جدایی طلبان کردستان از روبهرو نمیزدند، از پشت میزدندد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، مصاحبه پیشرو روایت زندگی و مجاهدتهای حیدر سبک رو، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس است؛ رزمندهای که از نوجوانی پای در جبهههای کردستان و جنوب گذاشت و در جریان درگیری با ضدانقلاب، بر اثر موج انفجار و ترکش دچار آسیبهای شدید جسمی و عصبی شد. او در این گفتوگوی تفصیلی، از ناامنیهای کردستان، شجاعت و مظلومیت رزمندگان، سختیهای پس از جنگ، دردهای جانبازی، نگاهش به جوانان امروز و آنچه «معامله با خدا» مینامد، سخن میگوید؛ روایتی صادقانه از نسلی که بیادعا ایستاد و هزینه داد.
ورود به جبهه و خاطرات نوجوانی
حیدر سبک رو از همان نوجوانی، تنها و با انگیزهای قوی، پای در جبهههای کردستان گذاشت. او میگوید: «هفده سالم بود، درس و زندگی را رها کردم و به کردستان رفتم. هیچ دوستی همراه من نبود؛ همه رفقا از سال شصت و دو به بعد رفتند، اما من تنها راهی شدم تا یاد بگیرم جنگ چیست.»
او از روزهای اولیه جبهه و آموزشهای نظامی میگوید و به سختیهای زندگی در پایگاهها اشاره میکند: «به پایگاه حسین و حسین در سردشت رسیدیم. تجهیزات کم بود، اما عزم ما زیاد. وقتی با ضدانقلاب درگیر شدیم، تیراندازی میکردم و ترس را نمیفهمیدم.»
تجربه جانبازی و موج انفجار
حیدر سبک رو در جریان یکی از درگیریها بر اثر انفجار زخمی شد و میگوید: «وقتی موج انفجار خورد، تمام بدنم بی حس شد. ابتدا نفهمیدم زخمی شدهام. بعد از انتقال به بیمارستان سردشت، فهمیدم که جانم به سختی نجات یافته است.»
او با جزئیات از درد و عوارض جانبازی میگوید و تأکید میکند که جانبازان مظلومتر از دیگران هستند: «جانباز پر از درد است، ولی هیچ کس از زخمهایمان حرف نمیزدند. همه سالم مینمایند، اما بدن جانباز هیچوقت درد را فراموش نمیکند.»
خاطرات رزمندگان و شهدا
او از دوستان و رفقای شهید خود یاد میکند: «دوستانم، مثل برادر طاهری و شهید رمضانی، جان خود را دادند. نورانیت آنها تا امروز یادم هست. رزمندگان ما بیادعا و با شجاعت جلو رفتند. یادشان همیشه زنده است.»
حیدر سبک رو روایت میکند که چگونه شجاعت و وفاداری رزمندگان، حتی در شرایط سخت، موجب امید و استقامت آنان بود: «کردستان ناامن بود. اگر حواست نبود، از پشت میزدندت. اما ما ایستادیم.»
کودکی و خانواده
حیدر سبک رو درباره کودکی و خانوادهاش میگوید: «بچهای بازیگوش و درسخوان بودم. پدرم خدا بیامرزتش سختگیر بود و مادرم، سیدهای نمازخوان و قرآنخوان، محبت و تربیت را به من یاد داد. مادرم هر وقت میخواست به من کمک کند، همیشه به خدا پناه میبرد و میگفت: “هر چه پیش آید، خداوند خوب میداند.”»
او همچنین درباره همسرش و ازدواج میگوید که حمایت خانواده و باور دینی نقش مهمی در انتخاب همسر و زندگی مشترک داشته است.
نگاه به جوانان امروز و جامعه
حیدر سبک رو پیام خود به نسل جوان را اینگونه بیان میکند: «جوان امروز گرفتار شبکه های مجازی، موبایل و ماهواره شده و مسیر درست را فراموش کرده است. باید خودتان باشید، ایمان داشته باشید و راه شهدا را ادامه دهید. تشکیل خانواده، مسئولیتپذیری و رعایت ارزشها، مهمترین رسالت جوانان است.»
او تأکید میکند که جامعه نیازمند رعایت ارزشها و توجه به آموزههای دینی و اخلاقی است: «مسئولان باید خدا را در نظر داشته باشند و جوانان را به مسیر درست هدایت کنند.»
آرزوها و درس زندگی
حیدر سبک رو با روحیه ای صادقانه میگوید: «همیشه آرزویم این بوده که با خدا معامله کنم؛ نه با دنیا، نه با مردم. جانفشانی و صبر، مسیر سعادت و نورانیت است. شهدای ما راهشان را انتخاب کردند و جانبازان، با درد و صبر، ادامهدهنده آن راه هستند.»
او از دعا و توسل به امامان یاد میکند و میگوید: «نماز و عبادت، چراغ راه زندگی است. وقتی به خدا اعتماد کنی و صبر داشته باشی، هیچ مشکلی تو را از پای در نمیآورد.»
خاطرات جنگ و مناطق عملیاتی
حیدر سبک رو از عملیاتها و سختیهای جبهه میگوید: «سال شصت و دو و شصت و سه در کردستان بودم، با ضدانقلاب درگیر شدیم و تجهیزات کم بود. درگیریها شبانه و شدید بود، اما هیچ وقت ترس نداشتم. حتی وقتی نارنجک و تیر مستقیم به سمت ما آمد، ایستادگی کردیم.»
او درباره تفاوت مناطق عملیاتی جنوب و کردستان میگوید: «در جنوب روبهرو جنگ بود، اما در کردستان از پشت میزدندت؛ پس همیشه باید هشیار بود.»
نگاه به دوران پس از جنگ و جانبازی
حیدر سبک رو درباره زندگی بعد از جنگ میگوید: «جنگ که تمام شد، درد و عوارض جانبازی باقی ماند. اما من همیشه شکرگزار خدا بودهام. زندگی با جانبازی سخت است، اما ایمان و صبر، انسان را نگه میدارد.»
پیام پایانی
حیدر سبک رو خطاب به جوانان و مسئولان میگوید: «به راه شهدا پایبند باشید، خدا را در نظر بگیرید، و ارزشهای انسانی و اخلاقی را فراموش نکنید. صبر و ایستادگی در برابر مشکلات، رمز موفقیت و سعادت است. جانبازان و شهدا، با خون و جان خود، این مسیر را هموار کردند و ما باید قدر بدانیم.»