با شهدای رمضان/ وصیت شهيد حمزه قربان «3»

چشم مادرم به سمت آسمان است

شهيد «حمزه قربان» در وصیت خود می‌نویسد: «مادرجان: می‌دانم اکنون در ياد فرزندت هستی و چشم به آسمان دوخته‌ای و خدا را به کمک می‌طلبی و مرا دعا می‌کنی. مادر می‌دانم که داغ فرزندت را گران می‌دانی مادر می‌دانم بسيار زحمت کشيده‌ای تا...» وصیت سوم وصیت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

وصیت دوم شهيد «حمزه قربان» قسمت 1/ از انتخاب خود بسيار خوشحالم

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد «حمزه قربان» یکم خرداد سال 1344 در دهرم شهرستان فراشبند ديده به جهان گشود. او کودکی تیزهوش بود از این رو در سن 5 سالگی به مدرسه رفت و در تمام دوران ابتدایی رتبه اول را کسب کرد. وی برای ادامه تحصيل به فيروزآباد رفت. حمزه با اوج گرفتن انقلاب اسلامی فعاليت‌های چشم گيری در به ثمر رسيدن انقلاب انجام داد. سال 1358 در دبيرستان قاموس فيروزآباد در رشته اقتصاد مشغول تحصيل شد. در ایام جنگ تحمیلی به جبهه رفت. وی سرانجام 23 تیر سال 1361 برابر با 22 ماه مبارک رمضان و در عمليات رمضان در شلمچه به شهادت رسيد. پیکر پاکش در گلزار شهدای دهرم به خاک سپرده شد.

متن وصیت:

بسم الله الرحمن الرحيم مادرجان: می‌دانم اکنون در ياد فرزندت هستی و چشم به آسمان دوخته‌ای و خدا را به کمک می‌طلبی و مرا دعا می‌کنی. مادر می‌دانم که داغ فرزندت را گران می‌دانی
مادر می‌دانم بسيار زحمت کشيده‌ای تا مرا به اين حد رسانده‌ای. مادر می‌دانم که اميدها داری. مادر می‌دانم وقتی جای خواب فرزندت را خالی می‌بينی آهسته آهسته اشک می‌ريزی. بلی مادرجان همه را می‌دانم اما بدان که من از انتخاب خود بسيار خوشحالم. بدان که من بايستی بيش از اين دست به اين کار زده‌ام.

بدان که من در راه رضای حق قدم برداشته‌ام. بدان که من در ياری دين گام برداشته‌ام و بدان که تا خدای را خشنود نسازم، اسلحه را به زمين نمی‌گذارم.

بلی مادرجان اعتقاد به الله لازمه اين پيکار در راه خدا لازمه ايمان به خدا جهاد در راه اوست. ياری دين خداست. دفاع از حق است. نابودی ظلم است سرکوبی متجاوز است. اطاعت از ولايت امر است. تولی و تبری است. هجرت کردن از خانه و کاشانه است. بُريدن و گسستن از خانواده و علائق دنيوی است. مشقت و رنج کشيدن است. آری کسی که به خدا و قيامت اعتقاد داشت ساکت نمی‌نشيند. ما زنده به آنيم که آرام نگيريم، موجيم که آسودگی ما عدم ماست.

فرد مؤمن اگر حرکت نکند، هجرت و جهاد نکند چون آب مانده و گنديده است و ديگر مؤمن نيست. دنيا بسيار پَست‌تر از آن است که يک فرد مؤمن و معتقد را از راهی که خدا پيش رويش قرار داده باز دارد. شيطان بسيار حقيرتر از آن است که بنده خدا را فريب دهد؛ اما او سوگند خورده است که مؤمنان را از وسوسه‌های خويش در امان نگذارد. مادر پناه بردم به خدا از وسوسه‌های شيطان، از حب دنيا، از علاقه به تجملات.

انتهای متن/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها