آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۸۲۳
۱۲:۲۲

۱۴۰۴/۱۱/۲۵
شهید علیجان محمدبیگی؛

سرباز لشکر ۶۴ ارومیه که در نبرد با ضدانقلاب در مهاباد شهید شد

شهید "علیجان محمدبیگی"، متولد ۱ فروردین ۱۳۴۰ در روستای طایقانِ محلات، از خانواده‌ای کشاورز و مذهبی بود که هم‌زمان با تحصیل برای کمک به معیشت خانواده کار می‌کرد و در روزهای انقلاب از فعالان مسجد روستا به‌شمار می‌رفت. او برای انجام خدمت سربازی به‌عنوان سرباز لشکر ۶۴ ارومیه به کردستان اعزام شد و سرانجام در ۱۶ بهمن ۱۳۶۱ در جریان درگیری با گروهک‌های ضدانقلاب در منطقه مهاباد به شهادت رسید و پس از انتقال پیکر، در گلزار شهدای طایقان-محلات به خاک سپرده شد.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید علیجان محمدبیگی، سرباز لشکر ۶۴ ارومیه، در جریان درگیری با گروهک‌های ضدانقلاب در منطقه مهاباد به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از انتقال به زادگاهش، در روستای طایقان به خاک سپرده شد.

سرباز لشکر ۶۴ ارومیه که در نبرد با ضدانقلاب در مهاباد شهید شد

شهید علیجان محمدبیگی در یکم فروردین‌ماه ۱۳۴۰ در روستای طایقان از توابع شهرستان محلات، در خانواده‌ای کشاورز و مذهبی چشم به جهان گشود. او از سال‌های نوجوانی، در کنار درس خواندن برای کمک به امرار معاش خانواده کار می‌کرد و با تلاش و پشتکار، تحصیل را تا پایان دوره متوسطه ادامه داد.

با شکل‌گیری انقلاب اسلامی، این جوان روستایی از نخستین کسانی بود که در مسجد سیدالشهدای روستا شعار «مرگ بر شاه» سر داد و همراه با جمعی از جوانان و همسالانش، در برپایی تظاهرات و فعالیت‌های انقلابی نقش مؤثری داشت.

با آغاز جنگ تحمیلی و برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب، علیجان به‌منظور انجام خدمت مقدس سربازی به‌عنوان سرباز لشکر ۶۴ ارومیه به کردستان اعزام شد و در مقابله با گروهک‌های ضدانقلاب از جمله احزاب منحله کومله و دموکرات حضور یافت. این سرباز فداکار اسلام، پس از چندین ماه فعالیت در منطقه، سرانجام در شانزدهم بهمن‌ماه ۱۳۶۱ هنگام درگیری با ضدانقلاب در منطقه مهاباد به شهادت رسید.

در روایت زندگی این شهید آمده است که پیکر مطهرش همانند بسیاری از شهدای کردستان، مدتی در کوه‌های برف‌گرفته منطقه باقی ماند و پس از تلاش‌های فراوان، به محلات و سپس به روستای طایقان منتقل شد و در گلزار شهدای روستا آرام گرفت.

مادر شهید در خاطره‌ای از ایمان و تقوای فرزندش می‌گوید: چند روز پیش از اعزام به سربازی، علیجان به شهر رفت و عکسی بزرگ را قاب کرد و برای مادر آورد. وقتی مادر از علت قاب کردن پرسید، پاسخ داد: «می‌خواهم این عکس قاب‌کرده را از من به یادگاری نگه داری… شاید رفتم و دیگر برنگشتم.» این جمله امروز برای خانواده و اهالی طایقان، به نشانه‌ای از یقین و آمادگی او برای شهادت تبدیل شده است.

 

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه