کد خبر : ۶۰۴۴۳۱
۱۳:۵۵

۱۴۰۴/۰۸/۱۸
به مناسبت سالروز شهادتش منتشر شد

آخرین پیام شهید: من تنها امانتی از سوی خدا در دستان شما بودم

شهید محمد عاشوری در وصیت نامه خود این چنین با پدر و مادرش سخن می‌گوید: مـن مـال شمـا نـبودم بلکه‌ امانتى الهى بودم که نزد شما گذاشته شده بودم‌. مرا قـدرتى‌ دیـگر مافـوق تمـام‌ قدرتها و نیرو‌ها دست شما سپرده بود.


به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ شهید محمد عاشوری یکم آذرماه ۱۳۴۴ و خانواده‌ای روحانی ومذهبی دیده به دنیا آمد. پدرش یکی از فعالان و مبارزان سیاسی آن دوره بود. محمد در سن هفت سالگی وارد مدرسه شد. تا کلاس دوم راهنمایی ادامه داد و بعد از آن در سال ۱۳۵۷ وارد حوزه درس آیت الله مدنی (ره) شد.

محمد بسیار به آیت الله مدنی ارادت می‌ورزید وآیت الله مدنی ایشان را مورد لطف خود قرار می‌داد. با توجه به مبارز و سیاسی بودن پدر محمد نیز با شور و انگیزه‌ای چندین برابر در راهپیمایی‌ها و مراسمات علیه رژیم ستم شاهی شرکت می‌نمود. در پخش اطلاعیه‌های امام (ره) تلاش چشمگیری داشت. از ویژگی‌های اخلاقی شهید این بود که هر کاری را برای رضای خدا انجام می‌داد. خستگی هیچگاه در وجودش دیده نمی‌شد.

آخرین پیام شهید : من تنها امانتی از سوی خدا در دستان شما بودم

خواندن نماز اول وقت، نماز شب و قرآن را هرگز فراموش نمی‌کرد. با ضعفا و فقرا دائم در تماس بود. تا جایی که می‌توانست به آنها کمک می‌کرد. بسیار شیفته امام و اهل بیت (ع) بود. در همه مراسمات مذهبی از جمله دعای کمیل، دعای توسل شرکت فعال داشت. ایام تعطیل در بخش فرهنگی کمیته امداد امام خمینی (ره) فعالیت می‌کرد. با همه اعضای خانواده برخورد قابل توجهی داشت و همیشه احترام به بزرگتر‌ها را از یاد نمی‌برد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران محمد به عضویت  بسیج محل در آمده و همراه با دیگر رزمنده‌ها به جبهه نبرد شتافت.

در جبهه همراه گردان زرهی خط شکن در عملیات‌هایی، چون ثامن الائمه، بیت المقدس، طریق القدس، فتح المبین و محرم بعنوان آر پی جی زن شرکت نمود. سرانجام در سال در هجدهم آبان ۱۳۶۲ و در عملیات محرم که با هدف  تصرف سر پل در منطقه العماره و آزاد سازی ارتفاعات مرزی  در منطقه عین خوش _ زبیدات با رمزیا زینب (س) آغاز گشته بود و باعث آزادسازی ۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک مقدس وطن اسلامی، به درجه رفیع شهادت نایل گردید. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

متن کامل وصیت نامه شهید با هم بخوانیم؛

ایـنجانب محمـد عاشورى فرزند حاج شیخ عباس عاشورى با ایمان راسـخ به خداى یکتا و پیامبرانش از آدم تا خاتم وقـرآن مـجید وائـمه معصومین ازحضرت على (ع) تا مهدى (عج) ونائب بر حقش امام خمینى با آگاهى‌کامل وظیفه خود دانستـم‌ که براى دفاع از اسـلام ومهـین اسـلامى ایران به جبهه بروم. مملکتى که در یک وجب به وجب از سرزمین‌خون رنگین شهیدى به خون تپیـده اسـت و روزى نیـست که خون مظلومى از هابیلیان به دست قابیلیان بر زمین ریخته نشود و در موقـعى که حجت خداوند صـاحب الزمان، امامت و رهبرى‌ این امت از بند رسته رابت وسط نائب برحقش امـام خمـیـنى بعهـده دارد، مسئولیتـى بس سنگین برگردن معتقدم راه خدا و مشتاقان به‌لقاا... و شیفتگان راه‌ائمه اطـهار نهاده شـده است و این به منزله آزمایشى است گران و سنگین که تنها بندگان خاص ومخلص خدا سربلند و موفق از این آزمایش الهى‌ بیرون می‌آیند.

اکنون زمان‌ آن است که به نداى هل من ناصر ینصرنى امام امت لـبیک گفـته جان برکف در راه‌ خدا از مال و جان بگذرید در این زمان که احساس کرده‌ام بعد از ۱۴۰۰ سال از بـعثت رسـول ا... (ص) تا به حال ملل جهان چنین حکومتى بچشم ندیده‌اند لذا بنده به خاطر پاسـدارى از ایـن حکـومت که خود حکومت‌ها خداست بدون اکراه و اجبار پا به میدان رزم نهادم‌ تا بتوانم دیـن خـود را به اسـلام و انقلاب اسلامى ادا کرده‌ باشم.

حال‌ سخنم با دوستان و کسانى است که وصیتنامـه مرا مى خوانـند از شمـا تمنا دارم که مساجد راخالى نگذارید و همچنین دعا‌ها، خصوصـا دعـاى کمیل و خواندن نماز اول وقت صبر و بیدارى‌ در دین با خلوص نیـت و دعـا در تعجیـل ظهور امام زمان ودعـا به امام خمینى و آیت الله منتظرى و کلیه کسانیکه در خط امام گام برمیدارند فراموش نکنید تمام مسـئولین ممـلکتى را حمـایت  کنیدکه فردای قیامت شهداء از شما بازخواست خواهند کرد بعد از ما چه‌ کارکرده‌اید جبهه هارا خالى نگذاریـد، اکنون که‌ کوله بار هجرت بسته‌ام و خود را براى جهاد اصغر آماده‌ کرده‌ام امیدوارم که بتوانم در جهـاد اکبر پیروز بشوم.

واما شما دو نفر پرورش دهنـده ایـن جسـم و روح من شما پـدر و مادرعزیز که‌ اگر زحمات‌ شبانه روز شما پدر و مادر عزیز نبود بنده هم به این حداز رشد و تکامل الهى نمـى رسیدم اگر نصـیحت خـیرخواهـانه و سعادتمند شما نبود بنده هم چنین سعادتى شامل‌ حالم نمیشد پدرم و مـادرم. مـن مـال شمـا نـبودم بلکه امانتى الهى بودم که نزدشما گذاشته شده بودم مرا قـدرتى دیـگر ما فـوق تمـام‌ قدرت‌ها و نیرو‌ها بصورت به دست شما سپرده بود و حال اوست‌ که امانت خود را پس شما نـاراحت نباشیـد بلـکه خوشحال باشید که این امانت را بخوبى و بنحو احسن به‌صاحب اصلى‌اش برگردانیـده‌اى .

از شما مـى‌خواهم که اگر شهید شدم براى من بیتابى نکنید حتى حسرت یک آخ راهم بردل دشمن گذاریـد کارى نکنیـد که دشـمن خوشحال شود در ضمن از (۴۰۰۰) هزارتومان پولى که دارم ۲۰۰۰ تومـان آن را بـه نامـادریم که مرا بزرگ‌ کرده بدهید و از باقى‌ مانده‌ آن ۱۰۰ تومان‌ بدهکاریم را پس داده بقیه‌ را براى رزمنـدگان ارسـال نمائید. از جوانان غیورمى خواهم‌که سلاح بر زمین افتاده مرا نگذارید بر زمین بماند سـلاح مـرا بدسـت گیرید و برقلب و به دشمن بتازید که ادامه‌راه من ودیگر شهیـدان با شما و بهعده شماست از کسانیکه در تشییع جنازه من‌شرکت‌ مى کنند و به هرنحوى زحمتى متحمل‌ مى‌شـوند بخصـوص شمـا مردم شهید پرور کنگان صمیمانه تشکر مى‌کنم از قول من از همه دوستان و آشنایان و همسنـگران حـلالیت بطلبید ضمنا اگر جنازه‌ من برنگشت هیچ ناراحت نشوید و هر شب جمعه برسرقبر شهـدا شـهر بـروید و براى جمیع شهداى اسلام فاتحه بخوانید بگذارید پیکر تکه‌ تکه‌ام  درکربلاى‌ جنوب و یا غرب‌ کشور بـا بادهایى‌ که‌ بوى رشادت وحماسه آفرینى مى‌دهد بدست امام عصر (عج) به خاک‌ سپرده شود زیرا که اصل‌ روح‌ ماست‌ حکه به معشوق خود الله مى رسد.

خداحافظ پدر و مادر وابستگان خدا حافظ دوستان و برادران مراحلال کنید. خداحافظ اى مردمان خوب مسئولیت شناس دنیا خداحافظ بر تمامى عالم.

دیدار همگى ما روز قیامت.

محمدعاشورى

انتهای پیام /


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه