آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۶۷۸۸
۰۹:۰۴

۱۴۰۵/۰۱/۲۱
سیری در کلام شهید «اسماعیل آزاد فلاح»؛

اگر پیکرم بازنگشت، همچون مادران شهدای هویزه صبر کنید

شهید «اسماعیل آزاد فلاح» در بخشی از وصیت‌نامه خود با لحنی آکنده از ایمان و صبر، خانواده‌اش را به استقامت در راه خدا فرا می‌خواند و می‌نویسد اگر پیکرش به وطن بازنگشت، همچون مادران شهدای هویزه صبور باشند و راه شهدا را با افتخار ادامه دهند.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید «اسماعیل آزاد فلاح» از رزمندگان مخلص دوران دفاع مقدس بود که با احساس مسئولیت نسبت به دفاع از اسلام و میهن اسلامی، راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. او با روحیه‌ای سرشار از ایمان، ایثار و ولایت‌مداری در کنار دیگر رزمندگان به دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی پرداخت. این شهید والامقام سرانجام در مسیر دفاع از میهن و ارزش‌های اسلامی به فیض عظیم شهادت نائل آمد و نام خود را در شمار شهدای سرافراز این سرزمین جاودانه کرد.

اگر پیکرم بازنگشت، همچون مادران شهدای هویزه صبر کنید


در ادامه متن وصیت‌نامه شهید اسماعیل آزادفلاح را بخوانید.

بسم رب الشهدا و الصدیقین

شرافتمندترین مرگ‌ها شهادت است.

پیامبر(ص)

هرکس که مرا جستجو کند مرا خواهد یافت و هر که مرا یافت عاشقم خواهد شد و هر که عاشقم شود من نیز عاشق او می‌شوم و هر که را من عاشقش شوم او را خواهم کشت و هر که را من کشتم دیه‌اش خود من هستم.

سلام بر پدر عزیزم. امیدوارم که حالت خوب باشد. من از تو معذرت می‌خواهم که هر روز اذیتت کردم و باید مرا حلال کنی و ببخشی. من هم در آن دنیا اگر لیاقت شهید شدن را داشتم و شهید شدم، تو را شفیع قرار می‌دهم.

پدر عزیزم، ما در این زندگی دنیوی بیش از دو راه نداریم؛ یا مرگ با ذلت و خواری (بستر بیماری) و یا مرگ با عزت و سعادت که همان شهادت است. پس چه بهتر که نه تنها من بلکه شما هم مرگ با سعادت را برگزینید. من هم اکنون آن را برگزیده‌ام و هیچ ترس و نگرانی در وجودم نیست، چون با رضایت کامل آن را انتخاب کرده‌ام و هدفم لقاءالله است.

شما هم راه من را که توأم با شهادت است ادامه بدهید و افتخار کنید که فرزندتان در این راه رفته است؛ راهی که حسین(ع) در کربلا پیمود و اکنون یاران حسین زمان، خمینی بت‌شکن عزیزتر از جان و شیرین‌تر از عسل، آن را ادامه می‌دهند. من هم به نوبه خود احساس مسئولیت کرده‌ام و باید به آنها ملحق شوم، وگرنه هیچ‌وقت نمی‌توانم بگویم من مسلمانم.

مادر عزیزم، مادری که برای من همچون فرشتگان آسمان مهربان بودی و من به وجود مادری مثل تو افتخار می‌کنم. مادر جان، شهادت نصیب هر بنده گناهکاری نمی‌شود. اگر ان‌شاءالله لیاقتش را داشتم و شهید شدم، از شهادت من دلخور و نگران نباش. پسر تو به پیش شهید مظلوم دکتر بهشتی، رجایی، باهنر، آیت‌الله دستغیب و مدنی‌ها می‌رود.

آخر تو ای مادر می‌دانی که وقتی صحبت از اسلام و دین و قرآن می‌شود من نمی‌توانم آرام بگیرم. حالا هم صحبت از جنگ اسلام با کفر است و در میان آنها هموطن‌های من هستند که این‌گونه وحشیانه مورد حمله و تجاوز قرار گرفته‌اند. تو ای مادر بدان هر کس به هر نحوی که می‌تواند باید به جبهه اسلام کمک کند؛ بعضی‌ها داوطلبانه به جبهه اعزام می‌شوند و بعضی‌ها هم که پسر ندارند کمک مالی می‌کنند.

و تو ای مادر، تو هم باید از سه پسر خود یکی را در راه خدا بدهی و باید همچون پدر و مادرهای دیگر خانواده‌های شهدا افتخار کنی. باید افتخار کنی که جزو خانواده‌های شهید داده هستی.

باز هم می‌گویم اگر من شهید شدم، البته اگر لیاقتش را داشتم، نگران نباش. برای من جشن بگیر و با افتخار بگو که لااقل خانواده ما هم یک شهید در راه اسلام داد. در مرگ من شیون مکن و خوشحال باش و به تمام افراد فامیل، دوستان و آشنایان نیز بگو چنین کنند، چون آن روز عروسی من است و حجله عروسی من قبر خشک و خالی است.

اگر جسد من پیدا نشد همچون پدر و مادر و خواهر و برادر دیگر شهیدان، همچون مادرهای شهدای هویزه صبر و پایداری کنید.

و تو ای برادر، همچون کوه پابرجا و استوار باش و هیچ‌گاه ترسی از شیطان به دل خود راه مده و نگران من نباش. راه من را ادامه بده و افتخار کن که برادرت به شهادت رسیده است.

و تو ای خواهرانم مریم و اعظم؛ به خواهرم مریم بگو که برادرت برای چه کشته شد. مریم را با اسلام و قرآن آشنا کن و همچون زینب زمان باش و از شهادت من غمگین مباش. در مرگ من عزا نگیرید بلکه جشن بگیرید.

پیامی هم برای دوستان و آشنایان و دیگر خواهران و برادران دارم و این است که شما ای کسانی که بعد از من در این دنیا می‌مانید بدانید که هدف من راه حسین است. با منافقین و کفار داخلی مبارزه کنید و نگذارید قلب این رهبر عزیزتر از جان و شیرین‌تر از عسل آزرده شود. ما هم با بعثی‌های متجاوز جنگ می‌کنیم و بر سر هر دعا و نماز امام عزیز را دعا کنید.

ای خدایا تو را به جان زهرا، تو را به جان مهدی، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده

کفن بدوز بهرتنم مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

عازم جبهه‌ام مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

کفن بدوز بهرتنم مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

از تبار اکبرم مادرم مادرم

من نور چشم حیدرم حیدرم

اگر ندیدید پیکرم مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

گریه نکن بر پیکرم مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

از روی مین‌ها می‌گذرم مادرم مادرم

مگر عزیزتر از علی‌اکبرم اکبرم

بشنو ای رهبر، در دل سنگر عقده‌ها دارم

این بعثی کافر، این دل تنگم ناله‌ها دارد

اگر امام فرمانم دهد غسل شهادت می‌کنم هر روز

اگر امام کمکم کند خون بعثی‌ها را جاری می‌کنم

که گویا این دل خسته‌ام مدتی است میل کربلا دارد

برای زیارت مهدی دل عاشقم چشم انتظار است

پیامم را بشنو…

اگر خدا یاری‌ام کند کاخ صدام را ویران کنم

اگر امام کمکم کند خون بعثی‌ها را جاری می‌کنم

اگر در راه اسلام کشته گردیدم تو مشو غمگین

برادر جان سلاحم را برگیر و جای من انتقام بگیر

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

پیامبر ساقی کوثر به صحرای محشر

به فاطمه زهرا خمینی را نگهدار

زین‌العابدین، به صدق صادقین

به موسی بن جعفر به حرمت شهیدان خمینی را نگهدار

به خون رزمندگان خمینی را نگهدار

به آیه‌های قرآن، به خون شهیدان اسلام

به اشک یتیمان، به گریه‌های مادران خمینی را نگهدار

به خون بهشتی، به خون مدنی، به خون دستغیب

به جسم رجایی، به حق باهنر

به خون پاک شهیدان خمینی را نگهدار.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه