آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۳۵۵
۲۳:۱۰

۱۴۰۵/۰۲/۰۵

شهید «صادق چله‌نیا» با بازگشت به میدان، جایگاه خود را در جبهه مقاومت تثبیت کرد

شهید «صادق چله‌نیا» فرزند روستای دارتوت، با بازگشتی جسورانه به میدان پس از مجروحیت‌های سنگین در جنگ ۱۲ روزه، جایگاه خود را در جبهه مقاومت تثبیت کرد؛ مردی که با انگشتری از شهید سلیمانی و عشقی بی‌پایان به رهبر، در نهم اسفند ۱۴۰۴ با ذکر «یا فاطمه (س)» و «فدای رهبر» به اوج آرزوی خود، یعنی شهادت، نائل آمد.


شهید «صادق چله‌نیا» با بازگشت به میدان، جایگاه خود را در جبهه مقاومت تثبیت کرد


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، در دومین روز بهار، در روستای دارتوت بخش قلعه شاهین، کودکی چشم به جهان گشود که بعد‌ها نامش با ایمان، غیرت و پاسداری در هم آمیخت. شهید «صادق چله‌نیا»، فرزند دیار سرپل‌ذهاب، در سایه پدری رزمنده‌پرور و مادری مؤمن رشد کرد و از همان سال‌های نخست، روحیه مردانگی و تعهد در وجودش جوانه زد.
 نوجوانی و ورود به مسیر پاسداری
 سال‌های تحصیل خود را در سرپل‌ذهاب گذراند و هم‌زمان در بسیج فعال بود. علاقه‌اش به پاسداری از میهن او را به دانشگاه افسری امام حسین (ع) رساند؛ جایی که مسیرش برای همیشه به سوی خدمت و ازخودگذشتگی تثبیت شد.
میثاق پاسداری در ۱۳۸۸ 
در سال ۱۳۸۸ در میثاق پاسداری، در حضور رهبر شهید، شرکت کرد و به عنوان (نیروی راپل) در مراسم حضور داشت؛ جایگاهی که تنها به افراد دارای بالاترین سطح آمادگی و اعتمادبه‌نفس داده می‌شود. این حضور برای او یکی از پرافتخارترین خاطرات دوران خدمتش بود.
آغاز خدمت 
پس از فارغ‌التحصیلی وارد نیروی هوافضا شد، در سال ۱۳۹۱ به بیرجند منتقل شد، همان سال ازدواج کرد و خانواده‌اش را تشکیل داد. سه سال بعد به کرمانشاه بازگشت و در سال ۱۳۹۹ خدا دختری به خانواده‌اش عطا کرد.
حضور در جبهه مقاومت 
با شروع جنگ سوریه، صادق در یگان موشکی مدافعان حرم حضور یافت و در کنار شهید حاج قاسم، سال‌های ارزشمندی از عمرش را در مسیر دفاع و امنیت مردمش سپری کرد.
 نشانه‌های جایگاه معنوی و اخلاقی شهید 
صادق از آن نیرو‌هایی بود که عشق، تعهد و اخلاصشمیان فرماندهان و همرزمان زبانزد بود. به پاس رشادت‌ها و اعتماد قلبی که به او داشتند، هدایای ویژه‌ای از سوی فرماندهان دریافت کرد:انگشتری از سوی حاج قاسم سلیمانی، عقیق‌هایی اهدایی از فرماندهی جبهه یمن، ساعتی از فرماندهان جبهه مقاومت در سوریه این هدایا برای خانواده، بعد‌ها نه‌تنها یادگار، بلکه سندی از مقام معنوی و اخلاقی او در نگاه بزرگ‌ترین مردان میدان شد.
جانبازی در جنگ ۱۲ روزه 
در جنگ ۱۲ روزه، خودروی شخصی‌اش هدف پهپاد دشمن قرار گرفت و صادق به شدت از ناحیه سر، صورت، گردن، بازو، کبد، ریه و پا مجروح شد.
دوران درمان را در همدان، کرمانشاه و بیمارستان بقیةالله تهران گذراند. پزشکان ماه‌ها استراحت مطلق تجویز کرده بودند؛ اما او با بدنی پر از ترکش و درد‌های طاقت‌سوز، پیش از موعد و برخلاف توصیه پزشکان، با اصرار خودش به خدمت بازگشت. برای او رنج جسمی در برابر مسئولیت و عهدی که بسته بود، معنایی نداشت.
 آگاهی از سرنوشت 
در ماه‌های آخر زندگی بار‌ها از شهادت سخن گفته بود. حتی در رؤیا، همرزم شهیدش «علی اسدی» به او نوید شهادت داده بود. خانواده را نیز آرام‌آرام برای چنین روزی آماده کرده بود.
 آخرین روز 
چند روز پیش از شهادت دچار بیماری شد، اما با وجود ناخوشی راهی محل خدمت شد. چندین بار با خانواده تماس گرفت و پیگیر حال همسر و دخترش شد. آخرین تماسش ساعت ۱۸:۳۰ بود؛ پس از اطمینان از بهبودی خانواده، دل‌نگران وضعیت رهبر شد.
ساعت ۲۰:۳۰ خبر مجروحیت رسید و حوالی ۲۲:۳۰ شهادتش اعلام شد و خانواده، برای حفظ آرامش اطرافیان در شرایط جنگی، خبر را تا صبح منتشر نکردند.
 روایت دقایق مجروحیت 
راویان می‌گویند: در لحظات مجروحیت، ذکرش «یا فاطمه زهرا (س)» بود و با صدایی رسا تکرار می‌کرد: «جانم فدای رهبر» به پزشکان می‌گفت: «زودتر مرا مداوا کنید… کار دارم.»
 در نهم اسفند ۱۴۰۴ و همزمان با شهادت رهبر معظم انقلاب، «صادق چله‌نیا» نیز در حمله دشمن، پس از سال‌ها مجاهدت، به آرزوی همیشگی‌اش رسید و همچون پرنده‌ای سبک‌بال، به سوی آسمان پر کشید.. مزار مطهر ایشان در گلزار شهدای قلعه شاهین واقع شده است.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه