گفتگو با جانباز ۳۵ درصد «عسگر قلی‌پور الارزی» به مناسبت روز پاسدار

امنیت کشور ما به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است

پنجشنبه, ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۴۲
عسگر قلی‌پور الارزی جانباز ۳۵ درصد گفت: شهدا ما را فراموش نکرده‌اند ما را در کنار سفره خود راه می دهند، ما به برکت خون شهدا این انقلاب را به دست صاحب اصلی اش خواهیم رساند. به پای انقلاب تا آخرین نفس و قطره خون خواهیم ایستاد و جبهه مستحکم انقلابیون را که در مقابل کفر جهانی تشکیل شده، روز به روز این عنصر که اثرش از دفاع مقدس است را باید برای جوانان بازگو کرده و از طریق گوش به فرمان ولایت فقیه و رهبر بودن تقویت کنیم. اگر کشور ما امروز امنیت دارد به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است.

عسگر قلی‌پور الارزی جانباز ۳۵ درصد در گفتگویی با نوید شاهد گلستان می‌گوید: دوم دی ماه ۱۳۴۰، در روستای ییلاقی الارز بهشهر به دنیا آمدم. چهار سالگی برای آموزش قرآن به مکتب خانه رفتم، از نه سالگی به مدت دو سال در سپاهی دانش روستا درس خواندم اما چون شرایط کلاس ها مورد قبول نبود، برای ادامه تحصیل به شهر گرگان مهاجرت کردم و در مدرسه مهدیه مشغول تحصیل شدم. بعد از اتمام دوره ابتدایی به علت شرایط اقتصادی نامناسب خانواده مجبور به ترک تحصیل و مشغول کار به عنوان کارگر شدم. بعد از دو سال برای کار در یک شرکت به تهران رفتم. در دوران انقلاب هفده ساله بودم، به لطف خدا با بچه‌های انقلاب آشنا شدم، از آنجایی که منزل پدری‌ام محل رفت و آمد علما بود و پدرم با علما و روحانیون ارتباط داشت و من اهل مسجد بودم در تمام راهپیمایی ها و تظاهرات دوران قبل از انقلاب ۵۷ تهران حضور داشتم.

در سال ۱۳۵۸ ازدواج کردم و حاصل این ازدواج شش فرزند (۴ دختر و ۲ پسر) است که همگی متأهل، تحصیلکرده و در حال خدمت به کشور هستند. بعد از پیروزی انقلاب علاقه داشتم در گروه های چمران به جبهه بروم، بنابراین بعد از ۱۵ روز از شروع جنگ به سربازی رفتم و از آنجایی که به سپاه علاقه مند بودم وارد سپاه شدم. چندین ماه در درگیری های منطقه گلستان، گرگان و دشت، جنگل‌های شمال و مازندران شرکت کردم. در سال ۱۳۶۱ به جبهه رفتم، ابتدا در آبادان مستقر شدم سپس بنا به درخواست فرمانده گردان ۴۰ روز دوره آموزش پدافند هوایی در ارتش را گذراندم. اما علاقه مندی خودم اطلاعات، تخریب و گردان ها بود، تا اینکه سردار شهید محمد حسن طوسی از فرماندهان ارشد لشکر ۲۵ کربلا تأکید کرد که به گردان بروم و اولین بار به گردان علی ابن ابیطالب رفتم و در عملیات والفجر ۶ شرکت داشتم و در همان زمان از ناحیه پا مجروح شدم، ۴۰ روز تحت درمان بودم، سپس دوباره به جبهه برگشتم ۴۸ ماه جبهه بودم، دو ماه به گرگان آمدم، دوباره به جبهه برگشتم و تا پایان جنگ جبهه بودم. 

بعد از پایان جنگ نیز دو سال با سمت پدافند در خوزستان، مرز مهران، پیرانشهر و سردشت انجام وظیفه کردم. توفیق الهی نصیبم شد و در جنگ سوریه، به سوریه رفتم و حدود هفت ماه به عنوان فرمانده عملیات خدمت کردم.
در زمانی که در جبهه حضور داشتم ادامه تحصیل دادم، دیپلم و کاردانی علوم سیاسی گرفتم، سپس دوره عالی فرماندهی را گذراندم. کارشناسی جنگ نرم و کارشناسی ارشد ادبیات پایداری دارم. ۳۱ سال خدمت پاسداری کردم و به عنوان مربی ورزش، مربی تاکتیک و فرمانده گردان و فرمانده پادگان انجام وظیفه نمودم. از بنیانگذاران گردان امام حسین (ع)، امام علی (ع) در استان هستم و سازماندهی و برنامه‌ریزی‌های آن را انجام می‌دهم.
در دوران جنگ روایتگری و همزمان ذکر و مداحی اهل بیت را می‌کردم و در مراسم و یادواره‌ای شهدا، تشییع جنازه شهدا نیز مداحی می کردم. زندگی خود را مدیون اهل بیت هستم.

امنیت کشور ما به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است

چگونگی رسیدن به قلب سلیم

روزی که وارد جبهه شدم با انسان هایی آشنا شدم که هر کدام برای من الگو بودند، در کنارآنان آموختم که در مواجهه با هر اتفاقی در زندگی چگونه باید عمل کنم که با هدف نهایی‌ام هماهنگ باشد. اگر سبک زندگی خود را با آنان‌ تطابق دهیم، از لحاظ کمالات مادی و دنیوی رشد می کنیم و قطعاً انسان شایسته‌ای خواهیم شد و به «قلب سلیم» که بزرگ‌ترین دارایی ماست، خواهیم رسید. ما باید این انسان های بزرگ را به عنوان الگو، اسوه و راهبر بشناسیم. یکی از این انسان های بزرگ شهید ناصر بهداشت فرمانده گروهان ما بود، او فردی بسیار اخلاق مدار، شجاع، مقتدر، خوش خلق و در کادرسازی بسیار توانمند بود. در خط پدافند مهران بودیم، شهید بهداشت فرمانده محور بود و من مسئول گروه ضربت بودم و چندین نیروی ماهر و زبده داشتم. از خط مرزی مهران را عقبه پوشش می دادند، در آن منطقه گروه هایی بودند که مزدوری عراق را می کردند و من مسئول برقراری امنیت آن منطقه بودم. ما گشت جوله داشتیم باید در منطقه دور می زدیم و اگر برای رزمنده ها اتفاقی می افتاد به کمک آنها می‌رفتیم. یک روز بعد از ظهر درحالی‌که پیاده از جاده خاکی می‌آمد شهید بهداشت را دیدم با یونیفرمی بسیار مرتب و ظاهری آراسته، معطر و نورانی به من گفت: عسگر جان حواست به دشمن باشد دشمن در حال انجام کارهایی بر ضد ماست، خیلی موظب باش. با شوخی به او گفتم: حاجی خیلی نورانی شدی به قول بچه‌ها نور بالا می زنی. بعد از چند روز از آن ملاقات شهید صادق مکتبی که جانشین فرمانده گردان بود با موتور به مقر ما آمد و گفت: چند روزی است که از ناصر خبری نیست و هر جا تماس می گیرم موفق به ارتباط با وی نمی شوم، گویا کمین خورده اند، رادیو عراق هم اعلام کرده که یک ماشین فرماندهی را زده‌اند. ما برای پیدا کردن آنها به اطراف منطقه رفتیم و در بالای یک بلندی ماشین آنها را دیدیم، آنها کمین خورده بودند شهیدان بهداشت، عسگری، احمدی و سردار ملک در آن ماشین به شهادت رسیدند.

هر کس امشب نماز شب بخواند فردا شهید می‌شود

بعد از آن در عملیات والفجر ۸ که سالگرد آن ۲۰ بهمن ماه، امروز است رزمندگان ما حماسه‌ای بزرگ خلق کردند. یاد و خاطره آنها همیشه در قلب های ما زنده است سردارن بزرگی چون حاج علی احمدی، مسئول بهداری لشگر بود، فردی بسیار پر تلاش، خستگی ناپذیر، با اخلاق و مرد میدان بود. علیرغم اینکه مجروح شده بود، اما در اورژانس مشغول کار بود. یکی از همرزمانش می گفت: حاجی آن شب گفت؛ هر کس امشب نماز شب بخواند فردا شهید می شود، چهار نفر بودیم سه نفر به همراه حاجی نماز شب خواندند، اما من نخواندم هر سه نفر به همراه حاجی فردا شهید شدند.

امنیت کشور ما به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است

باید مانند حمزه سید الشهدا به شهادت برسیم

اسفند ماه سال ۱۳۶۴ صادق مکتبی فرمانده گردان بود و ما با یکدیگر خیلی رفاقت داشتیم، در ادامه عملیات والفجر ۸ در خط پدافندی بود که در آنجا می خواستیم نیروها را با گردان امام حسین (ع) جا به جا کنیم. من وضو گرفتم و برای نماز به داخلی سنگر آمدم حاج صادق می خواست وضو بگیرد، من را بغل کرد و در آغوش با صمیمیت فشرد، بیست ونهم اسفند ماه ۱۳۶۴ بود، به من گفت: عسگر جان یادت هست سال گذشته عید در کنار خانواده مان بودیم و امسال می خواهیم پیش خدا باشیم، این آخرین کلامی هست که از حاج صادق به یادگار دارم. بعد ایشان برای وضو رفت کنار تانکر ناگهان یک خمپاره ۱۲۰ به آنجا اصابت کرد، در سنگر بسته شد، گردو غبار فضا را گرفت، صادق همچنان که داشت وضو می گرفت در کنار تانکر به شهادت رسید. دو روز قبل از این اتفاق جمله ای را گفته بود، به بچه های گردان گفت: اسم گران ما گردان حمزه سید الشهدا است . ما هم مانند حمزه که از پیغمبر خدا دفاع می کرد، ما هم باید از اسلام و انقلاب محمدی دفاع کنیم و مانند حمزه به شهادت برسیم. من نحوه شهادت شهید مکتبی را دیدم کتف چپ او ترکش خورده بود، جگر او از بدنش خارج شده بود، اما همچنان که بر لبانش لبخند بود، به شهادت رسید.

امنیت کشور ما به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است

اگر می‌خواهید ما را بشناسید داستان کربلا را بخوانید


انقلاب اسلامی ما یک انقلاب عالمگیر بود. امام ما فرمودند: جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، امام وقتی این حرف را زد در واقع ما انقلابمان را به جهان صادر کردیم. امروز جبهه مقاومت که بچه های ما برای دفاع از حرم رفتند، برای صدور انقلابمان رفتند به علت عالمگیر شدن انقلابمان است که دشمنان نمی توانند ما را تحمل کنند و استکبار به سرکردگی آمریکا و اسرائیل هزاران وقایع را از ابتدای انقلاب برای ما بوجود آوردند، مانند: تحریم، بحث جریان های تجزیه طلب از گنبد و سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان غربی، خوزستان، تررورها و ناامنی ها، جریان های نفاق، لیبرال ها و جریان های سیاسی که برخی با لباس دین وارد صحنه شدند و می خواستند به انقلاب آسیب برسانند. مابه برکت خون شهدا این انقلاب را تا به امروز که 46 سال است، محافظت کردیم و جشن چهل و ششمین سال آن را جشن می گیریم، نور انقلاب عالمگیر می شود و می توانیم جبهه مستحکم انقلابیون را به همه دنیا صادر کنیم. ایمان و ایستادگی بچه ها، اطاعت از ولایت و رهبری بهترین راهگشای ماست. ما به برکت اسلام قوی هستیم و به خدای بزرگ متکی یعنی نیروی الهی داریم. ملت ما هرگز زیر بار زور نرفته و نخواهد رفت چرا که ما سیدالشهدا را داریم و این درس را به ما داده است که هیهات من الذله ما انقلابمان به جهان صادر می کنیم که البته صادر شده است. به آنهایی که انقلاب ما را نمی توانند تحمل کنند به قول شهید آوینی اگر می خواهید ما را بشناسید، داستان کربلا را بخوانید. چگونه در بند خاک می ماند آنکه پرواز را آموخت، ما پرواز را آموختیم از چه کسی؟ شید الشهدا.
شهدا ما را فراموش نکرده اند ما را در کنار سفره خود راه می دهند، ما به برکت خون شهدا این انقلاب را به دست صاحب اصلی اش خواهیم رساند. به پای انقلاب تا آخرین نفس و قطره خون خواهیم ایستاد و جبهه مستحکم انقلابیون را که در مقابل کفر جهانی تشکیل شده، روز به روز این عنصر که اثرش از دفاع مقدس است تقویت می شود، را باید برای جوانان بازگو کرده و از طریق گوش به فرمان ولایت فقیه و رهبر بودن تقویت کنیم. اگر کشور ما امروز امنیت دارد به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است.
شهدا ما را فراموش نکرده اند ما را در کنار سفره خود راه می دهند، ما به برکت خون شهدا این انقلاب را به دست صاحب اصلی اش خواهیم رساند. به پای انقلاب تا آخرین نفس و قطره خون خواهیم ایستاد و جبهه مستحکم انقلابیون را که در مقابل کفر جهانی تشکیل شده، روز به روز این عنصر که اثرش از دفاع مقدس است تقویت می شود، را باید برای جوانان بازگو کرده و از طریق گوش به فرمان ولایت فقیه و رهبر بودن تقویت کنیم. اگر کشور ما امروز امنیت دارد به برکت خون شهیدان و استقامت رزمندگان است.

انتهای پیام/

استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
پرطرفدارها