آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۴۱۴۰
۱۱:۲۶

۱۴۰۴/۱۲/۱۹

سکوت سنگین در آخرین بدرقه

همسر شهید «مرتضی محبی» میگوید: آخرین مرحله‌ای که شهید به جبهه می‌رفت آن روز حال عجیبی داشت. سکوتی معنادار از او مشاهده می‌شد و خیلی کم صحبت می‌کرد مرتب در فکر بود تمام رفتارش وداع گونه بود بسیار صمیمی و خوشحال در عین حال گویا یک دلواپسی و نگرانی هم در وجودش مشاهده می‌شد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «مرتضی محبی» متولد پانزدهم اردیبهشت ۱۳۳۱، در شهرستان آمل به دنیا آمد. پدرش اسدالله نام داشت و تا مقطع حوزوی درس خواند و سرانجام در تاریخ نوزدهم اسفند ماه ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید پیکر بزرگوار این شهید در گلزار شهدای امام زاده ابراهیم به خاک سپرده شد.

سکوت سنگین در آخرین بدرقه

چند خاطره‌ای از شهید «مرتضی محبی»

همسر شهید: شهید به بچه‌های خود با این که خردسال بودند احترام زیادی می‌گذاشت و همیشه می‌گفت خداوند بهترین نعمت را به ما داده است وقتی بچه‌ها در خواب بودند نزد بچه‌ها می‌رفت و در کنارشان می‌نشست و به ان‌ها خیره می‌شد و می‌گفت چقدر بچه‌ها معصوم و زیبا هستند و با آن‌ها زیاد بازی می‌کرد و به آن‌ها ارزش می‌داد. با کلمات درست و صحیح و با حوصله تمام صحبت می‌کرد و به همه‌ی سوالات کودکانه‌ی آن‌ها پاسخ می‌داد و آن‌ها را غیر مستقیم وادار به سوال و تفکر می‌کرد و زمینه را برای سوال کردن برای شان فراهم می‌کرد.

در زندگی هر چه مسائل بر او ناگوار‌تر بود صبر و توکل او در مقابل آن دشواری‌ها بیشتر می‌شد و اتمیدش بیشتر. هیچگاه بدی‌های افراد را به ما نمی‌گفت و فقط به آن شخص نگاه معنادار و نسبتاً طولانی می‌کرد که آن شخص خودش متوجه بشود.

آخرین مرحله‌ای که شهید به جبهه می‌رفت آن روز حال عجیبی داشت. سکوتی معنادار از او مشاهده می‌شد و خیلی کم صحبت می‌کرد مرتب در فکر بود تمام رفتارش وداع گونه بود بسیار صمیمی و خوشحال در عین حال گویا یک دلواپسی و نگرانی هم در وجودش مشاهده می‌شد. به فرزندانش زیاد نگاه می‌کرد و مرتب عذر خواهی می‌کرد.

خواهر شهید: شهید بسیار صبور بودند، مقاومت زیادی در برابر مشکلات داشتند و در قبال همه چیز احساس مسئولیت داشتند و در نماز جماعت شرکت می‌کردند اهل نماز و دعا و قرآن بودند صرفه جو بودند و اصلاً اهل دروغ نبودند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه