آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۳۲۱۵
۲۲:۵۳

۱۴۰۴/۱۲/۱۱
زندگی نامه شهید«یدالله رمضانی»

پس از لحظاتی در سردخانه جان دوباره گرفت

مادر شهید «یدالله رمضانی» می‌گوید: وقتی در درگیری آمل مجروح شد، او را در سردخانه گذاشتند و گفتند که یدالله شهید شد؛ امّا رفیقش که سردخانه رفت، دید نبض یحیی می‌زند. بعد او را به بیمارستان منتقل کردند.


به گزارش نوید شاهد مازندران، «شهید یدالله رمضانی» پنجمین فرزند خانواده بود؛ نوزادی که در ۷ شهریور ۱۳۳۶ قدم به کاشانه «رمضان و مریم» گذاشت. پدرش کشاورز بود و از این راه به کسب روزی می‌پرداخت.

پس از لحظاتی در سردخانه جان دوباره گرفت

خردسالی «یدالله» در کوچه پس‌کوچه‌های روستای «آهنگرکلا» از توابع آمل خاطره شد؛ تا این‌که به دبستان راه یافت. سپس با طی مقطع راهنمایی، وارد دبیرستان «امام خمینی» فعلی آمل شد و با اَخذ دیپلم، به تحصیلات خود پایان داد.

دوران سربازی‌اش در دوره طاغوت و ارتش سپری شد.

خواهرش «سکینه» می‌گوید: «خیلی پدر و مادرمان را دوست داشت و به آنها احترام می‌گذاشت. حتّی بدون آن‌که خبردار شوند، نام‌شان را برای رفتن به حج ثبت کرد و آنها را به مکه فرستاد.»

یدالله در سال ۱۳۵۸ با خانم «فریده اَندواری» ازدواج کرد؛ که «حبیبه، سیف‌الله و معصومه» ثمره‌های این زندگی مشترک هستند.

یدالله رمضانی در ۲۲ دی همین سال (۱۳۵۸) به عضویت سپاه در آمد و با تعهدی مضاعف، به خدمت پرداخت.

او از هجدهم فروردین ۱۳۵۹، به مدت دو ماه، به عنوان رزمنده، در گردان رزمی سنندج به سر برد.

سپس از ۴ خرداد همین سال (۱۳۵۹) تا ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۲، در واحد تبلیغات سپاه آمل مشغول ادای تکلیف بود.

مدتی هم، در واحد اطلاعات ـ عملیات فعالیت داشت.

یدالله در غائله آمل نیز حضور داشت.

مادرش در این‌خصوص چنین اذعان می‌دارد: «وقتی در درگیری آمل مجروح شد، او را در سردخانه گذاشتند و گفتند که یدالله شهید شد؛ امّا رفیقش که سردخانه رفت، دید نبض یحیی می‌زند. بعد او را به بیمارستان منتقل کردند.»

خانم اَندورای دفتر خاطرات آن روز‌ها را این‌گونه ورق می‌زند: «با ماشین به سه‌راهی امام‌زاده عبدالله می‌رفت و کمک‌های نقدی مردم را جمع می‌کرد و به جبهه می‌برد. حقوق خودش را هم ماهیانه برای رزمندگان می‌فرستاد.»

در نهایت، یدالله در یازدهم اسفند ۱۳۶۵، در شلمچه، در حالی که فرماندهی گردان رزمی را به عهده داشت، جامه سرخ شهادت را به تن کرد و به دیار حق شتافت. سپس، بعد از انتظاری نُه ساله به آغوش خانواده‌اش بازگشت و در گلزار شهدای «کمانگرکلا»‌ی آمل، آرام گرفت.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه