با شهدای رمضان/ وصیت شهيد حمزه قربان «2»

رمز پيروزی در چیست؟

شهيد «حمزه قربان» در وصیت خود می‌نویسد: « بين خود وحدت به وجود آوريد زيرا که به قول امام بزرگمان «تنها رمز پيروزی وحدت کلمه است...» قسمت دوم وصیت این شهید بزرگوار در نوید شاهد بخوانید.

وصیت اول شهيد «حمزه قربان» قسمت 2/ بين خود وحدت به وجود آوريد

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد «حمزه قربان» یکم خرداد سال 1344 در دهرم شهرستان فراشبند ديده به جهان گشود. او کودکی تیزهوش بود از این رو در سن 5 سالگی به مدرسه رفت و در تمام دوران ابتدایی رتبه اول را کسب کرد. وی برای ادامه تحصيل به فيروزآباد رفت. حمزه با اوج گرفتن انقلاب اسلامی فعاليت‌های چشم گيری در به ثمر رسيدن انقلاب انجام داد. سال 1358 در دبيرستان قاموس فيروزآباد در رشته اقتصاد مشغول تحصيل شد. در ایام جنگ تحمیلی به جبهه رفت. وی سرانجام 23 تیر سال 1361 برابر با 22 ماه مبارک رمضان و در عمليات رمضان در شلمچه به شهادت رسيد. پیکر پاکش در گلزار شهدای دهرم به خاک سپرده شد.

متن وصیت:

به جبهه حق می‌روم، زيرا که مردن را در جبهه حيات و زندگی و زيستن را در خانه مرگ و نيستی می‌بينم. من بسيار حقيرتر از آنم که اظهار عشق به الله را کنم، اما با زبان بی زبانی عرض می‌کنم که «خدايا اين عاشق کوچک را پذيرا باش و نور خودت را پيش از اين در قلبش بتاب».

اما وصيتی چند: محرومين جهان و ملت آگاه ايران رمز پيروزی شما در اتحاد، ايمان به خدا و رسول و امامت و ولايت فقيه است؛ در حفظ اتحاد،در کسب ايمان و در اطاعت از اوليا غافل نباشيد.

اما شما هم ولايتی‌های عزيزم: اولاً خدای را بيش از اين در نظر داشته باشيد و بين خود وحدت به وجود آوريد زيرا که به قول امام بزرگمان «تنها رمز پيروزی وحدت کلمه است»؛ ثانياً به مسائل مذهبی بيش از اين توجه کنيد و روی آوريد که سعادت دنيا و آخرت شما را تضمين می‌کند؛ ثالثاً اگر از اين فرزند حقير خود بدی ديده‌ايد به بزرگواری خودتان مرا حلال کنيد.

اما تو پدر بزرگوارم: قرآن را درياب و روزهای جمعه برايم قرآن بخوان؛ مرا ببخش و حلال کن، در تربيت و پرورش برادران و خواهرانم مراقب باش و در زندگی صبور باش که خدا ياور صابران است.

مادرم، مادر عزيزم: تو را نمی‌دانم چگونه آرامش بخشم زيرا می‌دانم که نقشه‌ی عروسی برای فرزندت می‌کشيدی؛ ولی به خدا سوگند صبر کن و ناراحت مباش و گريه مکن و هرگاه گريه کردی به ياد حسين(علیه السلام) و يارانش باش.

مادر تو برايم بسيار زحمت کشيدی، چه سال‌ها که من دور از ده بودم و تو دانه دانه نان پخت کردی و برايم فرستادی، هرگاه چيز جالبی به دستت رسيد برای فرزندت می‌فرستادی؛ مادر عزيز چگونه اين‌ها را می‌توانستم جبران کنم جز با شهادت تا شايد از اين راه خداوند رحمان اجر زياد به شما مرحمت کند.

به هر حال من به معشوق واقعی خواهم پيوست و تو از جهت عروسيم ناراحت نباش. برادرانم و همه برادرهای ايمانی: آگاهی به دست آوريد، خود را بشناسيد و بعد خدای خود را چون «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه».

در جامعه بی تفاوت نباشيد، فريب منافقان را نخوريد و آن‌ها را شريک خويش نگيريد. در هر حال به ياد خدا و گوش به فرمان امام و مطيع ولايت فقيه باشيد. روحانيت را به ديده احترام بنگريد. بکوشيد تا زندگی کردن را جايگزين زنده بودن کنيد.

دست ضعفا را بگيريد، با ظالم هيچگاه سازش نکنيد؛ هرگاه خبر شديد که سلاح از دست برادر افتاد به سويش بشتابيد، پوتينش را بپوشيد، فانوسقه را به کمر بنديد، تفنگ را به دست گيريد و دندان‌ها را به هم بفشاريد و خصم زبون را از پای در آوريد که خدا با ماست.

خواهران کوچکم و همه خواهرهای مذهبی‌ام: شما نيز بايد عظمت خويش را دريابيد و وظيفه خويش را بشناسيد و همانند زينب(سلام الله علیها) پيام خون برادر را با زبان و هر وسيله ديگر اعلام کنيد.

در پايان از همه قوم و خويشان حلاليت می‌طلبم و از همه التماس دعا دارم. از همه عاجزانه می‌خواهم که شعار برخاسته از شعورمان يعنی «خدايا،خدايا تا انقلاب مهدی خمينی را نگهدار» را از ياد مبرند و در هر حال از خدا طول عمر امام عزيز و ظهور حضرت مهدی (عج) را درخواست کنند و پشتيبان ارگان‌های انقلابی مخصوصاً سپاه باشند. والسلام علی من التبع الهدی. فرزند شما حمزه قربان. هجدهم خردادماه 1361.

انتهای متن/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها