شهادتم را حضرت اباالفضل العباس (ع) طلبیده است

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید «مسعود همتی» یکم تیر ۱۳۴۹ در شهرستان کرمانشاه چشــم به جهان گشود. پدرش حشمت الله و مادرش زهرا نام داشــت. تا چهارم متوسطه در رشته تجربی درس خواند. به عنوان بســیجی در جبهه حضور یافت. ۱۵ مرداد ۱۳۶۶، در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به پهلو، شهید شد. مزار شهید والامقام در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
متن وصیت نامه
بنام خداوند، خداوندی که جان میدهد و جان را باز میستاند. خداوندی که برای هر کس سرنوشتی تعیین کرده است؛ یکی را سرشار از ناز و نعمت میکند و یکی را بینوا. از یکی پدرش را میگیرد و از دیگری مادرش را. اینها به مصلحت و تقدیر خداوند میباشد.
بابا جان! چند کلمهای میخواهم برایت بنویسم انشاء الله که به آنها عمل کنی.
بابای خوبم! اگر شنیدی که من شهید شدهام زیاد ناراحت نشو که هر چه بیشتر ناراحت شوی روح من هم بیشتر ناراحت میشود.
یاران و اقوام! مرا حلال کنید؛ سفری رفتم که بازگشت نیست مرا. راستی بابا تو میخواستی که من بزرگ شوم و برای تو فرزندی لایق بشوم و افسر شوم؛ اما خداوند چنین مصلحت فرمود که من در جبهه شهید شوم. درست است که افسرشدن دارای ارزش و آبروی ظاهری است، اما ما بایستی پیش خدا آبرو داشته باشیم و با گناه کمتر از دنیا برویم.
من چو مفلوکان نمیخواهم که در بستر بمیرم
میروم در جبهه تا مردانه در سنگر بمیرم
البته بابا، من جانم را فدای کسی کردهام که تو هر وقت در تنگی او را از ته قلب صدا میزدی بدادت میرسید.
فدای ابوالفضل عباس (ع)، ابوالفضلی که چندین بار خانوادهی ما را از بلا نجات داد؛ شاید این هم امتحان حضرت از تو باشد.
باباجان! هر وقت به فکر من بودی نگو که او را کشتهاند بلکه بگو او را حضرت عباس طلبیده، چون که من از بچگی علاقه زیادی به ابوالفضل (ع) داشتم.
بابا از طرف من از حمید خداحافظی بکن و به او بگو اگر برای او ناراحتی ایجاد کردهام مرا ببخشد.
در ضمن او را وادار کنید که حتما دیپلمش را بگیرد و به خدمت افسری بپیوندد.
باباجان! مجید را هم از طرف من ببوس و به او نیز بگو که درسش را تا آخر ادامه بدهد و من خیلی خوشحال میشوم که مجید یک کشتی گیر معروف شود.
بابا دیگر حرفی ندارم انشاءالله که زحمتت را حلالم کنی و کمتر غم و غصه مرا بخوری.
انتهای پیام/