خاطرات شفاهی والدین شهدا

غیرت و مردانگی در وجودش موج می‌زد

پدر شهید «سید مجتبی اکبری» می‌گوید: به فرمان امام خمینی خواست به جبهه های نبرد برود، راضی به رفتن مجتبی نبودم، او تنها سیزده سال داشت، بسیار کم سن و سال بود. او یک روز مرا با یک چوب خلع سلاح کرد، وقتی این غیرت و مردانگی را در وجودش دیدم به رفتنش رضایت دادم.

به گزارش نوید شاهد گلستان، یکم فروردین ۱۳۴۱، در روستای عروسک کوهسار از توابع شهرستان مینودشت به دنیا آمد. پدرش میر احمد، کارگر بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و نهم آذر ماه ۱۳۶۰، در گیلانغرب توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه و پهلو، شهید شد. پیکر او در گلزار شهدای شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.

غیرت و مردانگی در وجودش موج می‌زد

پدر شهید در بخشی از گفتگوی تصویری می‌گوید: مجتبی از شاگردان ممتاز مدرسه بود، اما به دلیل مشکلات اقتصادی ما فقط تا پایه پنجم ابتدایی توانست درس بخواند. برای ما منزلی در مینودشت گرفت و برای تأمین امرار معاش خانواده در قنادی مشغول به کار شد. تمام کارهای منزل را انجام میداد، بسیار مسئولیت پذیر و مهربان بود. تا اینکه به فرمان امام خمینی خواست به جبهه‌های نبرد برود، راضی به رفتن مجتبی نبودم، او تنها سیزده سال داشت، بسیار کم سن و سال بود. او یک روز مرا با یک چوب خلع سلاح کرد، وقتی این غیرت و مردانگی را در وجودش دیدم به رفتنش رضایت دادم.

انتهای پیام/

استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده