دشمن نتوانست ایمان و هدفم را از من بگیرد
به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید حجتالله محمودزاده» نهم شهریور ۱۳۴۱ در روستای امامآباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۶۳ در سردشت توسط گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

فرازهایی از وصیتنامه شهید:
مانند مادر وهب باشید
سلام بر مهدی موعود، آن یگانه منجی عالم بشریت و درود و سلام بیکران بر نایب برحقش آن بتشکن تاریخ و سلام بر شهیدان گلگون کفن، از صدر اسلام تا کنون که با خونهای خود درخت اسلام را آبیاری کردند. ای جوانان! نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. مبادا در غفلت بمیرید که علی(ع) در محراب عبادت شهید شد. مبادا در حال بیتفاوتی بمیرید که علیاکبر حسین(ع) در راه حسین(ع) و با هدف شهید شد.
همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه نبرد بفرستید و حتی جسد او را تحویل نگیرید، زیرا، مادر وهب فرمود: «سری را که در راه خدا دادهام، پس نمیگیرم.»
برادران! استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست.
ایمان و هدفم را دشمن نتوانست بگیرد
رهنمودهای امام امت از یادتان نرود و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید! اگر فیض شهادت نصیبم گشت، آنان که پیرو خط سرخ امام خمینی(ره) نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند، بر جنازه من حاضر نشوند، اما باشد که خونهای شهیدان، آنان را متحول سازد و به رحمت الهی نزدیکشان کند.
خدایا! من ضعیف و ناتوانم. دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حدقه درآورد. دستهایم را در چزابه قطع کند. پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش قرار دهد و سرم را در شلمچه از تن جدا کند تا در کمال فشار و آزار، دشمنان مکتبم ببینند که اگرچه چشمها، دستها، پاها، قلب، سینه و سرم را از من گرفتهاند، اما یک چیز را نتوانستهاند از من بگیرند و آن ایمان و هدفم است.
انتهای متن/