آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۸۸۷۰
۱۱:۴۰

۱۴۰۴/۱۰/۱۴
مروری بر زندگی نامه شهید مسیحی آشوری

عنایت امام زمان (عج) و بازگشت پیکر شهید «روبرت لازار»

آلفرد برادر شهید نقل می‌کند که شب چهارشنبه بود و ماه رمضان. جمکران غلغله بود. گفتم یا صاحب‌الزمان! خبر برادرم رو برام بیار؛ زنده یا شهید، من که صاحب‌الزمان رو نمی‌شناختم. اما دیدم همه‌ی مردم دارند دعا می‌کنند، به دلم افتاد برای برادر مفقودالاثرم دعا کنم.


به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، دوران دفاع مقدس اوج همبستگی همه‌ قومیت‌ها، اندیشه‌ها و عقاید برای دفاع از میهن عزیزمان ایران در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح به شمار می‌آید. جوانانی از اقلیت‌های دینی نیز در کنار مسلمان در خطوط مقدم جبهه‌های نبرد جنگیدند و در این جنگ شهید، جانباز و یا اسیر شدند. از جمله پیروان ادیان توحیدی که در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به خوبی ایفای نقش کردند، هم‌وطنان عزیز آشوری بودند که در صیانت و نگهداری از کشورمان هم‌پای مردم مسلمان در صحنه ایثار و فداکاری حضور داشته و امروز هم آماده فداکاری هستند و این بسیار قابل تحسین است. آنان با فداکاری در جبهه‌‌های نبرد حق علیه باطل شرکت کردند و با همدلی و همبستگی مثال‌‌ زدنی در هشت سال جنگ تحمیلی شهید، جانباز و آزاده تقدیم این انقلاب کردند. همه این افراد فارغ از دین و مذهب دارای یک وجه مشترک بودند؛ آنان برای ارزش-های والای انسانی و در راه اعتقادات خود و دفاع از میهن خویش جانفشانی و ایثار کردند و امروز ما وظیفه داریم که مبلغ و مروج ارزش‌هایی باشیم که این عزیزان برای آن سرمایه‌گذاری کردند.
در اینجا به معرفی روبرت لازار؛ یکی از شهدای والامقام از جامعه آشوریان خواهیم پرداخت.
دعای برادرِ یک شهید آشوری در جمکران
 
روبرت لازار فرزند آقای یولیوس و خانـم بلندینه خمونیان در سال ۱۳۴۵ هجری شمسی در خانواده‌ای متدین به دین مسیحیت در شهر تهران متولد شد. پس از ناتمام ماندن تحصیلات مدرسه، به خدمت سربازی اعزام شده و دوران آموزشی را به مدت یک ماه و نیم در لشکر ۸۴ لرستان گذراند. با پایان دوره آموزشی، وی به جبهه غرب منتقل شد و در مناطقی همچون سومار و مهران به پاسداری از وطن پرداخت. روبرت لازار در روزهای آخر خدمت سربازی به شهادت رسید. 
 
 روایت برادر شهید
 آخرین بار وی در منطقه عملیاتی «میمک» مستقر بود. فرمانده «روبرت لازار» به برادرش گفته بود: «به روبرت بگویید: بیش از چند روز به پایان خدمتش باقی نمانده و لازم نیست، اینجا بماند و می‌تواند به پشت خط بازگردد، لیکن وی نپذیرفت». فرمانده روبرت لازار نقل می‌کند که او گفته است: «تا آخرین روزی که اینجا هستم، این مسلسل مال من است و نمی‌گذارم تپه به دست عراقی‌ها بیفتد. همین کار را هم کرد و سرانجام شهید شد».
 روایت مادر شهید
بی‌سیم‌چی همرزم روبرت موقع شهادت در کنار او بوده و نقل می‌کند که روبرت آنجا تیر خورد و مرا به اسارت گرفتند. روبرت به او گفته بود: «من تا آخرین قطره خونم با عراقی‌ها می‌جنگم»
دعای برادرِ یک شهید آشوری در جمکران
خاطره‌ای از همرزم شهید
یوسف آسوریان از هموطنان آشوری در خاطره‌ای از همرزم شهیدش «روبرت لازار» روایت می‌کند: «روبرت در همان دوره ابتدای آموزش بود که نظر استاد‌های آموزشی را به خود جلب کرد. چرا که او روز به روز آماده‌تر می‌شد. در همین زمان ارتش جنایتکار صدام قسمت‌هایی از منطقه مهران را به تصرف خود درآورد. چون در آن زمان لشکر ۸۴ عملیاتی خرم‌آباد مسئولیت پدافندی آن منطقه را به عهده داشت، طی استعلامی از پادگان خرم‌آباد، نیروی تازه نفس را خواستار شدند و روبرت لازار در حالی که فقط یک ماه و نیم از آموزشش باقی مانده بود، جزو اولین کسانی شد که به طور داوطلب خواستار اعزام به منطقه عملیاتی شد. او هرگز اجازه پیش‌روی به دشمن را نمی‌داد و در بیشتر گشت‌های شناسایی و حتی رزمی جزو اولین نفرات داوطلب بود، حتی به خاطر استراحت بیشتر همرزمان خود به جای آن‌ها نگهبانی در کمین و استراق سمع از دشمن را قبول می‌کرد و از عهده تمام مسئولیت‌های واگذار شده به خوبی بر می‌آمد. شهید روبرت لازار در دو عملیات شرکت کرد. عملیات آزادسازی یال ۲۷۰ در ادامه عملیات کربلای ۱ و همچنان جزو اولین گروه خط‌ شکنان بود که توانستند با همت و یاری خدا آن ارتفاع را که مشرف به دشت مهران بود از وجود دشمن پاک کنند به گونه‌ای که همیشه یاد و خاطره آن عملیات در ذهن همه نقش بسته است و همه از آن به نیکی یاد می‌کنند که چگونه در ایام عاشورای حسینی با فریاد‌های یا حسین گویان خود دشمن را تا کیلومتر‌ها در خاک خود به عقب راندند».
عنایت امام زمان (عج) و بازگشت پیکر شهید «روبرت لازار»
 
روبرت لازار در زمان حضور در منطقه عملیاتی ۲ بار مجروح شد، اما به محض مختصر استراحتی دوباره به آغوش جبهه و جنگ باز می‌گشت تا همرزمان خود را تنها نگذارد و در نهایت در  ۳۰ تیرماه ۱۳۶۷ زمانی که دشمن به خود جرأت داده بود که از منطقه عملیاتی میمک (تپه شهدا) به سمت خاک میهن عزیزمان یورش ببرد، با ایستادگی و رشادت خود همراه با دیگر رزمندگان مانع پیشروی دشمن شد و به شهادت رسید. .پیکر مطهر این شهید پس از تشییع و مراسمات دینی و آئینی، درآرمستان آشوریان تهران، به خاک سپرده شد. 
آلفرد برادر شهید نقل می‌کند:
سال ۱۳۷۵ بود. در راه بازگشت از کاشان به تهران تصادف کردم. متأسفانه مدارک من برای پیگیری به قم ارسال شد. وقتی به قم رفتم، اطلاع دادند که افسر مربوطه برای انجام کاری به جمکران رفته است.
ماه مبارک رمضان بود. دو راه پیش رو داشتم: یا موضوع را رها کنم و به تهران برگردم و چند روز بعد دوباره پیگیر شوم، یا اینکه به جمکران بروم. با خودم فکر کردم: «این همه سال در این مسیر رفت و آمد داشتم، چرا حالا که شرایط پیش آمده به زیارت نروم؟» پس راهی جمکران شدم.
آن شب، شب چهارشنبه‌ای در ماه رمضان بود و صحن جمکران غلغله. در آن شلوغی، با دلی شکسته رو به قبله نجوا کردم: «یا صاحب‌الزمان! خبری از برادر مفقودالاثرم به من برسان؛ زنده باشد یا شهید.» من شخصاً معرفت عمیقی به صاحب‌الزمان نداشتم، اما دیدن شور و حال مردم و دعای جمعی‌شان، باعث شد که به دلم بیفتد برای برادر مفقودالاثرم از صمیم قلب دعا کنم. در همان لحظات معنوی، فردی با یک کاسه آش و دیگری با تکه‌ای نان از من پذیرایی کردند. بالاخره کارم با افسر تمام شد و به تهران بازگشتم.
روز چهارشنبه به تهران رسیدم. روز پنجشنبه، خبر تکان‌دهنده‌ای از «معراج شهدا» به دستمان رسید: پیکر برادرم بازگشته و قرار است فردای آن روز، همراه با ۱۰۰۰ شهید دیگر تشییع شود.
فردای آن روز، مصادف با «روز قدس» بود. در کمال ناباوری، مادرم که از هیچ‌چیز خبر نداشت، گویی به دلش الهام شده بود؛ راهی نماز جمعه و مراسم تشییع شد. آن روز غوغایی برپا بود؛ هیچ تشییعی آنگونه پرشور نبود. سیل عظیمی از اهالی محل و مردم مسلمان آمده بودند تا در مراسم تشییع جنازه‌ی برادرم شرکت کنند.
مادر شهید روبرت در وصف حال خود می‌گوید: «دلم خیلی برای روبرت تنگ شده، اما وقتی فکر می‌کنم مادران دیگری هم هستند که دو یا چند شهید داده‌اند، به خود می‌گویم که آنها صبر بالاتری دارند. واقعیت این است که تنها روبرت فرزند من نبود؛ بلکه تمام شهدایی که جوانی خود را برای امنیت کشور گذاشتند و به شهادت رسیدند، فرزندان من هستند.»
 
دعای برادرِ یک شهید آشوری در جمکران

پایان متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه