روایت دلتنگی و استقامت؛ یادداشتی از همسر شهید سرهنگ پاسدار داود زندیه
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهادت سرهنگ پاسدار داود زندیه در پی بمباران هوایی در کرج، خانواده و همرزمانش را در سوگ فرو برد؛ اما در دل این اندوه، صدای استقامت و امید همچنان شنیده میشود. همسر این شهید، که خود فرزند یک خانواده شهیدپرور است، در یادداشتی صمیمی از زندگی در کنار یک پاسدار، دلتنگیهای پس از شهادت و پیامی برای نسل جوان ایران نوشته است؛ روایتی از عشق، مسئولیت و باور به آینده.
بسم رب الشهدا و الصدیقین
نوشتن از تو سخت است؛ از مردی که سالها با آرامش، مسئولیت و عشق به خانواده و میهن زندگی کرد و سرانجام در آستانه چهل سالگی، به آرزوی دیرینهاش رسید و به آسمان رفت؛ همانجا که پدر شهیدت سالها چشمانتظارت بود.
من سالها در کنار تو زندگی کردم؛ مردی که برای خانوادهاش تکیهگاه بود و برای اطرافیانش مظهر مهربانی و مسئولیت. امروز اما جای خالیات را بیشتر از همیشه حس میکنم؛ در سکوت خانه، در نگاههای پر از سؤال تنها پسرمان که هنوز باورش نمیشود پدرش دیگر در کنارمان نیست.
تو خود فرزند شهید بودی و همیشه از صبر و استقامت مادران و همسران شهدا میگفتی. حالا من در همان مسیر ایستادهام؛ مسیری که سخت است اما پر از معنا. میدانم راهی که رفتی، راهی بود که با آگاهی و ایمان انتخاب کرده بودی.
به نوجوانان و جوانان این سرزمین میگویم: تاریخ سرزمینمان پر از فراز و نشیب است. شناخت گذشته و دانستن حقیقتها کمک میکند بهتر آینده را بسازیم. امید دارم نسلهای بعد با آگاهی، همدلی و عشق به ایران، این سرزمین را سربلندتر از همیشه نگاه دارند.
در روزهای سخت، دل ما به امید و ایمان گرم است؛ به اینکه هیچ رنجی بیمعنا نیست و هیچ فداکاریای در این خاک فراموش نخواهد شد.
داود عزیزم، نام تو در قلب ما زنده است؛ در دل همسر و فرزندی که همیشه به تو افتخار خواهند کرد.
همسر تو
روشنگر
انتهای پیام/