آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۲۷۹
۱۱:۴۹

۱۴۰۴/۱۱/۱۹
مروری بر زندگی شهید «عزیز مراد کلهری»

وقتی دل، شهادت را انتخاب کرد

او می‌توانست بماند، استراحت کند و به زندگی عادی برگردد، اما دلش راه دیگری را انتخاب کرده بود؛ راهی که از روستای دهلق سفلی آغاز شد، از کلاس درس و کار در مزرعه گذشت و سرانجام به خط مقدم جبهه رسید؛ جایی که «عزیزمراد کلهری»، آگاهانه و با دلی مطمئن، شهادت را برگزید.


وقتی دل، شهادت را انتخاب کرد


به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید والامقام «عزیزمراد کلهری» در سال ۱۳۴۰ در روستای دهلق سفلی از توابع شهرستان صحنه در استان باختران دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی خود را تا پایان پایه چهارم در همان روستا با موفقیت پشت سر گذاشت و ادامه تحصیل را از پایه پنجم ابتدایی در شهرستان صحنه آغاز کرد و سرانجام موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.
شهید کلهری در دوران تحصیل، همزمان با درس، به کار کشاورزی و کمک به خانواده خود که از قشر زحمتکش کشاورز بودند، می‌پرداخت. او اغلب روز‌های جمعه به روستا بازمی‌گشت و با تلاش و کار، هزینه‌های یک هفته خود را تأمین می‌کرد. رفتار شایسته، اخلاق نیکو، مهربانی و رأفت او همواره مورد توجه خانواده و بستگانش بود. در برابر سختی‌ها صبور و مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به‌موقع و با تدبیر انجام می‌داد.
با آغاز نهضت انقلاب اسلامی، شهید کلهری همراه با دوستان و هم‌نسلان خود در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های انقلابی حضور فعال داشت و چه در مدرسه و چه در خارج از آن، برای تحقق آرمان‌های اسلام و انقلاب تلاش می‌کرد. او علاقه و ارادت فراوانی به امام خمینی (ره) و پیروان راه ایشان داشت و همواره در مسیر آگاهی‌بخشی و حرکت انقلابی کوشا بود.
پس از پایان تحصیلات و اخذ دیپلم در خردادماه سال ۱۳۶۰، مادرش از او خواست مدتی استراحت کند و سپس راهی خدمت سربازی شود، اما شهید در پاسخ گفت: «نه مادر جان، بگذار هرچه زودتر وظیفه‌ام را انجام دهم، مبادا نتوانم محبت‌های شما را جبران کنم.»
شهید کلهری پس از طی آموزش‌های لازم در لشکر ۸۱ زرهی قزوین، به مناطق عملیاتی اعزام شد. به دلیل روحیه امانت‌داری و تعهد اخلاقی، پس از مدتی به بخش سیاسی ـ ایدئولوژیک منتقل شد و به عنوان فردی امین شناخته می‌شد. با این حال، هنگام صدور دستور عملیات، داوطلبانه و با افتخار به صف رزمندگان خط مقدم پیوست.سرانجام شهید والامقام در تاریخ 20 بهمن ماه 1360 به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
همرزمانش نقل می‌کنند که پیش از عملیات، پس از تلاوت قرآن کریم و قرائت آیت‌الکرسی، به آنان گفته بود: «بچه‌ها، من شهید می‌شوم و شما زنده می‌مانید.» او همواره نماز‌های خود را با حضور قلب به‌جا می‌آورد و حتی در خط مقدم جبهه، نماز را به‌صورت کامل اقامه می‌کرد. فعالیت در مسجدسازی مناطق عملیاتی، خوش‌رفتاری با همرزمان و پرهیز از تندی و ناحقی، از ویژگی‌های بارز اخلاقی او بود.
در واپسین روز‌های مرخصی، شبی به آسمان نگاه می‌کرد و اشک می‌ریخت. وقتی از او علت را پرسیدند، گفت: «ناراحت نیستم، فقط دلم می‌خواهد اشک بریزم.» اشکی که حکایت از وداعی آگاهانه با دنیا داشت.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه