ما باید براى اسلام و رضاى خدا جان فدا کنیم

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حیدر ایمانیزاده در یکم دیماه ۱۳۴۴ در شیراز دیده به جهان گشود. او سرانجام در سحرگاه پنجشنبه، چهارم مردادماه ۱۳۶۲، در عملیات والفجر ۲ (منطقه حاجعمران) به آرزوی همیشگی خود که همانا شهادت در راه خدا بود، رسید.
متن وصیت «۱» :
بسم الله الرحمن الرحیم/ پیامی که به پدر و مادر و دوستانم دارم این است که اگر سعادتی نصیب این بنده حقیر شد و شهید شدم در مرگ من گریه نکنید؛ چون باعث خوشحالی دشمنان اسلام میشود.
پیام من به تمام امت شهیدپرور این است که با دشمنان اسلام و امت شهیدپرور ایران به مقابله برخیزید و همیشه از مستضعفین حمایت کنید. پیامی دارم به خانواده خودم؛ برادران عزیزم با تمام وجود راه مرا ادامه دهید و راه تمام شهیدان را دنبال کنید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
متن وصیت «۲» :
«إنا لله و إنا إلیه راجعون» ما از خداییم و به سوى او بازگشت مىکنیم. «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله أمواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون» گمان نکنید آنان که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند؛ بلکه آنان زندهاند و در نزد خداوند روزیند.
به نام الله پاسدار خون شهداء و درهمکوبنده کفار. با سلام بر سرور شهیدان آقا امام حسین (ع) و با سلام و درود بر نایب بهحقش خمینى بتشکن زمان ما و با سلام و درود بر تمام شهیدان که با ایثار جان خود، اسلام و انقلاب ما را با خون خود آبیارى کردند و با سلام و درود فراوان بر تمام رزمندگان اسلام که شجاعانه از جان خود مىگذرند و با کفار جهانى، یعنى شرق و غرب در حال ستیزند و با سلام و درود بر تمام خانوادههاى رزمندگان که شجاعانه فرزندان خود را در راه جهاد فىسبیلالله مىفرستند. خوشبهحال آن خانوادهها.
خدمت پدر و مادر مهربانم، سلام. امیدوارم وقتى این نامه برسد که من دیگر در این دنیا نباشم. وقتى این وصیتنامه را مىنویسم، وقتى است که از صبحانه برگشتهام و برادران رزمنده در حال استراحت مىباشند. پدر و مادر مهربانم امیدوارم که از صحبتهاى من در این کاغذ ناراحت نباشید. این آخرین سلام من است که بر شما خانواده مهربان خود مىفرستم.
پدر و مادرجان! شما باید افتخار کنید که جوانى پرورش دادهاید و او را به اسلام عزیز هدیه کردهاید. پدر و مادر عزیزم! شما کار خودتان را کردهاید. شما هم در آخرت سربلند هستید. در این دنیاى بىارزش مگر چه چیزى مىخواهد باقى بماند؟ آیا مادیات باقى مىماند یا معنویات؟ چیزى را که من برداشت کردهام معنویات بوده است.
پس پدر و مادر جان! شما پایبند جمهورى اسلامى ایران باشید و حرفهاى امام امت را گوش کنید. اگر برادرم مىخواهد راهى انتخاب کند که به اسلام خدمتى کرده باشد، بگذارید بکند. از آن جلوگیرى نکنید که در مقابل اسلام و خدا گناه کردهاید. خوشبهحال یگانه رهبر عزیزمان که اولین شهید را تقدیم انقلاب کرد. آن رهبر عزیزمان بود که ما را به حرکت درآورد؛ آن یگانه رهبر که نه غرب مىخواهد و نه شرق را.
مادرجان و پدرجان! ما باید براى اسلام و رضاى خدا و رضاى رهبر عزیز جان فدا کنیم. مادرجان ما انقلاب کردهایم و باید قربانى در راه خدا کنیم؛ پس من اولین شهید نیستم، چون سعادت آن را ندارم. امیدوارم که خداوند این بنده گناهکارش را ببخشد و مرا بیامرزد. امیدوارم که خداوند مرگ مرا شهادت در راه خودش قرار دهد.
در ضمن این چند کلمه سخن را بهخاطر داشته باشید:
اگر در راه خداوند به شهادت رسیدم برایم اشک مریزید و با افتخار و با روحیه اسلامى و انقلابى با مردم برخورد کنید و به همه بگویید که فرزند ما در راه اسلام و دفاع از انقلاب به شهادت رسیده است. تقاضاى دیگرى که من دارم این است که همیشه دعا کنید که خداوند رهبر عزیز ما را سلامت و پرقدرت نگهدارد. وجود این رهبر عظیمالشأن براى همه مسلمانان جهان و بخصوص مسلمانان ایران خیر و برکت و عزت و افتخار است.
چند بیت شعر تقدیم به خانواده عزیزم:
بیا مادر بخواب امشب به چشم پرگناه حیدر مرا آهسته خاکم کن تو اى تنها پناه حیدر
دگر هرگز نمىسازم ترا از خواب خوش بیدار برو آهسته خواب امشب فداى آن رخ ماهت
یک پیام به تمام امت شهیدپرور ایران دارم: وقتى که جنگ تمام شد براى بازسازى مناطق جنگى و حفظ اسلام کوشا باشید. سعادت به من روى آورده تا خودم را فداى اسلام کنم. خوب دیگر عرضى ندارم. خداحافظ. والسلام - و من الله التوفیق. حیدر ایمانىزاده - بیستم تیر سال 1362 .
انتهای متن/