سه شهید روز پیروزی
به گزارش نوید شاهد گلستان، روز بیست ودوم بهمن، روز پیروزی جنود حق بر باطل، روز غلبه مشت بر تانک، روز تجلی نور در جهان ظلمت و روز خوب پیروزی انقلاب اسلامی ایران فرا رسید. مردم منطقه پس از کشتار دژخیمان شهربانی گرگان، ضمن استمرار مبارزات خود، پیگیر اخبار اقدامات مردم تهران نیز بودند و حتی برخی از گلستانی هایی که در آن ایام در تهران حضور داشتند، همراه آنان برای نابودی آخرین بقایای سلسه پهلوی مبارزه می کردند. چنان که در این میان یکی از گلستانی ها – از مبارزان علی آباد کتول- به نام محمد مهدی در هنگام تسخیر رادیو وتلویزیون مرکز تهران با گلوله های مأموران شاه به شهادت رسید.
در این اثنا بود که روز ۲۲ بهمن خبر ترس و بی طرفی ارتش در اخبار ساعت دو بعد از ظهر رادیو اعلام شد. به دنبال آن مردم این منطقه به خیابان ها ریختند و به جشن و شادمانی پرداختند. آن روز هر کس به طریقی می خواست خود را در این جشن ملی سهیم کند. چنان که آقای عبدالحسین مصدق یکی از اهالی کردکوی می گوید: «وقتی رادیو در اخبار ساعت دو بعد از ظهر اعلام کرد که ارتش اعلام بی طرفی نموده، من که آن موقع مزدای بلند گو داری داشتم، بلافاصله نوار قرآن را در ضبط ماشینم گذاشتم و بلند گو را هم روشن کردم و برای ابراز شادی از پیروزی انقلاب در خیابان های شهر گرگان دور می زدم و مردم هم پشت مزدایم سوار شده بودند و خوشحالی می کردند».
علاوه بر این جلوی پادگان لشکر ۳۰ گرگان هم غوغایی برپا بود، عده ای از مردم به آن سو رفتند و در مقابل پادگان تجمع کردند و به شور شعار و شادی پرداختند. به این ترتیب رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران که حکومت پنجاه ساله پهلوی وارث آن بود، به کلی متلاشی شد. مردم با رهبری روحانیون مبارز، مراکز و پاسگاه ای انتظامی و ساواک را تصرف نمودند. مرحوم حجت الاسلام شیخ حسین روحانی فر از روحانیون انقلابی می گوید: «روز پیروزی انقلاب – ۲۲ بهمن ۵۷– ما در مسجد جامع کردکوی تجمع کردیم و خیلی خوشحال بودیم که ناگهان چند جوان انقلابی مرا روی شانه ای خود گرفتند و بلند کردمد و شعار گویان در خیابان های کردکوی به راه افتادتد، تا اینکه نیروهای پاسگاه ژندارمری هم از راه رسیدند و با ما روبوسی کردند و راهپیمایی بزرگی شروع شد و مردم و زاندارم ها با هم و دوش به دوش راهپیمایی و اظهار خوشحالی می کردند.»
روز پیروزی انقلاب و در آخرین ساعات عمر حکومت پنجاه ساله سلطنت پهلوی سه نفر از مردم با ایمان و مبارز استان گلستان به اسامی آقایان: محمد مهدوی، محم سمیعی فرد (در تهران) و اسماعیل مازنی (در کرج) به شهادت رسیدند و نسیم آزادی و پیروزی را برای همیشه با عطر خون خود معطر و مزین نمودند:
۱ - شهید محمد مهدوی: (فرزند مرحوم غلامحسین) در سال ۱۳۳۱ در روستای میقان از توابع شاهرود بدنیا آمد. پس از طی دوره ابتدایی جهت کار و ادامه تحصیل به تهران عزیمت نمود و در راه آهن مشغول به کار شد. او سپس در کلاس ششم ثبت نام نمود و با تلاش فراوان موفق به اخذ دیپلم گردید. با شروع انقلاب بر اثر فعالیت هایی که داشت مثل پخش اعلامیه و نوار از تهران به نقاط مختلف مخصوصا شاهرود و علی آباد کتول، کمتر می توانست در سر کار خود حاضر شود و چون راه آهن را سدی جلوی فعالیت های انقلابی خود می دید به همین دلیل استعفای خود را تسلیم مقامات مربوطه نمود. او حتی مدتی به خاطر آنکه تحت تعقیب ساواک قرار گرفته بود، فرار کرد و به علی آباد کتول آمد. پس از مدتی چون بیکار بود، در مدرسه عالی هواپیمایی بعنوان دانشجو مشغول به تحصیل گردید. ولی باز هم دست از مبارزه بر نداشت و حتی اولین کسی بود که عکس شاه را از دیوار آنجا کند و برداشت. او در بسیاری از راهپیمایی ها از جمله ۱۷ شهریور و استقبال از امام در ۱۲ بهمن سال ۵۷ به تبعیت از فرامین امام به اتفاق جمع دیگری از انقلابیون جهت تسخیر رادیو وتلویزیون به جام جم حمله می کند و عاقبت در این درگیری با اصبت گلوله ای به ناحیه سر او به درجه رفیع شهادت نایل می گردد.
۲ - شهید محمد سمیعی فرد: (فرزند سمیع الله) در سال ۱۳۰۷ متولد شد و در سال ۱۳۳۳ به استخدام سازمان آب تهران درآمد و خدمات شایانی به مردم نمود. او با آغاز مبارزات حضرت امام به ویژه از سال ۱۳۴۲ ارادت خاصی به آن حضرت پیدا کرد و برای پیروی از رهنمودهای امام فعال تر شد و دوستانش را نیز برای مبارزه تشویق می کرد. او تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داد. او فردی خوش اخلاق ، اجتماعی و دارای اعتقادات مذهبی قوی بود و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (ع) را خیلی دوست می داشت. صله رحم را به جا می آورد و همواره از بستگان سرکشی می نمود. او با اوج گیری مبارزات مردم بر علیه رژیم شاه نقش فعال خود را به نمایش گذاشت و ضمن شرکت در تظاهرات ها و درگیری ها، پتو، ملافه، دارو و پول جمع آوری می کرد و از سرمایه خود هم مایه می گذاشت و آنها را برای کمک به انقلابیون، به مساجد و بیمارستان ها تحویل می داد. او مردمی را که در کوچه ها و خیابان ها مورد حمله دژخیمان رژیم شاه قرار می گرفتند، به منزل خود پناه و سپس فراری می داد و شب ها نیز هم صدا با سایر مردم تهران الله اکبر می گفت. او حتی روزهای اوج درگیری مردم مسلمان با دژخیمان رژیم، یعنی ۲۱ و ۲۲ بهمن سال ۵۷ با ماشین شخصی خود نقش آمبولانس را ایفا می کرد و مجروحان را از منطقه پادگان جمشیدیه تهران به بیمارستان می رساند که در همین حین (روز ۲۲ بهمن) مورد اصابت گلوله های سربازان گارد شاه که از داخل پادگان به سوی مردم شلیک می کردند، قرار گرفت و به شهادت رسید.
۳- شهید اسماعیل مازنی: (فرزند اصغر) در سال ۱۳۲۴ در نوکنده از توابع شهرستان بندرگز به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی راهی کرج شد و در آنجا به کارگری پرداخت. با این وجود اعتقاد راسخی به احکام الهی داشت و به حضرت امام عشق می ورزید. بصیرت سیاسی مذهبی او باعث شد که او به نهضت امام بپیوندد و همگام با مردم کرج در خط مبارزه با رژیم ستمگر پهلوی قرار گیرد. لذا فعالیت های زیادی بخصوص در بهمن ماه سال ۵۷ انجام داد تا آنجا که در هنگام راهپیمایی روز ۵۷/۱۱/۲۲ با گلوله های آتشین مزدوران شاه به فیض شهادت نایل گردید.
بالاخره با سقوط حکومت ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و ۳۷ ساله پهلوی ها، انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد و برای نخستین بار نسیم دیانت و عدالت و آزادی در ایران وزیدن گرفت و عصر جدیدی در ادوار تاریخ جهان آغاز گشت که از جنس جنبش های پیامبران الهی و در راستای قیام مهدی (عج) می باشد.
این مطلب که برگرفته از کتاب استان گلستان در نهضت امام خمینی (ره) تألیف «غلامرضا خارکوهی» تاریخنگار گلستانی و مبتنی بر خلاصه نویسی و نگاه اجمالی به رویدادهای سیاسی و مبارزاتی حوزه جغرافیایی استان گلستان در نهضت امام (یعنی فاصله زمانی سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷) بوده است.