نامه ششم شهید «محمد علی احصائی»

جبهه‌، دنيایی از صفا و صميميت است

شهید«محمد علی احصائی» در نامه خود چنین می‌نویسد: «من به همراه برادران ديگر به جبهه عازم شديم و پس از سازماندهی به جبهه‌های شوش رفتيم. در جبهه‌ها دنيای ديگری است و دنيایی از صفا و صميميت و خدا را شکر می‌کنم که چنين سعادتی پيدا کردم تا در اين حمله فتح المبين توانستم شرکت کنم....» نامه ششم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

نصرت الهی در جبهه

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید«محمد علی احصائی» 20 تیر سال 1343 در شهرستان نی‌ریز دیده به جهان گشود. دوران کودکی را گذراند و در هفت سالگی به مدرسه رفت. تحصیلات را تا مقطع دیپلم با موفقیت گذراند. سپس در کنکور سراسری شرکت کرد در رشته بهداشت عمومی دانشگاه شهيد چمران اهواز پذيرفته شد. در ایام جنگ تحمیلی به جبهه شتافت و سرانجام پنجم اسفندماه 1362 در عمليات خيبر منطقه جفير به شهادت رسید. پيکر پاکش در گلزار شهدای نیريز به خاک سپرده شد.

متن نامه:

من هم در تاريخ ششم اسفندماه 1360 همراه با برادران ديگر به جبهه عازم شديم و پس از سازماندهی به جبهه‌های شوش رفتيم. در جبهه‌ها دنيای ديگری است و دنيایی از صفا و صميميت و خدا را شکر می‌کنم که چنين سعادتی پيدا کردم تا در اين حمله فتح المبين توانستم شرکت کنم.

مدتی در جبهه بوديم تا اينکه در تاريخ29 اسفندماه 1360 عراق به اصطلاح پيشدستی کرد و دست به حمله‌ای به اصطلاح گسترده زد و ما که در پشت جبهه جهت سازماندهی براي حمله به سر می‌بريدم؛ صبح که نيروی کمکی خواستند ما هم برای کمک رفتيم.

ولی فقط جنازه‌های کثيف مزدوران را ديديم که روی هم ريخته بودند! و وقتی که از برادران موضوع را سوال کرديم گفتند که ديشب ساعت 12 عراقی‌ها حمله کردند و با وجودی که تعداد کمی بوديم و آن‌ها تعدادشان زياد بود؛ ولی با عين حال توانستيم مقداری از آن‌ها را به درک واصل کنيم و تعدادی‌شان هم فرار را بر قرار ترجيح دادند و تعدادی‌شان هم به اسارت گرفته شدند.

من وقتی اين موضوع را ديدم تعجب کردم که خدايا اين چگونه است که تعداد کمی در مقابل تعداد زيادی مقاومت می‌کند و پيروز می‌شود! که به ياد اين آيه قرآن افتادم که خلاصه‌اش اين است که اگر بيست نفر از شما صبور و پايدار باشيد بر دويست نفر از دشمنان غالب خواهيد شد و اگر صدنفر بوده بر دو هزار نفر کافران غلبه خواهيد کرد و يا آيه‌ای ديگر که می‌گويد نه تو بلکه خدا بود که تيرانداخت و آری اين است رمز پيروزی ما که ما ايمان داريم و آن‌ها بی ايمان و کافرند.

همانطور که گفتم عراق چون آگاه شده بود ما خواه، ناخواه حمله می‌کنيم؛ می‌خواست پيشدستی کند تا اينکه ، منصرف شويم و چون فرمانده‌هان چنين ديدند، بنا شد که حمله را زودتر شروع کنند و اين بود که فرمانده‌هان ارتش می‌آيند و استخاره می‌کنند و وقتی قرآن را باز می‌کنند سوره فتح می‌آيد و بنابراين با وجودی که نيروها آماده نبودند و حتی آمادگی به 40% می‌رسيد، فرمان حمله را در شب دوم فروردين ماه 1361 با رمز يا زهرا صادر می‌کنند.

که طی 4 مرحله حمله شد که به ياری امام زمان(عج) با پيروزی که خود اطلاع داريد به پايان رسيد و اين پيروزی فتح المبين جز معجزه چيز ديگری نبود.

چون منطقه شوش همه‌اش تپه ـ تپه است و اگر غير معجزه بود ما بايد برای گرفتن هر تپه، اگر تازه موفق می‌شديم چقدر کشته و زخمی می‌داديم و آن هم نه به اين زودی، بلکه برای گرفتن هر تپه مدت زيادی بايد مقاومت می‌کرديم.

ولی با توکل به خدا و فرماندهی امام زمان(علیه السلام) و نايبش امام خمينی و ياری فرشته و ملائکه و کمک برادران غيور و جوانان عزيز که سربازان واقعی امام زمانند و پشتيبانی امت اسلامی ايران طومار مزدوران به هم پيچيده شد.

انتهای متن/

برچسب ها
استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها