طلائیه؛ جایی که مردان را شناسایی کرد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، باد داغ طلائیه آرام از روی خاک میگذشت؛ خاکی که هنوز رد قدمهای شناسایی را در خود نگه داشته بود. آسمان صاف بود، اما دلها میدانستند این آرامش، پیشدرآمد طوفان است. ما ایستاده و نشسته، کنار هم، در میانه روزی از دوران طلایی دفاع مقدس، ایستاده بودیم؛ روزی که بعدها فهمیدیم تاریخ، دقیقاً همانجا نفس میکشد.
ایستاده از راست، زندهیاد حسن ربیعی با نگاهی آرام و صبور؛ کنارش زندهیاد رستمعلی خاوری، شیعهای از سرزمین پاکستان که مرزها را پشت سر گذاشته بود تا به برادری برسد. عباس همتی ایستاده بود و کمی آنسوتر سردار شهید کاوه نبیری؛ فرمانده گردان، با قامتی استوار و نگاهی که آینده را میدید، بیآنکه چیزی بگوید. کنار او من، مجتبی مختاری، مسئول مخابرات گردان، با بیسیمی که خاموش بود اما دلش در حال شنیدن. و بعد ابراهیم صفدری، روحانی گردان؛ که حضورش مثل دعا، بیصدا اما مؤثر بود.
نشستهها، نزدیکتر به خاک طلائیه بودند؛ خاکی که خوب میدانست قرار است نامها را به آسمان بسپارد. سید مهدی معنوی، شهید غلامحسین فتحی، شهید بهرام اسماعیلی، زندهیاد سید عطاءالله میرباقری و شهید اسماعیل شریفی. نگاهها ساده بود، اما در عمقشان یقین موج میزد؛ یقینی که فقط در شناسایی خط مقدم شکل میگیرد.
این عکس، نه برای یادگاری ساده، که برای شهادت گرفته شد؛ شهادتِ مردانی که بعضیشان ماندند تا روایت کنند و بعضی دیگر، ۷ کبوتر خونینبال این قاب، پر کشیدند تا نامشان برای همیشه بر خاک طلائیه بماند.
آن روز، ما خط را شناسایی میکردیم؛
اما امروز میدانم
این خط، ما را شناسایی کرده بود.
درود و رحمت خدا
بر همه شهدای گرانقدر دفاع مقدس
بهویژه شهدای عالیمقام گردان علیابنابیطالب علیهالسلام
و شهدای شاهد و اصحابالشهدا
که در این تصویر ماندگار، هنوز زندهاند.
راوی: مجتبی مختاری