زندگاني انسان ها به طور معمول، چون جوئي آرام و بي جوشش و خروش به حركت خود ادامه می دهد و از ابتدا تا انتها يك مسير مشخص را مي پيمايد، بدون آنكه تغييري يا تحولي در آن ايجاد شود و يا با مانعي برخورد نمايد و از خود تحركي نشان دهد. اما اشخاص تاريخ ساز، چون سيلي عظيم با بنيادهاي موجود ستم درگير می شوند و جامع هاي را متحول مي سازند.
گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي

نوید شاهد: زندگاني انسان ها به طور معمول، چون جوئي آرام و بي جوشش و خروش به حركت خود ادامه می دهد و از ابتدا تا انتها يك مسير مشخص را مي پيمايد، بدون آنكه تغييري يا تحولي در آن ايجاد شود و يا با مانعي برخورد نمايد و از خود تحركي نشان دهد. اما اشخاص تاريخساز، چون سيلي عظيم با بنيادهاي موجود ستم درگير می شوند و جامع هاي را متحول مي سازند. آنان با ايجاد يك جريان جديد در زندگي و روحي ه مردم با ستمگران درگير می شوند و آنان را با قدرتي که از روح آزاديخواه مردم و با روحي هاي كه قبل از آن وجود نداشت، اما اينك با اقداماتاين مردان بزرگ آغاز شده است، نابود مي سازند. حضرت امام خميني (ره)، چنين شخصيتي بود؛ ثابت و استوار و خداجو و هرگز حاضر نشد از آرمان اسلام خواهي خود كوتاه بيايد و در اين راه سختي ها و مشكلات را به جان و دل خريد و چون سيلي خروشان و به همراه مردمي كه با او همگامي كردند، توانست بنياد ستمشاهي را براندازد.

اما اين حركت يك شبه اتفاق نيفتاد و رژيمي كه داراي تمامي امكانات مادي فراوان و پشتيباني كامل امريكا و روسيه و انگليس بود، به اين آساني ها ميدان را رها نمی کرد و حتي تصور ضربه زدن به او، امري محال بود.

اين رژيم با يك اتفاق ساده از بين نرفت، بلكه حركت تاريخ ساز حضرت امام توانست قلوب ملت را تسخير كند و شاه را سرنگون نمايد.

یاران حضرت امام خميني، تمام مردم با خصوصيات و طبق هبند يهاي گوناگون بودند. انسان هاي مؤمن و پاكباخت هاي كه از ابتدا به فكر برقراري حكومت ديني بودند؛ روحانيوني كه سا لهاي سال براي افشاي ماهيت ضد ديني رژيم شاهنشاهي تلاش و براي اعتلاي كلمه اسلام مبارزه كرده و زندا نها و سياه چاله اي مخوف را به جان و دل خريده و به عشق اسلام، تلخ يها را در كام خويش شيرين كرده بودند و اقشار فرهنگي، معلمان، دانشجويان، دانشگاهيان، پزشكان، مهندسان، همه و همه افرادي بودند كه مؤمنانه به اسلام عشق مي ورزيدند.

اما اينها همه ملتن بودند.نهضت امام خميني توانست همه ملت و حتي كساني را نيز كه از پيشينه خوبي برخوردار نبودند و چه بسا براي برقراري رژيم شاهنشاهي هم تلاش کرده بودند و خود از تقوي تكنندگان پاي ههاي رژيم شاهنشاهی به حساب مي آمدند و يا افرادي را كه به دليل جو عمومي فساد، چون بي حجابي و فسق و فجور، گرفتار شده بودند، با خود همراه كند. درياي ايمان خميني آنان را غسل توبه داد و بناگاه متحول شدند و چه بسيار از آنان كه با توبه نصوح خويش، به اوج شرف و انسانيت دست يافتند.

و اين هنر كيمياگري خميني بود كه توانست «خاك را به نظر كيميا كند » و اي كاش «گوشه چشمي نيز به ما كند.» مردان بزرگي كه از باران رحمت الهي سيراب شدند و به نهضت امام خميني پيوستند، راه حق و عدالت را در پيش گرفتند و چه بسا پيشينه آنها، ساده نديشان بي تحليل را متوجه عظمت تحولي كه در رو ح آنان روي داده است، نكند؛ اما تاريخ انقلاب اسلامي از سا لهاي 41 تا 57 و پس از آن در دوران جنگ تحميلي، آكنده از شخصيت هاي والائي است كه تاريخ بشري نظير آنان را كمتر ديده است.

و مگر نه آنكه حضرت امام خميني در ايران «انقلاب اسلامي » را آغاز كرد، در ايران كه كشوري بود «شاهزده » و «غربزده » و رژیم در مدارس و دانشگاه ها و كوچه ها و خيابانها براي به فساد كشاندن جوانان به تلاش ش بان هروزي دست زده بود و تلويزيون و راديو و هنر جز در جهت به ابتذال كشاندن جوانان طرحي و برنامه اي نداشتند و مگر نه اينكه جشن هنرها براي نابودي اخلاق جوانان ساماندهي می شدند و مطبوعات و سينماها به بمباران اخلاق آنان و مشرو بفروش يها به خارج كردن انسان ها از اخلاق انس اني و اسلامي پرداخته بودند و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك رژيم شاهنشاهی براي نابودي اخلاق انساني به كار افتاده بودند؟ جوان ان و مردم، طبعاً در چنين جامع هايي ا از آن تاثير مي پذيرند و به آن مي پيوندند و يا منزوي می شوند.

گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي

نهضتامام خميني اين هنر بزرگ را داشت كه در دل چنين جامع هاي، نوجوانان و جوانان ي را بيرون آورد كه تا پاي جان حاضر به فداكاري در راه اسلام باشند و جواناني را تربيت كرد كه ش هره عالم شدند و براي برقراري پرچم اسلام در سراسر جهان، از جان خويش گذشتند. در اين انقلاب، هر كس به نهضت پيوست، با خدا پيمان خون بست و سينه خويش را سپر گلوله ها كرد و بالاترين حد فداكاري را از خود بروز داد و در کوچه ها و خيابانهاي شهرها جان و خون داد تا درختانقلاب به بار نشست.

شنيدن صداي مظلوميت حضرت امام و فرياد مظلومانه «هل من ناصر ينصرني » او، روح ح قجو و خداجو و حقيقت خواه انسان هاي گرفتار در ظلمت را از قيد و بندهاي ستمشاهي آزاد ساخت و آنان را به خدا رساند، حركتي كه استمرار نهضت خونين سيدالشهدا(ع) بود و توانست احرار فراواني را پديد آورد؛ كساني كه چون حر، پشت پا به گذشته خود زدند و با توبهاي عظيم و سترگ، مردانه گذشته خود را جبران كردند؛ و مگر نه آنكه «حر رياحي » سمبل آزادگي و مردانگي و يكي از شاخ صترين افراد كربلاست. زيرا با وجود برخورداري از پول و امكانات و پست و قدرت، آنگاه كه خود را بر سر دوراهي «مرگ » و «زندگي جاودانه »، يعني «جهنم » و «بهشت » يافت، با قدرتي عظيم و مردانه، به همه آنها «نه » گفت و راه حسين بن علي(ع) را پذيرفت و در اين راه، جان خويش را فدا كرد و از امام مظلومان(ع) افتخار لقب شهيد را دريافت كرد.

مرحوم شهيد طيب حاج رضايي نيز چنين بود. هيچ كس درصدد اختفاي سابقه او نيست. او از تحكي مكنندگان پايه هاي رژيم پهلوي بود؛ اما با شنيدن صداي خميني بتشکن، توبه كرد و به او پيوست و جان خويش را در اين راه فدا كرد. سابقه مرحوم طيب: زندگي در ظلمات طي ب مانند جوانان ديگ ر اين مرز و بوم در دوران شاهنشاهي مي زيست و دوران شاهنشاهي يعني عصر تباهي و ظلمات و سياهي. طبعا چشم انسا نها در چنين شرايطي حقايق عالم را آن گونه كه هست نمي بيند. وي نيز چنين بود، دعوا و نزاع، اخلاق ناهمگون با تعاليم اسلامي، مشخصه اصلي جوانان و مردم آن زمان بود و مرحوم طيب حتي در دوران ظلمات نيز، نور حسين(ع) را در دل داشت و افتخار او خدمتگزاري به اباعبدالله (ع) در تكي هها و حسينيه ها بود. او در ايام عاشوراي حسيني تكيه عظيمي را به راه مي انداخت و با دعوت از سخنرانان برجسته و سينه زني و عزاداري براي امام حسين(ع)، خود را در درياي عشق امام غوطه ور می کرد.

طيب نيز استثنا نبود. او نيز بارها سابقه نزاع و درگيري داشت و براي آن نيز به زندان رفته و يا تبعيد شده بود. او در جريان 28 م رداد 1332 از فعال ترين افراد براي اجراي كودتاي سازمان سيا در ايران بود و در كنار ارتش و افرادي چون شعبان جعفري و قلدران شاهدوست قرار داشت كه توانستند دولت دكتر مصدق را سرنگون سازند و تاج و تخت از دست رفته شاهي را به وي اهدا كنند.

در تحليل جريان 28 مرداد سخن فراوان گفته شده است، اما از ديد تحليلگران سياسي، اختلافات درون نهضت، جو عدم اعتماد بين رهبران سياسي، سوء استفاده دشمنان ملت ايران از قبيل آمريكا و درباريان از اين جو و مسائل مختلفي كه در آن روزها وجود داشت، از عوامل اصلي كودتا بودند. همين مسائل، افرادي چون طيب را با كودتاچيان همراه كرد تا فريب آنها را بخورند و به دربار خدمت كنند.

عشق به اسلام و خصوصا سيدالش هدا(ع) با خون مردم ايران عجين شده است و مردم هر كه باشند و هرچه باشند، عشق به امام حسين(ع) را آسان از دست نمی دهند. در دوران رژيم شاهنشاهی نيز چنين بود و حتي مردمي كه به ظاهر اخلاق حسن هاي نداشتند، روضه و گريه بر سيدالشهداء(ع) را در زندگي خود يك اصل مي دانستند و با همين اعتقاد، در حوادث مختلف، كشور را نجات دادند و استقلال ايران را حفظ كردند.

گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي

مرحوم طيب نيز اين گونه بود. او حتی در دوران ظلمات نيز، نور حسین (ع) را در دل داشت و افتخار او خدمتگزاري به اباعبدالله (ع) در تكيه ها و حسيني ها بود. او در ايام عاشوراي حسيني تكيه عظيمي را به راه مي انداخت و با دعوت از سخنرانان برجسته و سينه زني و عزاداري براي امام حسين(ع)، خود را در درياي عشق امام غوطه ور می کرد. دسته سينه زني طيب يكي از مشهورترين دستجات سينه زني است كه در ايام عاشورا و تاسوعا در حوالي ميدان شوش و خراسان، با حالتي سوگوارانه حركت می کرد و جمعيت بسيار فراواني را كه از طبقات مختلف مردم تشكيل مي شد، در خود جاي می داد. مرحوم طيب، خود با گلمال كردن سر و با پوشيدن لباس مشكي در ميان مردم به راه مي افتاد و اطعام می کرد.

در همان ايام و در طول سال های 32 تا 42 شاهد حركات ديگري از مرحوم طيب هستيم كه بيانگر روح دين خواهي اوست. به طور نمونه در ميان اسناد ساواك به مواردي برمي خوريم كه گزارشگران ساواك، مسئله ارتباط با علما و روحانيون را نقل مي كنند كه از آن ميان مسئله ارتباط با مرحوم آيت الله كاشاني شاخص است. مرحوم كاشاني كه در دوران نهضت ملي از سران نهضت اسلامي بود، پس از اختلاف با مصدق و در پي كودتاي 1332 مورد ترور شخصيت قرار گرفت و بسياري از كساني كه تا ديروز با او همراهي می کردند، اطراف او را خالي كردند. حضرت امام در اين باره می فرمایند:

«بعد [استعمارگران[ ديدند كه اگر چنانچه يك روحاني در ميدان باشد، لابد اسلام را در كار مي آورد. اين حتمي است و همين طورهم بود، از اين جهت شروع كردند به جوسازي. آن طور جوسازي كردند كه يك سگي را عينك زدند و از طرف مجلس آوردند و اسم آن را آيت الله گذاشتند. در يك مجلسي من خودم بودم كه مرحوم آقاي كاشاني وارد شد، مجلس روضه بود؛ هيچ كس پا نشد. من پا شدم و يكي از علماي تهران كه الان هم هستند و من جا دادم به ايشان. اين جو را درست كرده بودند ». صحيفه نور ج 18 صفحه 182 -

گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي1362/9/26

اما مرحوم طيب با همان روح جوانمردي كه داشت، ارتباط خويش را با روحانيت قطع نكرد و به ديدار مرحوم كاشاني رفت و از وي دلجويي نمود. گزارشگرساواك مي نويسد: «طيب حاج رضايي چهار صندوق ميوه به منزل آيت الله كاشاني برد. 1326/1/7 » و در تاريخ 8/ 6/ 1337 اطلاعيه به اين شرح به ساواك رسيد: «چندي است كه طيب حاج رضايي تغيير لحن داده و با طرفداران آيت الله كاشاني طرح دوستي ريخته، كما اينكه در ايام سوگواري ماه محرم، باقر نهاوندي اغلب در تكيه طيب حاضر مي شد، مخصوصا در ليله جمعه هفتم قتل امام (هفدهم محرم) نامبرده در آن تكيه مشاهده نموده كه با طيب صحبت می کردند، چون طيب حاج رضايي عازم عتبات است، ممكن استاز طرف آيت الله كاشاني براي علماي مخالف دولت حامل پيامي باشد.»

مسئول ساواك دستور داد: «به طور نهاني و دقيق مراقبت كامل به عمل آورده و نتيجه بعدي اعلام شود .» و مامور ساواك نيز در ذيل ورقه با توجه به اهميتان نوشت: «اينجانب تحقيق به عمل خواهم آورد. » اين نمونه اي از حركات مرحوم طيب است كه حتي در دوراني كه به شاه وفادار بود، تدين و ريشه هاي اعتقادي خود را هرگز رها نكرد و اين توصيه علماء اخلاق كه ارتباط خود را با خدا هرگز قطع نكنيد حتي اگر به اندازه مويي باشد كه همين باعث نجات شما خواهد شد، در رفتار طيب مشاهده مي گردد.

حركت به سوي نور:

شاه در يك نمايش بزرگ به نام «انقلاب سفيد شاه و ملت » تلاش كرد تا با اصلاحات به ظاهر فريبنده، مردم ايران را به سوي نابودي كامل اقتصادي، سياسي و فرهنگي سوق دهد. اين حركت كه در سا لهاي 1960 از سوي آمريكا در بسياري از كشورهاي تحت نفوذ، برنامه ريزي شده بود، يكي از ترفندهاي اساسي براي جلوگيري از گسترش كمونيسم تلقي مي شد. نكته ديگر نيز مسئله دادن حق راي به زنان بود. در 16 مهر 1341 در كشور اعلام شد كه «طبق لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه در هيئت دولت به تصويب رسيد و امروز منتشر شد، به زنان حق راي داده شد ». در متن اين تصويب نامه قيد اسلام نيز از شرايط رأي دهندگان و انتخاب شوندگان برداشته و در مراسم سوگند به امانت و صداقت، به جاي قرآن، كتاب آسماني آورده شده بود.

امام خميني با هوشمندي بسيار با اين اقدامات به مبارزه و مخالفت پرداختند و اين حركات را در جهت محو اسلام ديدند و با ژرفنگري نسبت به آينده، با اين

تصويب نامه اي به ظاهر مترقي درگير شدند. ايشان در سخناني اعلام كردند: «در مملكتي كه مردان آن آزاد نيستند، سخن از آزادي زنان فريب است. » و يا فرمودند: «اينان در صددند دختران ما را به سربازخانه ها بكشانند .»

و با صراحتاعلام كردند: «ما با ترقي مخالف نيستيم، ما با فحشا مخالفيم، با اين كارهاي غلط مخالفيم. مگر آزادزن و آزادمرد با لفظ درست می شدند؟ » زنان ايراني به سان مردان، در قيد و بندهاي رژيم شاهنشاهی اسير بودند و شاه و پدرشدرصدد بودند با آزاد كردن زنان از عفت و تقوي، آنان را به كالاي ارزاني براي بيگانگان مبدل كنند، والا اصل حضور زنان در صحنه، نه تنها مخالف تعاليم اسلام نيست، بلكه از اصلي ترين تعاليم اسلامي است و زن به محض مكلف شدن، وظيفه امر به معروف و نهي از منكر به عهده اش قرار مي گيرد و اين به معناي حضور سالم در صحنه است؛ به همين دليل نيز حضرت امام خميني نهضت خويش را با حضور مردان و زنان در صحنه ايجاد كردن د و ادامه دادند و به پيروزي رسيدند و با حفظ دسته سينه زني طيب يكي از مشهورترين دستجات سينه زني كه در ايام عاشورا و تاسوعا در حوالي ميدان شوش و خراسان، با حالتي سوگوارانه حركت مي كرد و جمعيت بسيار فراواني را كه از طبقات مختلف مردم تشكيل مي شد، در خود جاي مي داد.

مرحوم طيب، خود با گل مال كردن سر و با پوشيدن لباس مشكي در ميان مردم به راه مي افتاد و اطعام مي كرد.

گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي

عفاف و سلامت، صحنه هاي علم و دانش را براي زنان باز كردند و آنان را به پست ها و موقعيت هاي سياسي رساندند.

امام در آن زمان با شناخت عميق نسبت به ماهيت رژيم شاهنشاهي، مردم را به قيام عليه آن دعوت كردند و مردم نيز به اين دعوت لبيك گفتند و در اين ميان نقش افرادي چون طيب پديدار شد. اين نهضت كه علما، روحانيون، متدينين و مؤمنين را همراه خود داشت، زماني كه به روح آزاده بزرگمرداني چون طيب رسید، آنان را نيز همگام خود و متحول كرد و در يك حركت بزرگ، طيب سردسته جمعيتي شد كه از ميدان بارفروشان به تظاهرات و مبارزه پرداختند.

فرزند آخر مرحوم طيب در روز 18 خرداد، يعني تنها سه روز پس از قيام بزرگ 15 خرداد 42 به دنيا آمد. تصميم مرحوم طيب براي مقابله با رژيم شاه در چنان موقعيتي اوج مردانگي و انتخاب صحيح وي را نشان می دهد، زيرا در اين گونه شرايط، بي توجهي به پول و مقام و موقعيت و زندگي، شهامت زيادي مي خواهد و طيب، بي توجه به اين مسئله مهم و حياتي، به جرگه انقلابيون پيوست و اين خطر عظيم را به جان پذيرفت.

گذري بر زندگي و زمانه شهيد جاويد، طيب حاج رضايي/ قاسم تبريزي

اين تحول روحي و اين شجاعت در تصميم مي تواند براي بس ياري از دنياطلبان درس بزرگي باشد تا چون حر بن يزيد رياحي، جان خويش را فداي اسلام كنند. نقش مرحوم طيب در جريان 15 خرداد مرحوم شهيد طيب حاج رضايي به عنوان يكي از محركين اصلي تحت تعقيب قرار گرفت، به طوري که فرمانداري نظامي و حومه که در آن زمان تحت رياست سپهبد نصيري بود، طي گزارش ويژ هاي به شاه، اعلام كرد شخص طيب حاج رضايي مسئول اصلي اين اقدامات است:

طبقه محركين و اداره كنندگان به موجب تحقيقات معمول ه معلوم گرديده كه طيب حاج رضايي، بارفروش عمده ميدان انبار غله، عامل مؤثري در اين جريان بوده. نامبرده از 15 خرداد ماه عده زيادي از بارفروشان و ساكنين جنوب شهر را با چوب و چماق هائي كه قبلا آماده كرده بودند، متشكل کرده و به طرف ميدان شوش و بازار روانه ساخته است. اخلالگران منظور، در خط سير خود مبادرت به خرابكاري هاي متعددي كرده اند كه به موقع به شرف عرض ملوكانه رسيده است.

به رغم همه اين سخنان، طيب حاج رضايي از ابتدا تا انتها، منكر هر نوع اقدامي شد و تلاش كرد تا با طفره رفتن از بازجويي ها و حتي خود را شاهدوست جلوه دادن، از دادن اطلاعات بيشتر به دستگاه خودداري كند.

به قسمتي از يك بازجويي وي در تاريخ 18 / 3/ 1342 توجه كنيد:

سوال: چه اشخاصي در آتش زدن و تخريب باشگاه جعفري دست داشته اند؟ آيا شما در اين چند روزه با شعبان جعفري تماس داشته ايد؟

پاسخ: من خودم با شعبان جعفري رفيق م و از 6 ماه قبل كه در عروسي دخترم دعوت داشت، ديگر او را نديده ام و حتي در عزاداري من [عزاداري ماه محرم كه به صورت ده ه توسط مرحوم طيب برگزار مي شد[ نيز شركت كرده است.

وي در پاس خ به س ئوال ديگري كليه كسبه ميدان را بي توجه به اعلاميه هاي حضرت امام جلوه می دهد تا مامورين امنيتي رژيم شاه نتوانند آن افراد را تحت تعقيب قرار دهند.

سئوال: نظر كس به ميدان به طور كلي با اعلاميه هاي صادره از طرف خميني و سايرين چيست و شما چه اطلاعي از اين جريان داريد آيا خود شما از اعلاميه هاي خميني پيروي مي كنيد يا خير؟

پاسخ: من اطلاعي از نظر كس به ميدان ندارم. بهطور كلي كسبه ميدان به اعلاميه هاي خميني توجهي ندارند و خود من هم تمام زندگي ام را در راه شاه دادم و در چند روز گذشته كه اعلي حضرت همايون شاهنشاهي به شركت واحد تشري ففرما شدند، من چندين نفر از كسبه مولوي و ميدان را جهتاستقبال از شاه به شركت واحد آوردم و حتي دخترم دس ته گلي به شاه تقديم داشت.

وي در ادامه، شركت حسين رمضان يخي را نيز انكار م يكند و چنين مي گويد:

«من حتي اطلاع كامل دارم كه حسين رمضان يخي نيز در اين تظاهرات شركت نداشته و من همچنان فدايي شاه بوده و هستم و حاضرم تمام زندگ يام را در راه شاه بدهم و اين مطلب را بدون ترس و هراس از هيچكس بيان كنم .»

اين مطالب و اصرار مرحوم شهيد طيب بر نداشتن نقشدر جريان 15 خرداد موجب شده بود تا بازجويان و سردمداران س اواك و فرمانداري نظامي از او بهشدت عصباني ش وند، بهطوري كه سپهبد نصيري براي شاه مي نويسد:

«گرچه ظاهرا طيب منكر اين اتهامات بوده و محرك اين كار را چند نفر ديگر از مردان بارفروشان منجمله حسين شمشاد، حسين و عباس گاردي، حبيب قمي، سيد علي كاشي، حاج علي توسلي، محمد ذوقي و محمد قمي معرفي مي نمايد، ولي دلايل و گزارش هاي موجود حاكي است كه عامل اصلي شخص طيب حاج رضايي بوده و اعزام تعدادي از اهالي ورامين به تهران نيز طبق توصيه طيب و اقدامات منسوبين وي در آنجا صورت گرفته است. از اين طبقه نيز طيب حاج رضايي، حسين شمشاد، علي سيري معروف به پلنگ درهاي به وسيله مامورين فرمانداري نظامي دستگير گرديده و سايرين فعلا متواري مي باشند كه نسبت به دستگيري آنها نيز اقدام خواهد شد.

به دليل همين مقاوم تهاي سرس ختانه مرحوم طيب، رژيم با صحنه سازي هائي در سطح تهران تلاش كرد با تحريك جمعي از زندانيان عادي زندان، شب هنگام عليه طيب حركتي خصمانه را انجام دهد و با كتك زدن در ميان اسناد ساواك به مواردي برمي خوريم كه گزارشگران ساواك، مسئله ارتباط با علما و روحانيون را نقل ميكنند كه از آن ميان مسئله ارتباط با مرحوم آيت الله كاشاني شاخص است. مرحوم كاشاني پس از اختلاف با مصدق و در پي كودتاي1332 مورد ترور شخصيت قرار گرفت و بسياري از كساني كه تا ديروز با او همراهي می کردند، اطراف او را خالي كردند، ليكن طيب در كنار ايشان ماند. طيب حاج رضائي با فرزندش اصغر، نشسته از راست نفرات دوم و سوم. بازار امين السلطان، از چپ: دوم طيب حاج رضائي، سوم عبداله عز تاله، چهارم طاهر حاج رضائي.

وي از او انتقام بگيرد تا بدين وسيله روحيه مقاوم او را خرد و يا او را وادار به تسليم كنند، ولي چون نتيجه اي نگرفتند، او را به زندان انفرادي اعزام كردند تا ضربات روحي را در تنهايي بر او وارد كنند.

سروان محرري رئيس بازداشتگاه موقت، طي گزارشي با عنوان تظاهرات زندانيان و حمله دست هجمعي به طيب حاج رضايي چنين مي نويسد:

«محترما به عرض ميرساند در س اعت 22:30 روز 1342/3/22 ناگهان ازدحام و هياهو و جار و جنجال بزرگي در بند 2 اين زندان كه عموما اخلالگران واقعه 15 خ رداد بودن د، به وج ود آمد. به محض اطلاع، اينجانب سروان محرري بلافاصله در معيت مامورين انتظامي موجود در پاسدارخانه خارج به داخل بند مزبور رفته مشاهده گرديد عده كثيري از زندانيان آن بند و ساير زندانيان همين واقعه دست به تظاهرات شديدي عليه زنداني به نام طيب حاج رضايي زده و شعارهايي تحتاين عناوين، مرگ بر طيب خون آشام... ما بايد اين قاتل و جاني را نابود كنيم... می دادند. فوري زندانيان را كه سخت از اين جريان عصباني بودند، از بند خارج كرده و طيب را از نظر اينكه بهطور يقين صدمات بدني سختي به وي وارد مي شد، به زندان مجرد آورده و او را آ نج ا به طور انفرادي نگه داري و عين جريان صور ت مجلس گرديد. »

اما طيب كه از كوثر وجود خميني بتشكن سيراب شده بود و زندة دست روح خدا بود، در برابر همه اين نامردي ها مقاومت كرد و مردانه ايستاد و حاضر نشد از راه جديدي كه انتخاب كرده بود، جدا ش ود و عليه نهضت اسلامي موضعي بگيرد؛ به همين دليل نيز در تاريخ 27 / 4/ 42 با كيفرخواست تنظيمياز سوي دادستان دادرسي ارتش سرهنگ احمد دولو قاجار به بي دادگاه سپرده شد. در متن كيفرخواست، مرحوم شهيد طيب حاج رضايي به عنوان متهم رديف يك مطرح گرديد و براي وي درخواست اعدام شد. نهايتا دادگاه ارتشي، وي و حاج اسماعيل رضايي را به اعدام محكوم كرد و احكام صادره در تاريخ42/8/11 به مرحله اجرا گذاشته شد.

اجراي اين حكم به عنوان يكي از ابزارهاي سركوب بقيه آزاديخواهان مطرح گرديد و بلافاصله در سطح روزنامه هاي دولتي با شادي و تيتر بزرگ منتشر شد و خبر اعدام به سراسر كشور رسيد. انتظار طراحان تبليغي اين بود كه مردم از اين اقدام بترسند و با رژيم شاهنشاهي همگامي كنند؛ اما اين تبليغات بنا به اعتراف ساواك بين مردم اثر سوء داشت و باعث تحريك عواطف مردم عليه رژيم شاه شد.

در گزارشي كه توسط مامور ويژه در 15 / 8/ 42 تهيه گرديده، چنين آمده است:

اعدام طيب حاج رضايي با رپرتاژي كه جرايد كيهان و اطلاع ات با آب و تاب و عكسهاي ناراح ت كننده منتشر كرده بودند، بين مردم سوء اثر داشته است.

1 1- اعضاي جبهه ملي بين مردم تبليغ م يكنند كه 28 مرداد يكي از اركان اصلي تش كيل اجتماعات بزرگ به نفع شاه طيب و رضايي بود و هزاران نفر از مردم جنوب شهر را به مركز شهر گسيل داشتند، ولي بالاخره پاداش خود را گرفتند.

2 2- روحانيون تندرو و متعصبين مذهبي و بازاري ها اظهار مي دارند هدف اصلي اعليحضرت شاه!! از بين بردن مذهب و تمام اين اقداماتي كه در دو سال اخير انجام شده، در زمينه تضعيف روحانيت و از بين بردن مذهب بوده و كشتن طيب و رضايي هم كه براي يك امر مذهبي قيام كرده بودند، به اين منظور بوده تا اشخاص ديگر جرئت دفاع از مذهب را نداشته باشند.

3 3- اين مطالب با س رعت بين مردم عوام و طبقه عادي در تهران و شهرس تانها انتشار يافته و عكسها و مقالات روزنامه هاي كيهان و اطلاعات و بيانات طيب رضايي را به مردم نشان داده و آنها را فدائيان دين مذهب معرفي نموده و اظهار مي دارند كه كليه گناهان اين دو نفر كه در جواني مرتكب اعمال ناشايست شده بودند، بخشوده شده است.

آري ، رژيم شاه، از چنين اقدامي جز ننگ و رسوايي به ارمغان نبرد و آن شهداي عزيز به قافله شهداي آزادمرد اسلام پيوستند و جايگاه آنان در قلوب ملت ايران ابدي گرديد.

خلاصه زندگينامه: طيب حاج رضايي فرزند حسين علي متولد 1280 ، در ميدان تره بار مشغول به خريد و فروش ميوه و تره بار و از ميدانداران مشهور سال های 1320 تا 1342 است. وي داراي دو همسر يكي به نام خانم فخرالس ادات بوده كه از وي دو فرزند داشته است. همسر دوم وي به نام خانم فخري كه از وي 5 فرزند داشته است.

در سال های جواني از افراد خوش سابقه نبود و در درگيري هاي مختلف شركت داشت، از آن جمله در سال 1316 به اتهام درگيري و زد وخورد با پاسبان هاي شهرباني به دو سال زندان مجرد محكوم شد و در سال 1319 نيز به اتهام نزاع تحت تعقيب بود كه به قيد كفيل آزاد شد. در سال 1322 نيز به پنج سال حبس با اعمال شاقه محكوم گرديد. در سال 1323 نيز بنا به تصويب هيئت وزيران به بندرعباس تبعيد گرديد. او در سال 1332 از كودتاچيان 28 مرداد بود و تا جبخش شاه تلقي مي شد؛ اما در اثر يك تحول روحي، به نهضت اسلامي پيوست و از كساني بود كه در راه امام خميني مبارزه كرد و دستگير شد و به شهادت رسيد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

پي نوشت:

1- قيام خونين پانزده خرداد – صفحه 194

2- دهنوي- قيام خونين 15 خرداد 42 به روايت اسناد

– چاپ مؤسسه خدمات فرهنگي رسا 1360 صفحه 195

منبع: يادمان شهيدطيب حاج رضايي/ شماره 68 / تيرماه 1390


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده