خانوادههای شهدا: شهادت رهبر، ادامه مسیر ایثار و بندگی است
شهید «ذبیحالله عامری» یکم فروردین ۱۳۲۹ در شهرستان گرمسار چشم به جهان گشود. کارمند اداره بهداشت بود. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمنماه ۱۳۶۴ در فاو عراق بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید. نوید شاهد سمنان گفتگویی با «لیلا عامری»، فرزند شهید «ذبیحالله عامری» انجام داده است که تقدیم حضور علاقهمندان میشود.

اخلاص، ایثار و گمنامی پدر
من فرزند اول خانواده و در حال حاضر دکترای دامپزشکی و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق، مسئول امور شاهد و ایثارگران دانشگاه فرهنگیان سمنان هستم. در زمان شهادت پدرم هشت ساله بودم. آخرین تصویر مبهم، اما زنده در ذهن من، گرمای دستان وآغوش امن و چهره پرمهرش همراه با آن لبخند همیشگی که لحظه خداحافظی به من زد و گفت: «قول میدهم زود برگردم.» آن لحظه شاید نمیدانستم این یک سفر بیبازگشت است، اما سنگینی آن وداع را همیشه در قلبم حس کردم. پدرم انسانی بود که ایمان را نه در کلام، بلکه در عمل معنا میکرد. ویژگی بارز او اخلاص، ایثار و گمنامی بود. او از آن دسته آدمهایی بود که معتقد بود، کار خوب را باید برای خدا انجام داد، نه برای دیده شدن. شجاعت او آمیخته با یک مهربانیِ عمیق و نگاهی نافذ بود که همیشه در یادها میماند.
تکیهگاهم به آسمان پیوست
خبر شهادت پدر را از بیقراریها و گریههای مادر و رفت و آمدهای غیر منتظره به خانهمان متوجه شدم. در آن لحظه، کودکی من ناگهان تمام شد. احساسی از بهت و دلتنگی بیپایان داشتم؛ انگار تکیهگاهی که تمام دنیای من بود، به آسمان پیوسته بود. همرزمان و اطرافیانش تعریف میکنند که ایشان در سختترین شرایط عملیات، همیشه روحیه بخشِ دیگران و فرشته نجاتشان بود. نقل میکنند که در جبهه و زمان عملیات در خط مقدم، مدام در صدد یاری رساندن به مجروحین و مداوای زخمهایشان به عنوان یک امدادگر بود و در نهایت در عملیات والفجرهشت علیرغم اینکه دوستانش بهخاطر شدت حملات توپخانه دشمن در حال عقبنشینی بودند، ایشان برحسب وظیفه انسانی و اخلاقی خود تا آخرین لحظه دست از مداوای همرزمان مجروحش که در کانالها مانده بودند و درخواست کمک داشتند، برنداشت و حاضر به ترک خط مقدم نشد تا در نهایت با تیر مستقیم دشمن به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
خدمت؛ رسالتی که بر دوشم نهاد
این جمله از پدرم که همیشه در گوشم طنینانداز است: «هرجا که هستی، جوری زندگی کن که بودنت برای دیگران نفع داشته باشد و در همه حال و شرایطی به خدا توکل کن، این یعنی مسئولیتپذیری در قبال جامعه.» شهادت پدر، به زندگی من «رسالت» بخشید. انتخابهای من همیشه تحت تأثیر این فکر بود که باید جوری قدم بردارم که حرمت خونی که برای این سرزمین ریخته شده، حفظ شود. این موضوع باعث شد در انتخاب شغل و تحصیل، همواره به دنبال خدمت باشم.
مادر؛ نماد ایثار خاموش
مادر برای من نماد ایثارِ خاموش است. او هم پدر بود و هم مادر. اگر صلابت و ایستادگی او نبود، من هرگز نمیتوانستم به این جایگاه علمی و مدیریتی برسم. او تمام آرزوهای خودش را فدای رشد و بالندگی ما کرد. کودکی من با جای خالی بزرگی گذشت، اما من از صبرِ مادر و غیرت پدرم الهام گرفتم. حمایتهای معنوی خانواده و دعای خیرِ مردمی که همیشه به شهدا ارادت داشتند، بزرگترین پشتیبان من در این دوران بود.
خون شهید هدر نمیرود
بزرگترین چالش فرزند شهید بودن، قضاوتهای ناعادلانه برخی در مورد سهمیهها و امتیازات بود، درحالیکه هیچ امتیازی جای خالی آغوش پدر را پر نمیکرد. من با تلاش مضاعف با این چالشها روبهرو شدم تا ثابت کنم فرزند شهید، با تکیه بر توانمندی خودش قلهها را فتح میکند. انگیزه من این بود که ثابت کنم خون شهید هدر نرفته و فرزندان شهدا میتوانند نخبگان و مدیران توانمند این کشور باشند. میخواستم به وصیت پدرم و توصیههای همیشگی ایشان در نامههایش در خصوص ادامه تحصیل و کسب مدارج بالای علمی و خدمت به جامعه عمل کنم تا پدرم از آسمان به دخترش افتخار کند. علاوه بر کسب مدرک دکتری، موفق به چاپ چندین مقاله علمی پژوهشی، تألیف کتاب و مدیریت پروژههای آموزشی شدهام که همگی در جهت ارتقای سطح علمی مجموعه کاری و دانشگاه بوده است. بزرگترین دستاورد من تا امروز، توانمندی در گرهگشایی از مشکلات دانشجویان شاهد و ایثارگر است. دوست دارم در آینده، الگویی از یک مدیرِ متعهد و متخصص باشم که نشان میدهد میتوان با نگاه ارزشی، تحولات علمی بزرگی ایجاد کرد.
ما را با تعهدمان به وطن بشناسید
خطاب به مسئولان میگویم: شهدا از ما «میز و صندلی» نخواستند، آنها از ما «امانتداری و خدمت» خواستند. به فکر مردم و جوانان این کشورعزیز باشیم و خطاب به مردم عزیز: فرزندان شهدا، وارثانِ دردِ فراق هستند، اما تمام آرزویشان سربلندیِ ایران است. ما را نه با امتیازات، بلکه با «تعهدمان به وطن» بشناسید.
خاطره شهیدمان دوباره زنده شد
پس از شنیدن خبر شهادت رهبر عزیزمان، اولین احساس، ترکیبی از بهت، اندوهی عمیق و در عین حال، افتخاری سرشار از ایمان بود. برای خانوادههای شهدا، این خبر اگرچه بسیار جانکاه است و حس یتیم شدن و بیپناهی دوباره را تداعی میکند، اما یادآور همان لحظهای است که عزیزترین فرد زندگیشان راهی معبود شد. بیتردید، یاد و خاطره شهیدمان در آن لحظه در ذهنها زنده میشود؛ همان شور و اشتیاق برای دیدار حق، همان آرامشی که پس از سالها انتظار و صبر، بر قلبمان نشست. گویی پیامآوری از جنس همان عزیز از راه رسیده و نوید وصل را داده است. اینجا است که غم فراق با شوق وصال درهم میآمیزد.
خانواده شهدا، راویان تداوم راه ایثار
خانوادههای شهدا، شهادت را پایان راه نمیبینند، بلکه آن را نقطه عطفی برای استمرار یک مسیر نورانی میدانند. شهادت رهبر عزیز، برای ما دقیقاً ادامه همان مسیر ایثار و بندگی است؛ مسیری که سالها پیش با خون شهیدمان آغاز شد و اکنون با ریخته شدن خون رهبری فرزانه، مستحکمتر از همیشه تداوم یافته است. این دو شهید، هر دو از یک تبار و در یک سنگر، برای یک هدف والا جان خود را نثار کردند و ما این پیوستگی را مایه افتخار و مباهات خود میدانیم.
پیام مقاومت، حقانیت و وحدت
پیام شهادت رهبر عزیزمان چند وجهی است: پیام ایستادگی و مقاومت: به جهانیان ثابت میکند که مکتب اسلام و انقلاب، با شهادت رهبرانش نه تنها تضعیف نمیشود، بلکه انگیزهای تازه برای مقاومت و پیشرفت مییابد. پیام حقانیت راه: این شهادت، مهر تأییدی بر حقانیت مسیری است که شهید و رهبر بر آن پای فشردند. به نسلهای آینده میآموزد که ارزشهای الهی و انسانی، چنان والا هستند که بهترین انسانها برای حفظ آن، از جان خود میگذرند. پیام وحدت و بصیرت: این رویداد، مردم را به وحدتی بیسابقه حول محور ارزشها و آرمانهایشان فرا میخواند و لزوم هوشیاری و بصیرت در برابر توطئههای دشمن را گوشزد میکند.
وظیفه ما پس از شهادت رهبر انقلاب
پس از این رخداد، وظیفه ما خطیرتر و حساستر از قبل شده است. احساس میکنم که امانتی بزرگ بر دوش ما گذاشته شده است. برای تداوم راه: وفاداری به راه شهید و رهبر، تنها با زنده نگهداشتن نام و خاطره آنها نیست، بلکه با ادامه دادن مسیر علم، اخلاق، مقاومت و خدمت به محرومان معنا مییابد. باید پرچمی را که از دستانشان فروافتاده، با قدرت بیشتری به پیش ببریم. وظیفه امروز ما ترجمه خون به قلم، ترجمه ایثار به عمل و ترجمه شهادت به زندگی شرافتمندانه است.
بیعت با همان آرمانها و ارزشهای شهدا
بیعت با رهبر جدید، بیعت با همان آرمانها و ارزشهایی است که شهیدان ما برایش جان دادند. این بیعت، از سر بصیرت و آگاهی و بر اساس تشخیص ولیفقیه جامعالشرایط از سوی کارشناسان خبره(خبرگان رهبری) صورت میگیرد. خانواده شهدا که ذرهای تردید در مسیر ولایت ندارند، با تمام وجود با رهبر جدید بیعت میکنند و او را امتداد همان راه نورانی و پشتیبان مستضعفان جهان میدانند. این بیعت، نه یک تعارف، که یک تکلیف شرعی و انقلابی است، بیعت ما با رهبرجدید، بیعت با یک شخص نیست، بیعت با مکتب است و ما را در مسیر پرافتخار شهدا استوارتر میسازد. اینک ما خانواده شهدا با انگشتری عشق این سند را با افتخار مُهر میکنیم تا فردای تاریخ درامتداد راه شهدا از ما به یادگار بماند.
گفتگو از حمیدرضا گلهاشم