی مهربان او را به ضریح رساند، نگاه معصومش، تصویری از عشق مطلق را به ثبت رساند.
خالهاش دفتر خاطراتی به او هدیه داد، و آوین، با پیروی از آموزههای مادرش، هر روز آرزوهایش را در آن قلم زد. گویی میدانست که کلمات او، بذرهایی هستند که در خاک تقدیر جوانه خواهند زد. در شامگاه ۱۵ اسفند، در دفتر دلش نوشت:
رهبر جونم، من ناراحتم که شما شهید شدی من هم دوست دارم مثل شما شهید بشوم. "
هشت ساله بود، اما قلبش، گویی آمیخته با روح بزرگ مردانی بود که برای عشق، جان فدا میکنند؛ و آن شب... نیمهشبی آرام، اما نه برای خانوادهی آوین. در دل تجمعی که پر از شور، حادثهای دلخراش، بالهای پرواز او را گشود. آوین، قهرمان کوچک، به سوی ابدیت پر کشید. مادرش، با بغضی که در گلو داشت، زمزمه کرد: "آوین آرزو داشت جراح قلب شود... " قلبی که شاید در آن شب، در سینه مادرش، از ضربان افتاد و تنها دست گرم مادر بود که او را از پرواز بیبازگشت، لحظهای بازداشت.
مادر، در میان بهت و اندوهی که امانش نمیداد، گفت: "هر پدر و مادری میخواهد که فرزندش عاقبت به خیر شود. آوین، عاقبت به خیر شد. " او رفت، اما تصویری از عشق، فداکاری را در دلهایمان حک کرد. آوین امیرکاشانی، نوری از عشق و امید، که هیچگاه خاموش نخواهد شد.
انتهای پیام/