آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۸۸۰۳
۱۲:۲۴

۱۴۰۴/۱۰/۱۴
زندگی نامه شهید «فیض اله مهربانی»

مردی از تبار نور

شهید «فیض اله مهربانی» بیست و هشتم اسفند ۱۳۴۵ در «اُجابندان» قائم شهر متولد شد. وقتی صدای گریه نوزاد تازه‌رسیده «قدرت‌الله و حلیمه» در فضای خانه پیچید، بارقه‌های امید در چشم‌شان درخشیدن گرفت. از این‌رو، پدر که مداح اهل بیت (ع) بود، سجده شکر به جا آورد. شاید می‌دانست این پسر، بعد‌ها مردی خواهد شد از تبار نور.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «فیض اله مهربانی» بیست و هشتم اسفند ۱۳۴۵ در «اُجابندان» قائم شهر متولد شد. وقتی صدای گریه نوزاد تازه‌رسیده «قدرت‌الله و حلیمه» در فضای خانه پیچید، بارقه‌های امید در چشم‌شان درخشیدن گرفت. از این‌رو، پدر که مداح اهل بیت (ع) بود، سجده شکر به جا آورد. شاید می‌دانست این پسر، بعد‌ها مردی خواهد شد از تبار نور.

مردی از تبار نور

پنج بهار از زندگی «فیض الله» می‌گذشت که والدینش به دلیل مشکلات مالی، از قائم شهر به بابل مهاجرت کردند تا بتوانند کاری دست و پا کرده، از عهده مخارج زندگی بربیایند.

تحصیلات فیض‌الله به پایه سوم راهنمایی در مدرسه «ناصر مقدم» بابل ختم می‌شود. او سپس، در مغازه تعمیرات رادیو و تلویزیون مشغول به کار شد تا کمک‌حال خانواده‌اش باشد.

پدرش می‌گوید: «دارای روحیه ایثار و فداکاری بود. صبور در برابر مشکلات، و قدردان زحمات پدر و مادر. نسبت به وعده‌هایی که می‌داد، وفادار بود. حق و حقوق دیگران را هم رعایت می‌کرد.»

او به دلیل تربیت دینی والدین، در ادای واجبات و مستحبات می‌کوشید و از انجام محرمات دوری می‌کرد. با قرآن، این منبع نور و رحمت نیز مانوس بود و در عمل به آن، کوشا. علاوه بر آن، با الگوپذیری از سیره اهل بیت (ع)، همواره سعی در کسب کمال معنوی و فضایل انسانی داشت.

در بیان خلق‌وخوی این فرزند نیک‌سیرت، باید گفت که در ادب و تواضع نسبت به والدین، زبانزد بود و در اطاعت‌پذیری از آنان، پیشتاز. با دیگران نیز در نهایت گشاده‌رویی و ملاطفت رفتار می‌کرد و نزدشان از محبوبیتی خاص بهره‌مند بود.

فیض‌الله هیچ گاه حکومت طاغوت را به رسمیت نشناخت. از این‌رو، در دوران انقلاب با شرکت در تظاهرات و پخش اعلامیه، با رژیم ستم‌شاهی مبارزه می­کرد.

با پیروزی قیام سال ۱۳۵۷، به عنوان یکی از بانیان بسیج محله «اسلام‌آباد شرق» در بابل، به عنوان فرمانده پایگاه، فعالیت‌هایش را در قالب برگزاری مراسم و محافل دینی،‌تر غیب جوانان به حضور در این نهاد و انجام اقدامات تبلیغی، فرهنگی از سر گرفت.

ناگفته نماند که او در تشکیل انجمن اسلامی این محله و تغییر نام آن از حسن‌آباد به اسلام‌آباد نیز، نقش درخور توجهی داشت.

هنوز مدتی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که ائتلاف قدرت‌های استکباری برای خاموش کردن شعله‌های ایمان مردم، جنگی را به ملت ایران تحمیل کرد. از این‌رو، جوششی از غیرت و ایثار در روح و جان فیض الله ایجاد شد؛ چراکه «هَل مِن ناصر» رهبر را شنید و دل از خانه و کاشانه برداشت و به جمع رزمندگان در مناطق نبرد پیوست. او دفاع مقدس را دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و عزت کشور می‌دانست. از این‌رو، سعی می‌کرد بیشتر در جبهه حضور داشته باشد.

فیض‌الله در سال ۱۳۶۰ در کسوت تک‌تیرانداز، راهی گیلان‌غرب شد.

در سال ۱۳۶۱ نیز با حضور در ارومیه، طی انجام ماموریت آسیب دید و به بیمارستان انتقال یافت.

هم‌زمان با آغاز دوره پاسداری در اسفند ۱۳۶۲، در واحد اطلاعات عملیات سپاه سوادکوه به ادای تکلیف پرداخت.

در سال ۱۳۶۳ به عنوان نیروی عملیاتی، به جبهه مریوان عزیمت کرد.

سال ۱۲۶۴ نیز با انتصاب به سمت مربی آموزش، در سپاه سوادکوه به تربیت نیرو‌های بسیجی همت گماشت.

معاونت گروهان، فرماندهی قله و دسته، از دیگر خدمات فیض‌الله در طول مدت حضورش در جنگ تحمیلی به شمار می‌رود.

جمع‌آوری کمک‌های مردمی و دل‌جوئی از بازماندگان شهدا، از جمله فعالیت‌های او در جبهه فرهنگی محسوب می‌شود؛ و سرانجام، او درچهارم دی ماه ۱۳۶۵، طی عملیات کربلای ۴ به جمع یاران سفرکرده‌اش پیوست. پیکر پاکش نیز هشت سال بعد، در جزیره‌ام‌الرصاص، تفحص گشت و سپس، با وداع همسرش «ام‌لیلا فلاح‌پور» و تنها یادگارش «زهرا» در گلزار شهدای آرامگاه «معتمدی» بابل به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه