آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۳۲۶۲
۱۳:۱۲

۱۴۰۴/۱۲/۱۲

خاطرات/شهید احمد رضا: نان و نفت برای مستمندان، پاسخی از رحمت خدا

مادر شهید «احمدرضا اسدی کلایی» می‌گوید:: احمدرضا به افراد نیازمند همیشه کمک می‌رساند، برای کمک به مستمندان برای شان نان و نفت می‌برد، بعد از شهادتش عده‌ای از زنان آمدند پیش من و می‌گفتند شما مادر احمدرضا هستی؟ می‌گفتم بله! آنها اظهار می‌کردند که شهید به آن‌ها در امرار معاش و تامین هزینه خانواده کمک می‌کرده و برای شان نان و نفت می‌برد و همیشه در جهت جلب رضایت خدا قدم بر می‌داشت و در آخر هم خداوند جواب نماز شب‌های او را داده و در زمره‌ی شهیدان قرار داد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «احمدرضا اسدی کلایی» متولد بیست و دوم خرداد ۱۳۴۶، در شهرستان ساری به دنیا آمد. پدرش قاسم نام داشت. تا مقطع متوسطه درس خواند و سرانجام در تاریخ دوازدهم اسفند ماه ۱۳۶۴، در کارخانه نمک – فاو بر اثر جراحات وارده به بدن به شهادت رسید. پیکر بزرگوار این شهید در گلزار گلزار ملا مجدالدین ساری به خاک سپرده شد.

خاطرات/شهید احمد رضا: نان و نفت برای مستمندان، پاسخی از رحمت خدا

چند خاطره‌ای از شهید «احمدرضا اسدی کلایی»:

مادر شهید می‌گوید: انجام واجبات و ترک محرمات تا جایی که آخر هر شب نماز شبش را می‌خواند و همیشه از خداوند طلب شهادت می‌کرد، تاکید به حجاب و پوشش، عشق و علاقه‌ی زیادی به خواهران و برادران و احساس مسئولیت در قبال آن‌ها و همیشه حقوق خود را بین خانواده تقسیم می‌کرد، در رشته ورزشی فوتبال هم مهارت داشت، بسیار خوش رفتار و مهربان بود نسبت به دیگران و همسایگان، ولایتمدار و عاشق امام و آشنایی و مطالعه کتاب امام و کتاب‌های انقلابی و همیشه می‌گفت انقلاب به راحتی به دست نیامد که به راحتی از دست برود، روحانیت را ستون محکم انقلاب می‌دانست.

مادر شهید می‌گوید: احمدرضا به افراد نیازمند همیشه کمک می‌رساند، برای کمک به مستمندان برای شان نان و نفت می‌برد، بعد از شهادتش عده‌ای از زنان آمدند پیش من و می‌گفتند شما مادر احمدرضا هستی؟ می‌گفتم بله! آنها اظهار می‌کردند که شهید به آن‌ها در امرار معاش و تامین هزینه خانواده کمک می‌کرده و برای شان نان و نفت می‌برد و همیشه در جهت جلب رضایت خدا قدم بر می‌داشت و در آخر هم خداوند جواب نماز شب‌های او را داده و در زمره‌ی شهیدان قرار داد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه