میشناسیم این داعشیهای میانِ کوی و بازار
میشناسیم...
این داعشیهای میانِ کوی و بازار
کفتارهای بدسرشت و پست و بدکار
این گرگهای هار، با چنگال خونین
کرده حمایت ظلمشان هر دم شیاطین
مردم ببینید گرگهای در کمین را
این جانورهای شقی، خارج نشین را
رحم و مروت از دل آنها رمیده
بر مسجد و قرآن، ستم آتش کشیده
مردم ببینید این جنایت پیشهها را
خواهان ایناند برکَنند هم ریشهها را
چنگالشان در چنگِ سفاکان و اشرار
کور خواندهاند این جیره خوارانِ تبهکار
در راه دین و رهبر و این انقلابیم
در این طریق حق همه پا در رکابیم
شیطان هزاران حیله در سر پروراند
نتوان که امیالش بر این امت نشاند
ما در مدار عزت پروردگاریم
یک تن ز ما در پیشِ دشمن صدهزاریم
هر اعتراضِ آدم از روی نیاز است.
چون گفتگوی منطقی، آینده ساز است
حق و حقوقِ ملتم، حقی مجاز است
احقاق آن واجب به مانند نماز است
انسانِ عاقل دوست و دشمن میشناسد
این گرگهای متنِ میهن میشناسد
ما ریشه و اندیشه هاشان میشناسیم
ما فتنهها در طولِ دوران میشناسیم
ما خوی خونخوارِ شرارت میشناسیم
اصل و اصولِ هر شقاوت میشناسیم
ما آفت و بغض و عداوت میشناسیم
مسند نشینِ بی شرافت میشناسیم
رودِ خروشانیم چو دریا میشناسیم
هم قامت رعنای گلها میشناسیم
ما پاسدارانِ غیورِ این دیاریم
ما در میان معرکه جان میسپاریم
صد جان اگر یک جا بر این جسمم نشیند
ژرفای جانم راه ایمان میگزیند
مردم طریقِ حق در این دنیا عیان است.
چون روشنای جان ما صاحب زمان است
عاشق ببیند روی و رخسارِ نگارش
آیینه روشن میشود در روزگارش
۲۲/ ۱۰ /۱۴۰۴ فرخ نظری (الهام)
انتهای پیام/