آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۷۶۲۷
۱۱:۴۷

۱۴۰۵/۰۱/۲۹

«آفرین درخت!»؛ مادر هشت شهید قزوینی از نوزاد ۲۲ روزه تا وصیت به سردار موسوی روایت می‌کند

در میان آوار‌های سوخته از جنایت رژیم صهیونیستی و همدستی آمریکای جنایتکار، مادری که هشت عزیز خود را از دست داده، از صلابت، مقاومت و بدرقه «پیشمرگان ولایت» سخن می‌گوید. وی که خود پرچم به دست انقلاب است، خطاب به سردار سید مجید موسوی و دلاوران مقاومت می‌گوید: همه شما برای من مثل مهدی هستید» و تاکید می‌کند: مردم با آرمان‌های شما همراه هستند، خیالتان راحت، ما به ولایت زنده‌ایم.


روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، در روز‌هایی که تصاویر حضور پرشور مردم در خیابان‌ها، چه در سرما و چه در گرما و چه زیر بارش پرنعمت الهی، بار دیگر ملت ایران ثابت کرد از آرمان‌های خود دست برنداشته است، صدای بانویی به گوش می‌رسد که خود تازه از مصیبتی عظیم عبور کرده است. وی مادری از شهر قزوین است، که در حادثه بیست و هفتم اسفند ماه، در منزل مسکونی فرزندش در تهران، هشت نفر از عزیزترین‌هایش را در یک شب از دست داد. پسر بزرگش دکتر «مهدی رستمی» که استاد دانشگاه بود و دکترای علوم سیاسی داشت، به همراه آخرین فرزندش، دخترش «فاطمه» که آخرین فرزندش بیست‌ودو روزه بود و در رسانه‌ها معروف به «بیست روزه» شده است، عروسش «منظر السادات زرآبادی» و نوه‌هایش شامل نوجوان علی رستمی، نوجوان فاطمه رستمی، کودک زینب رستمی، فاطمه (حنانه) رستمی، کودک محمدحسن کیال‌ها و نوزاد بیست‌ودو روزه محمدعلی کیالها، همگی در موشک‌باران مستقیم رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.

آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل و منتشر نشده گفت‌و‌گوی خبرنگار نوید شاهد استان قزوین با طاهره سربازمیزوجی(خواهر شهید حسین سربازمیزوجی)، این مادر دلاور قزوینی است که با قلبی مالامال از افتخار و چشمانی به راه سرداران مقاومت، پیام خود را به ملت، به ولایت‌فقیه و به سردار سید مجید موسوی ابلاغ می‌کند.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

صدای مردم در خیابان‌ها و پیام به ملت دلاور

نوید شاهد استان قزوین: مادر گرامی، خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در آن شب وحشتناک چه گذشت؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: من با توجه به پیام سید مجید موسوی مبنی بر اینکه «خیابان‌ها با شما و میدان با ما» می‌گویم، شما میدان را داشته باشید، ما خیابان را داریم. سردار ما هیچ کاری نکردیم، دو ساعت در خیابان‌ها قدم زدیم تا بگوییم با شما هستیم. منافقان و فتنه‌گران بزدل که دنبال اغراض شخصی هستند و اصلاً لیاقت جمهوری اسلامی را ندارند و فاسدان کودک‌کش لیاقت‌شان است، باید جلوی آنها بایستیم و بگوییم: سردار موسوی، امیدوارم صدای ملت شریف قزوین و ملت شریف ایران یک بار دیگر به گوش شما برسد. تا شما هستید و ولایت دستور آتش‌بس نداده است، ما پای کار هستیم.

وی در ادامه با اشاره به حضور بی‌نظیر مردم در صحنه می‌گوید: حضور جمعیت قزوین در خیابان‌ها بی‌نظیر است. آنها در سرما و گرما و زیر بارش پرنعمت الهی به خیابان‌ها آمدند. مردم طی این شب‌ها، خسته نشدند و نه تنها، روز به روز کمتر نشده، بلکه بیشتر شده و علم به دست هستند. این مادر شهید با اشاره به قاب عکس عزیزانش که هشت تن هستند، می‌گوید: این گل دسته‌ها، که در این قاب هستند، تقدیم به ولایت شده است.

این کلمات نشان‌دهنده عمق باور و ایمانی است که حتی پس از تحمل سنگین‌ترین مصائب، نه تنها سست نشده، بلکه ریشه‌دارتر هم شده است. مادری که هشت شهید داده، نه تنها خود در خیابان‌ها حاضر می‌شود، بلکه دیگران را نیز به مقاومت فرامی‌خواند.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

روایت شب شهادت هشت فرزند

نوید شاهد استان قزوین: مادر گرامی، خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در آن شب وحشتناک چه گذشت؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: فرزندانم ارادت خاصی به امام هشتم داشتند؛ لذا به نیت امام هشتم (ع)، هشت فرزندم در راه انقلاب و ولایت تقدیم شده است. فرزندم از اول زندگی در تهران زندگی می‌کرد. یازده و نیم شب چهارشنبه، بیست و هفتم اسفند، منزل مسکونی فرزندم مورد هدف قرار می‌گیرد و موشک‌باران می‌شود و به شهادت می‌رسند. پسرم استاد دانشگاه بود، چون دکترای علوم سیاسی داشت، حافظ امنیت بود و باید هم باشد. هر کسی برای حفظ امنیت و ماندگاری کشور در تهران است، محافظ امنیت است.

نوید شاهد استان قزوین: شنیدید که رژیم صهیونیستی از شهادت فرزندانتان شادی کرده؟ چه حسی به شما دست داد؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: شنیدم، رژیم صهیونیستی از شهادت فرزندانم شادی و هلهله کرده است. اگر واقعیت داشته باشد، خیلی خوشحالم، چون پسرم کاری کرده است که دشمن نفس‌گیر و زمین‌گیر شده است. اما به نظر خودم، سند جنایت نوزاد ۲۲ روزه، سندی بر جنایت آمریکا و صهیونیست است. من فکر می‌کنم بیشتر موضوع لاپوشانی بوده است. اگر این رژیم فرزندانم با بچه‌ها هدف قرار داده شد و برای دشمنان کمرشکن بوده و مشکل داشته است. چرا در خیابان‌ها نزدند، آنها که به قول خودشان می‌گفتند ما رصد می‌کردیم.

این بخش از روایت، نشان‌دهنده هوشیاری و تحلیل عمیق یک مادر است که نه تنها در غم فرزندانش غرق نشده، بلکه جنایت دشمن را روایت می‌کند و از آن به عنوان سند افتخار یاد می‌کند.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

استقبال از فرزندان با پرچم و معنای شهادت

نوید شاهد استان قزوین: با چه حالی به استقبال پیکر فرزندانتان رفتید؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: پرچم انقلاب را محکم به دست گرفتم و به استقبال فرزندانم رفتم. بچه‌هایم با همین پرچم به یک جا رسیدند. چون باعث افتخارم شده بودند. فرزندانم آخرین مدالی که می‌توانستند در دنیا بگیرند، شهادت بود. من اصلاً فکر نمی‌کردم باید غصه بخورم، چون آنها پیشمرگان ولایت شدند. عزیزانم رفتند تا کشور بماند. رفتند تا مردم در صحنه بمانند، در میدان باشند، تا سید مجید موسوی‌ها دلشان محکم باشد.

در این فراز، مادر نه در مقام سوگوار، بلکه در مقام یک فرمانده میدانی ظاهر می‌شود که نیروهایش را برای حفظ کشور بدرقه کرده است. وی شهادت را نه پایان، بلکه افتخاری می‌داند که فرزندانش به آن نائل شده‌اند.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

پیام عاشقانه به سردار موسوی و دلاوران مقاومت

نوید شاهد استان قزوین: پیام شما به سردار سید مجید موسوی و دلاوران مقاومت چیست؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: این سردار بزرگوار در جواب پیامم گفت وقتی فیلم شما را دیدم خیلی شرمنده شدم. از این پاسخ‌دهی آنقدر خجالت کشیدم.‌ای کاش می‌توانستم بنویسم. من به قربان صلابت و استواری گام‌های شما بشوم.‌ای سردار سید مجید موسوی و سرداران و دلاوران پای لانچر‌ها اگر در کنار شما بودم به دست و پای شما بوسه می‌زدم. همه شما برای من مثل مهدی هستید. من اصلاً احساس نمی‌کنم مهدی نیست، چون شما‌ها هستید. به شما قوت قلب می‌دهم. مردم با آرمان‌های شما همراه هستند. خیالتان راحت، ما به ولایت زنده‌ایم. همان طور که پشت سر ولایت هستید، ما هم با شما هستیم. امیدوارم که تاکنون در صحنه بودند به آنها می‌گویم نکند مسئولان پایتان سست شود، عقب بمانیم.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

معجزه درخت و هم‌راهی با حضرت زینب(س)

نوید شاهد استان قزوین: از آن لحظه‌ای بگویید که فهمیدید نوزاد ۲۲ روزه به سر درخت پرت شده است.

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: نوزاد ۲۲ روزه هنگام شهادت به سر درخت پرت شده بود. از موقع فهمیدن این موضوع، هر درختی را می‌بینم می‌گویم آفرین درخت! نگذاشتی این نوزاد سه کیلویی به زمین بخورد. اگر می‌خورد زمین، استخوان‌هایش می‌شکست. چقدر شرف داشتی درخت! به من پیکر فرزندانم را نشان ندادند ولی دیگر فرزندانم می‌گویند سالم هستند. دو تا از فرزندانم که برای دی‌ان‌ای به تهران رفته بودند، فهمیدم فرزندانم اربا اربا شدند. فدای حضرت علی‌اکبر (ع) بشوم. بعد از آن گفتم دیگر جلو نمی‌آیم و نگاه‌شان نمی‌کنم. چون هر لحظه با خودم فکر می‌کردم، بچه‌های من، که پیکر فرزندان شهیدم را تحویل گرفتند. خدا می‌داند بر دل‌شان چه گذشته است.

با خود گفتم در مسیر کربلا تا شام، سر‌های شهدای کربلا جلوی اسرا بود؛ لذا صبر و تحمل کردم چرا که دیگر نمی‌توانستم بگویم من در مسیر حضرت زینب(س) هستم. فقط می‌گویم امان از دل حضرت زینب(س) و خانواده امام حسین(ع) که بر آنها چه گذشت. البته من هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم که بخواهم صبرم را با صبر زینبی یکی بدانم. اما بسیار خوشحالم که فرزندانم در مکتب سیدالشهدا(س) رشد کردند و با مرگ شهادت، سربلندم کردند.

روایت مادر هشت شهید قزوینی از شب موشک‌باران خانه فرزندش تا درختی که نوزاد بیست‌ودو روزه را در آغوش گرفت / ما با ولایت زنده‌ایم

دختری که شهادت سیدحسن نصرالله، پنج روز خانه‌نشین کرد

نوید شاهد استان قزوین: از دخترتان فاطمه بگویید که با نوزاد ۲۲ روزه به شهادت رسید.

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: این مادر شهید از دخترش «فاطمه» می‌گوید: دخترم علاقه بسیار زیادی به رهبر شهید داشت. ولایت‌پذیر بود و به همان اندازه علاقه زیادی به رهبران محور مقاومت داشت. خوب یادم است وقتی خبر شهادت سیدحسن نصرالله منتشر شد، اضطراب و ناراحتی فاطمه به اندازه‌ای بود که پنج روز کامل در اتاق خانه بستری شد.

این عشق به ولایت، فقط در گفتار نبود، در رفتار و حضور در صحنه‌های سخت هم خود را نشان داد. فاطمه همان کسی بود که با نوزاد چند روزه و پسر هفت ساله‌اش به خیابان آمد تا سهم خود را در حمایت از مقاومت ادا کند. خیلی خوشحالم که فرزندانم در مسیر حق و ولایت شهید شدند. این آرزویشان بود که فدایی رهبرشان شوند، اما حالا در مسیر حق‌طلبی در کسوت فداییان انقلاب جان خود را تقدیم خاک و میهن کردند.

نوید شاهد استان قزوین: پس از این مصیبت، چه پیامی به مردم و سرداران مقاومت دارید؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: من با توجه به پیام سید مجید موسوی که گفت «خیابان‌ها با شما و میدان با ما»، می‌گویم شما میدان را داشته باشید، ما خیابان را داریم. ما هیچ کاری نکردیم؛ فقط دو ساعت در خیابان‌ها قدم زدیم تا بگوییم با شما هستیم. منافقان و فتنه‌گران بزدل که دنبال اغراض شخصی هستند، لیاقت جمهوری اسلامی را ندارند. باید جلوی آنها بایستیم و بگوییم: سردار موسوی، امیدوارم صدای ملت شریف قزوین و ایران یک بار دیگر به گوش شما برسد. تا شما هستید و ولایت دستور آتش‌بس نداده است، ما پای کار هستیم.

نوید شاهد استان قزوین:  حضور مردم را در خیابان‌ها چگونه دیدید؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: حضور جمعیت قزوین در خیابان‌ها بی‌نظیر است. در سرما و گرما و زیر بارش پرنعمت الهی آمدند. مردم طی این شب‌ها خسته نشدند؛ نه تنها کمتر نشدند، بلکه بیشتر شدند و علم به دست هستند. این گل‌دسته‌ها که در این قاب هستند، تقدیم به ولایت شده است.

نوید شاهد استان قزوین: سخن پایانی؟

مادر شهید طاهره سربازمیزوجی: من به همه می‌گویم این مسیر، مسیر حقیقت است. پشت ولایت‌فقیه باشید تا پرچم به دست صاحب‌الزمان برسد. عزیزانم رفتند تا کشور بماند. ما با ولایت زنده‌ایم.

گفتنی است دکتر مهدی رستمی، منظر السادات زرآبادی، نوجوان علی رستمی، نوجوان فاطمه رستمی، کودک زینب رستمی، فاطمه(حنانه) رستمی، کودک محمدحسن کیال‌ها و نوزاد بیست‌ودو روزه محمدعلی کیالها؛ این هشت مسافر شهید از خانواده رستمی بودند که در حمله تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به منزل مسکونی در تهران به شهادت رسیدند.

مصاحبه از زهرا محبی


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه