نبرد همیشگی است و باطل نابودشدنی

به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید «علیرضا تبرسائی» یکم فروردین ماه ۱۳۴۱، در روستای نوده ملک از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش خلیل، کشاورز بود و مادرش حاجیه نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته انسانی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دوم اسفند ماه ۱۳۶۰، در شهر منجیل بر اثر مواد منفجره به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده عبدالله شهرستان زادگاهش قرار دارد.
وصیتنامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحیم
هم اکنون که من رهسپار خط مقدم جبهه جنگ هستم از خوشحالی در پوست خود نمیجنگم.ای امام،ای حسین زمان با قطره قطره خون ما پیامت را لبیک گفته و میگوییم، ولی چند سخنی و مادر مهربان و عزیزم، مادر مهربانم! امیدوارم که مرا ببخشی و در نبود من هیچ اندوهی به دلت راه ندهی. مادر مگر نمیبینی که عاشورای حسین تکرار میشود، مگر یاد نمیآوری که حسین در روز عاشورا در آخرین لحظه عمر خود فریاد زد هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنیِآیا کسی هست که مرا یاری دهد؟ این پیام برای ما مسلمانان است که به پیام حسین زمان خود یعنی امام خمینی لبیک گوییم.
مادر عزیزم! به پدر مهربانم بگو ناراحت نباشد همیشه نبرد بین حق و باطل است و باطل همیشه نابود شدنی است به او بگو که امام حسین (ع) فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی در ذلت و خواری.
مادر جان! مگر خون فرزند تو از خون دیگر سربازان اسلام رنگینتر است که برای او گریه میکنی؟ مادر عزیزم! آخرین وصیتم این است که چیزی را که در راه خدا میدهی هرگز طلب مکن. مادر و پدر مهربانم! اگر من به درجه شهادت نائل گشتم برای من گریه نکنید و جسد مرا در کنار قبر شهدا دفن کنید، ولی اگر جسدم بر اثر ترکش خمپاره یا نارنجک یا چیز دیگر نابود شد ناراحت نباشید، چون روح من با شهدا است و در کنار رسول خدا (ص).
مادر و پدر عزیزم! امیدوارم که خداوند این قربانی ناقابل شما را به درگاهش قبول کند و به بقیه دوستان و فامیلان بگویید برایم به هیچوجه گریه نکنند، چون که امام ما میگفت برای خدا میجنگیم پس چه باک ما را چه اگر دشمن را بکشید یا کشته شویم به بهشت موعود رهسپار خواهیم گشت.
مادر عزیزم! به جای من صورت خواهران و برادرانم مخصوصاً مهدیه و محدثه را ببوس و به آنها بگو افتخار کنند که برادرشان به جنگ بر علیه کفر رفته است. دیگر عرضی ندارم، جز پیروزی اسلام و سلامتی امام و همه مسلمانان و شما، خداحافظ.
انتهای پیام/