۱۳ دی، روزی که ای کاش زمان در آنجا قفل می شد
به گزارش نوید شاهد لرستان، سیزدهم دی ماه روزی که غریبان آسمانی، پلی زدند میان ما و آقایمان. روزی که در خاطره ها نقش بست و ای کاش زمان هم در آن لحظه ها قفل میشد.
قلب ها پر از شوق دیدار بود، لب ها خندان و چشمان منتظر. صف های گیت حسینیه، لحظه های انتظار را به شیرینی می گذراند. یکی از خدام گفت: «جان آقا خیلی عزیزه که اینقدر حساس هستیم». راست می گفت: جانِ آقا، گنجی بی بدیل بود.
و ناگهان قامت رعنا و چهره نورانی اش پدیدار شد. نورش چشمانمان را پر کرد. اشک ها بی امان جاری شد، مشت ها گره خورد و از ها با تکبیر، کوهی دیگر آفریدند. سخنان نورانی و اشارات معنوی، جان ها را لبریز کرد. با ما خندید، شوخی کردم و با لذت ما را تماشا کرد. در آن لحظه گویی دنیا تماما مال ما بود.
چه می دانستیم که این لحظات آخرین دیدار مان خواهد بود. چه می دانستیم دو ماه بعد باید باور کنیم دیگر نیستند.
کاش زمان در آن لحظه ها می ایستاد...
و حالا، سیزدهم اسفند... چهار روز از نبودنِ آقا می گذرد. حسرتِ دیدارتان تا ابد بر دلمان خواهد ماند. پشتمان شکست، قامتمان هم شد ولی می دانیم و دلخوشیم که عاقبت شما همنشین شهدا شدی، رفتید تا در آن دنیای بهتر، آرام بگیرید.

شهید سیدعلی حسینی خامنه ای
آقاجان همیشه در دل بحرانها به ما یادآور میشد که آرام باشید، آرامش ما در کلام خودش بود. حالا چگونه آرام باشیم یا با چه صدایی آرام شویم؟ وقتی آن صدای ملکوتی دیگر در دنیا نیست.
اما در این غم، یادمان باشد که سعادت دیدار آقایمان مدیون شهدای غریب اسارت است، همان عزیزان مظلومی که آقا در پیامشان به کنگره شهدای غریب با سپاس گذاری از دست اندرکاران این حرکت بر ادامه این راه تأکید داشتند.
درست است که جسم آقاجانمان دیگر در بین ما نیست و حسرت دیدارش بر دلمان جا خوش کرد ولی فرمایشات و نصیحتهای مهربانانه اش چراغ راهنما است تا در مسیری که بر ادامه آن تأکید داشت قدم برداریم و این یادمان، یادگاری است از عشق و ارادت به سید شهیدمان، رهبر شهید انقلاب و تمامی شهدای غریب اسارت.
سپاس فراوان از شهدای غریب که واسطه ی سعادتِ آن روز ناب بودند و باز هم ای کاش زمان در آن لحظه می ایستاد (۱۳ دی ماه).
فرحزاد جهانگیری
انتهای پیام/