فریادی برای صدای خاموش مظلومیت

خیابان های منتهی به مصلی امام تبریز در روز قدس زیر نور گرم آفتاب بهاری با جلوه حضور مردم غیرتمند و ولایتمدار تبریزی درخشید.

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، به نقل از ایرنا، ظلم برای تصاحب آنچه که حق مردم بیگناه است، ابدی نمی‌شود و روز قدس برای همین موضوع از سوی امام راحل نامگذاری شده تا در یک روز خاص و مبارک برای مسلمانان (آخرین جمعه ماه مبارک رمضان) به همه مردم دنیا گوشزد کند که مردم فلسطین درحال جان دادن برای حقشان هستند. حقی که بهای پس گرفتن آن، دادن خون است.

کوچه پس کوچه ها و خیابان به خیابان شهر تبریز بوی رشادت و خون برای آزادگی، ایستادگی و شجاعت می دهد، مردم تبریز برای نگه داشتن این حس آزادگی و مشروطه‌ای که به بزرگترین قیام مردم ایران و انقلاب دنیا بدل شد، در وجب به وجب شهر جان دادند، گرسنگی و تشنگی را تحمل کردند ولی از حق خود نگذشتند.

امروز در هزاران کیلومتر آنطرف تر از شهر و کشور ما بوی شهادت و خون آزادگی به آسمان برخاسته و دنیا را به قیام علیه ظلم فرا می خواند.

صدای این فریاد را که سال هاست گوش عالم را کر کرده است، اگر بگوییم فقط مردم دلسوز ایران می‌شنید، اغراق نیست. مردم ایران پای مردم مظلوم فلسطین تا به امروز مانده و نتیجه این ایستادگی باعث شد تا در یک سال گذشته پرچم فلسطین و فریاد آزادی مردم این سرزمین به قلب اروپا، آمریکا و مهد علم و دانشگاه های دنیا که درس حقوق بشر به دنیای بدون حقوق بشر می دهند، برسد.

این صدا امروز بار دیگر در دنیا و به خصوص شهر غیرتمند تبریز، شنیده شد و خیابان های شهر از جمعیت عاشق اسلام، برادری و برابری و به خصوص مشتاق احقاق حق هزاران هزار انسان بیگناه لبریز گشت.

دخترکی با چادر بر سر و چفیه بر گردنش دست مادرش را گرفته و با دست دیگرش، پرچم ایران را نگه داشته است، در سوی دیگر پسرکی بر آغوش پدرش بادکنک زرد رنگ منقش به عبارت "القدس لنا" را نگه داشته و پرچم فلسطین را بر گونه‌اش نقاشی کرده است.

مادربزرگی با پرچم‌های ایران و فلسطین و عکس‌هایی از امام، رهبر معظم انقلاب و حاج قاسم در دست پای ثابت همه میدان‌های حماسی در گوشه دیگری از خیابان فریاد الله اکبر سر می‌دهد.

خانواده‌ها، زن، مرد، پیر، کودک، جوان وحتی نوزاد شیرخواره با پرچم ها، پلاکاردها، چپیه ها و عکس ها برای کر کردن صدای نیش دار ظلم رژیم صهیونیستی و آمریکا و کشورهای حامی آن‌ها در عالم به خیابان آمده اند.

وقتی جمعیت به پای سکوی سخنرانی می رسند، شعار معروف تبریزی ها در آسمان طنین انداز شده و خاطرات چهل و سال و اندی آمدن پای میدان برای آزادی قدس شریف تداعی می‌شود. «حکم خمینی گره اجرا اولا، قدس مقدس گره آزاد اولا»، «یا ایها المسلمون اتحدو اتحدو».

غرفه هایی که در مسیر رسیدن به محل سخنرانی برپا شده است. گروه سرودها و برنامه های مفرحی فرهنگی برای کودکان و بزرگسالان در خیابان های منتهی به سنگفرش مصلی تبریز در معرض نمایش قرار دارند.

در یکی از این غرفه ها، دختر دانشجویی میکروفون به دست و رو به سمت جمعیت درحال توضیح دادن جنایات اسرائیل وآمریکا از روی بنری که نقشه منطقه بر روی آن حک شده است. در غرفه دیگر، مردم درحال امضای طومار محکومیت جنایات رژیم غاصب و کودک کش و همدستان آن هستند.

یکی از غرفه ها، جلوه ای از سختی ها و مظلومیت مردم با اشیای نمادین و چادری برپا شده را نمایش می‌دهد و در دیگری، مردم درحال دارت بازی کردن با تصویری تراپم و نتانیاهو هستند.

فریادی برای صدای خاموش مظلومیت

در روزی که پرچم عظیم فلسطین بر روی دوش مردم قهرمان پرور تبریز به اهتزار درآمده، پرچم اسرائیل و آمریکا به آتش کشیده می‌شود.

یکی از نکات قابل توجه راهپیمایی امروز استقرار میزهای کمیته امداد شهرستان های آذربایجان شرقی برای دریافت کمک مردم به کودکان ایتام و محسنین است تا کمک های مردمی برای کودکان نیازمند شهرهای محروم استان نیز هرچند اندک جمع آوری شود.

به سراغ یکی از آقایان حاضر در جمع می‌روم که پرچم فلسطین را در دست نگه داشته است. وقتی می‌گویم خبرنگار هستم، بدون اینکه منتظر سوال پرسیدن باشد، شروع به صحبت می‌کند: از زمانی که یادم می‌آید در هر مناسبی برای شرکت در راهپیمایی می‌آیم.

آقای نباتی می‌افزاید: شاید هدفم را از شرکت در راهپیمایی ها بپرسید، پاسخ من این است که به فرمان رهبر معظم انقلاب لبیک بگویم و نشان دهم که صدای فریاد خاموش مردم مظلوم را شنیده ام.

وی ادامه می‌دهد: ما هرموقع که به میدان می ‌آییم به خاطر انقلاب مان هست تا ادامه یابد و آرمان امام (ره) برای نابودی آمریکا و اسرائیل است.

وی می‌گوید: آمریکا و اسرائیل به مردم فلسطین و غزه چنان ظلمی می کنند که کلمات از بیانش در تاریخ خجالت می‌کشد و اگر اندکی انسانیت داشته باشند، میلیون ها بار باید از کارهای وحشتناک خود طلب بخشش کنند.

در سوی دیگر میدان، خانمی به دیوار تکیه داده و بغض بر گلو دارد و به جمعیت حاضر نگاه می کند. به سراغش می‌روم. نامش معصومه فتحی است و خانه دار است. شروع به صحبت می‌کند: آمده ام تا هم به دعوت رهبر معظم انقلاب اسلامی لبیک بگویم و هم در کنار وجدانم شرمنده نباشم.

وی می‌افزاید: وقتی فرزند خودم را می‌بینم که چگونه در خانه با آرامش و راحتی زندگی می‌کند ولی کودک فلسطینی حتی سایه ای بر بالای سرش ندارد تا آن را خانه بنامد، غرق در غصه و افکارم می‌شوم.

از این بانو می خواهم حرف و یا سحنی به مادران فلسطینی بزند که ادامه می‌دهد: من یک مادر هستم ولی به جرئت می‌گویم که حرفی برای گفتن به مادران فلسطینی که فرزندانشان در مقابل چشمانشان به شهادت می رسند، ندارم. آن ها اسطوره مقاومت هستند و صبر و تحمل، دیدن زجر کشیدن فرزندان و خانوادشان با زندگی آن ها عجین شده است. من در مقابل این اسطوره های مقاومت چه صحبتی می‌توانم داشته باشم.

وی می‌گوید: وقتی فرزندم یک سرماخوردگی ساده داشته باشد، تحمل کردن حتی یک سرفه آن برایم سخت است چه برسد به این که در مقابل چشمانم آن را به خاک بسپارم و همچون کوه بایستم تا اسطوره ایستادگی باشم.

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده