شب من با ایشان برای آوردن پدر بزرگم به مازندران سفر کردیم. در مسیر راه ضمن موعظه و پند پدرانه اش، روی این نکته تأکید فراوان داشت که پسرم هرگاه برای خدا کار می کنی خدا همیشه مورد نظرت باشد، خودش مشکلات را برطرف کرده گره گشائی می کند و بدون اینکه بفهمی از کجا کارت درست شده خودش درست می کند.
صدای سکوت


نویدشاهد: شب من با ایشان برای آوردن پدر بزرگم به مازندران سفر کردیم. در مسیر راه ضمن موعظه و پند پدرانه اش، روی این نکته تأکید فراوان داشت که پسرم هرگاه برای خدا کار می کنی خدا همیشه مورد نظرت باشد، خودش مشکلات را برطرف کرده گره گشائی می کند و بدون اینکه بفهمی از کجا کارت درست شده خودش درست می کند. این حرفش تا امروز در گوشم طنین انداز است و همواره در نگاهم و در نظام فکری و عقیدتی من وجود دارد. او در غالب سخنرانی هایش شعر معروف مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک را می خواند. بهرحال آ نچه آمیخته با خون او بود تفکر خداشناسی و خداجوئی و خدامحوری بود تفکری که در کلیه اعمال و رفتار و حرکت های تبلیغاتی و سیاسی و اجتماعی او تبلور داشت. ایمان و باور او به امامت فوق العاده قوی بود. امکان نداشت چیزی را که امام خمینی(ره) جایز شمردند، او عمل نکند.کوشش او این بود که در هر حال عملی انجام دهد که رضای خدا و اجازه ولی فقیه در آن با شد.
 
آغاز زندگی و مشاغل

سخن گفتن از زندگی شهید عباسعلی ناطق نوری آن گونه که رایج است و بر اساس آن زندگی نامه شهدا را تنظیم می کنند کار مشکلی است.
گاهی در تنظیم زندگی نامه ها، کلیاتی مطرح است و اساساً خط مشی کلی یک شهید توام با همه خصوصیات یا بخشی از خصوصیات شهید را عنوان می کنند که البته این کار آسانی است اما پیرامون زندگی و شخصیت شهید عباسعلی ناطق نوری بیان خط مشی کلی حرکت و کلیات حرکت به زندگی شخصی و اجتماعی ایشان مسئله ای است که همه می دانند و نیاز به ذکر آن نیست لکن آنچه که باید در تنظیم زندگی نامه آن شهید عنوان شود آن مسائلی است که می تواند پند آموز و مفید باشد و این کار برایمان مشکل است زیرا شهید عباسعلی ناطق نوری زندگی چندگانه یا به تعبیری چند بعدی داشت که جمع ابعاد زندگی ایشان مستلزم شناخت دقیق از ایشان و مصاحبت مستمر و پیوند عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی با آن شهید می باشد. شهید بزرگوار، عباسعلی ناطق نوری از جمله کسانی است که اگر دقیقا بخواهیم همه آن چیزهائی را که در زندگی ایشان بوده و غالباً مربوط به همه مردم می باشد مطرح کنیم باید بگوییم که مشمول این است یدُرِکُ وَ لایوُصِف. آن شهید را بسیاری از مردم درک کرده اند، اما در بیان ادراکات و وصف شخصیت چند بعدی او می مانند. یا لااقل من ناتوانم. و این ناتوانی در شأن بنده نیست با توجه به اینکه من بیش از همه مردم با او و خصوصیاتش آشنا بودم اما عظمت شخصیت او را نمی توانم وصف کنم لذا احساس حقارت میکنم چون ضرورت دارد به تبیین زندگی نامه آن شهید بپردازم و در حد ظرفیت خود آنچه را که قابل تبیین است با استعانت از درگاه خداوند قادر متعال به توصیف و توضیحش می پردازم.
شهید عباسعلی ناطق نوری در سال 1314 در قریه اوزکلا بخش بلده شهرستان نور در یک خانواده روحانی چشم به جهان گشود پس از گذراندن کودکی به تهران رفت و در این شهر به تحصیلات ابتدائی پرداخت. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی به کار مشغول شد. شغلی که برگزید مکانیکی بود. ایشان کار خود را به دور از توقع های بیجا و بلند پروازی های رایج آغاز کرد به طوری که دستمزد وی در دوران کارگری روزانه 5 ریال بیشتر نبود که این میزان حقوق تا زمان ازدواج ثابت بود. استاد ایشان که به مراسم ازدواج دعوت شده بود پس از صرف شام مقرر داشتند که از فردای آن شب مزدش را به 10 ریال در روز افزایش دهد که البته پس از یکسال آن را به 50 ریال در روز افزایش داد.
مرحوم پدر بزرگم هنگامی که عباسعلی کارگر بود یک دوچرخه برای ایشان خریدکه با دوچرخه به محل کارش می رفت و این چنین زندگی اجتماعی خود را آغاز نمود پس از مدتی به ورزش روی آورد و در رشته کشتی به تمرین و آمادگی جسمی و روحی پرداخت. وی پس از گذشت چند سال از توان و بنیه قوی ای برخوردار شد شهید عباسعلی ناطق نوری علاوه بر کار مکانیکی اهتمام خاصی نسبت به کار کشاورزی داشت. درست است که پدر بزرگم یک روحانی بود اما به لحاظ برخورداری از چند قطعه زمین موروثی و با وجود نسبت آبا و اجدادی، با کشاورزی و کار روی زمین بیگانه نبود و لذا شهید عباسعلی در فرصت های مقتضی به کار کشاورزی می پرداخت و چون توان جسمی و علاقه درونی داشت به نحو احسن از عهده ی کار سنگین کشاورزی برمی آمد به طوری که در درو کردن که یک کار طاقت فرسا است کمتر کسی توان مسابقه با او را داشت. این علاقه در دوران گوناگون زندگی اجتماعی و فردی ایشان پایان نیافت آن گونه که بارها اعلام داشته بود که چنانچه فرصتی پیش آید و روزی مسئولیت های گوناگون را به سایر برادران تفویض نماید تنها کاری که بدان مشغول خواهد شد کشاورزی است شغلی که سنت پیامبرانه است.
شهید ناطق نوری علاوه بر مشاغل کشاورزی و کارگری در سالهای آخر عمر (حدود یکی دو سال قبل انقلاب ) به خاطر فعالیت های تبلیغاتی و سایر مسائلی که در زندگی ایشان مطرح بود دست به یک هجرت شغلی زده از مکانیکی که یک کار سنگین طاقت فرسا بود به فروشندگی لوازم چرخ خیاطی روی آورد که بعدها در دوران انقلاب از این شغل بهره برداری های فراوان در پیشبرد امور مربوط به گسترش انقلاب نمود کیفیت این بهره برداری در میان فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن شهید مورد توجه قرار خواهد گرفت.

صدای سکوت

نظام فکری و عقیدتی

آنچه به طور کلی نظام فکری و عقیدتی شهید عباسعلی ناطق نوری را تشکیل می داد تفکر خدا مرکزی و اعتقاد عمیق ایشان به اصل امامت و مرجعیت و پیروی از اصل تقلید بود او پذیرفته بود که امام واجب الاطاعه است. شبی را به یاد می آورم که در خدمت ایشان به مازندران می رفتیم، شبی دیر وقت بود. مقصد از طریق چالوس به علمده و ظاهرا ایام عاشورای حسینی هم بود که پدربزرگم در مازندران به امور تبلیغی آن می پرداخت. شب من با ایشان برای آوردن پدر بزرگم به مازندران سفر کردیم. در مسیر راه ضمن موعظه و پند پدرانه اش، روی این نکته تأکید فراوان داشت که پسرم هرگاه برای خدا کار می کنی خدا همیشه مورد نظرت باشد، خودش مشکلات را برطرف کرده گره گشائی می کند و بدون اینکه بفهمی از کجا کارت درست شده خودش درست می کند. این حرفش تا امروز در گوشم طنین انداز است و همواره در نگاهم و در نظام فکری و عقیدتی من وجود دارد. او در غالب سخنرانی هایش شعر معروف مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک را می خواند. بهرحال آن چه آمیخته با خون او بود تفکر خداشناسی و خداجوئی و خدامحوری بود تفکری که در کلیه اعمال و رفتار و حرکت های تبلیغاتی و سیاسی و اجتماعی او تبلور داشت. ایمان و باور او به امامت فوق العاده قوی بود. امکان نداشت چیزی را که امام خمینی جایز شمردند، او عمل نکند. کوشش او این بود که در هر حال عملی انجام دهد که رضای خدا و اجازه ولی فقیه در آن باشد.

فعالیت های آموزشی تبلیغاتی

عباسعلی ناطق نوری فعالیت های آموزشی تبلیغاتی خود را در حقیقت از سنین حدود 17 الی 18 سالگی با شرکت در جلسات آموزش قرآن آغاز کرد و با تلاش بسیار و بی خوابی های فراوان علی رغم کار طاقت فرسای مکانیکی، توانست بزودی بر قرائت و ترجمه و تفسیر قرآن مسلط شده خود مدیریت جلسات درس قرآن را عهده دار شود.
ایشان در مدیریت جلسات مذهبی و تبلیغاتی روش ویژه ای داشت که موجب جذب نیروی جوان می شد. پدرم علاوه بر اداره جلسات مذهبی گردش های دسته جمعی تفریحی  تبلیغی نیز برای جوانان ترتیب می داد که از شیوه های خاصی برخوردار بود. برنامه های متنوع و گوناگون ارشادی و سازندگی ایشان موجب تشدید علاقه جوانان به مذهب و برنامه های مذهبی می شد.
البته تمامی کلاسهای آموزشی و تبلیغی ایشان مصروف این معنا بود که علاوه بر تقویت ایمان مذهبی جوانان، نیروی مکتبی مبارز و مقاومی نیز تربیت کند که بتوانند در مبارزه سیاسی از نیروی مطمئن و وفادار به انقلاب و مواضع رهبری آن نیز بهره وافر ببرند.
شهید عباسعلی ناطق نوری در برنامه های  تبلیغاتی کوشش می کرد با ابتکار عمل دست به اقداماتی از نظر روش تبلیغ بزند که خود نوعی آموزش در شیوه های تبلیغاتی باشد شیوه هائی که مناسب با جو حاکم و دوران مبارزه باشد مثلاً در یکی از روزهای عاشورائی قبل از انقلاب، شیوه عزاداری دسته جمعی نوینی را پیشنهاد کرده بود که البته در قلمرو محدود یک محیط بسته عملی کرده بود و آن این بود که جوانان برای عزاداری حضرت سیدالشهدا  (ع) در روز عاشورا از یک لباس هماهنگ استفاده نموده با مشخص کردن نواری بر سینه و گرفتن پلاکاردهائی که فقط شعارهای حضرت حسین  (ع)  روی آن ها نوشته شده بود به طور منظم در صف های مشخص حرکت کنند و هیچ گونه شعاری ندهند و فقط گاه به گاه یک بار آیات قرآن و ترجمه آن ها خوانده شود. همه پلاکاردها پائین آمده همزمان با قرائت قرآن و ترجمه ی آیات شریفه پلاکاردها پائین نگه داشته می شد سپس یک نفر حدیثی یا سخنی از فرمایشات حضرت حسین (ع) را در بلندگو قرائت می نمود که فقط پلاکارد مربوط به همان سخن برافراشته نگه داشته می شد تا همه بدانند که سخن چیست این نمونه ای از شیوه های تبلیغی ایشان بود.
پدر در جلسات اعتقادی نیز کوشش می نمود تا با مباحثه با دیگران به تقویت توان فکری و قدرت استدلال شرکت کنندگان بپردازد آن گاه تحقیقاتی را به شرکت کنندگان واگذار می کرد تا پس از تحقیق آن را برای حاضرین در جلسه بیان نمایند. تا قدرت بیان را در افراد تقویت نمایند خلاصه با شیوه های تبلیغی خود و برنامه های آموزشی  تبلیغاتی خود موفق شد شاگردانی به جامعه اسلامی تحویل دهند که هر کدام خدمتگذاری برای این انقلاب باشند.

فعالیت های اجتماعی و سیاسی

شهید عباسعلی ناطق نوری علاوه بر فعالیت های شغلی، آموزشی و تبلیغاتی، در فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیز حضور داشت ایشان مبارزات خود را تقریباً همزمان با تشکیل هیئت های موتلفه آغاز نمود عمده فعالیت ایشان در گروه های موتلفه فعالیت های تبلیغاتی  سیاسی بود مثل تکثیر اعلامیه ها و پخش آن ها، انتشار اعلامیه ای مربوط به افشاگری حضرت امام خمینی مدظله العالی در ارتباط با مسئله کاپیتولاسیون، در یک شب به طور هماهنگ و در ساعتی مشخص در سرتاسر کشور بود که مسئولیت پخش بخشی از آن به عهده ایشان بود و آن طور که خود شهید نقل کرد محوطه  خطرناکی را به ایشان واگذار نموده بودند و ایشان با یک مهارت خاص آن را پخش کرده به طوری که هیچ سوءظنی نسبت به ایشان برده نشده بود.
فعالیت های شهید در گروه های موتلفه تا آنجا گسترش پیدا نمود که تا مرز حرکت های مسلحانه نیز پیش رفت، آن گونه که باز خود شهید نقل نمود برای اجرای طرح ترور منصور نخست وزیر آن وقت، دوبار قرعه به نام او افتاده و بار سوم به نام شهید محمد بخارایی.
در ارتباط با این مسئله می گفت که اگر حاج آقا رضا به نحوی دستگیر شوند پرونده قتل منصور رو شده، ممکن است در اثر پیگیری پرونده و به جریان افتادن مجدد آن ما و خیلی افراد دیگر دستگیر شویم در این صورت اعدام ما حتمی است.
شهید عباسعلی ناطق نوری غیر از فعالیت های سیاسی و گروه های موتلفه اسلامی، برنامه های دیگری هم داشت که برخی از آن ها جنبه تبلیغاتی پیدا می کرد اساساً فعالیت های تبلیغاتی ایشان نیز در سالهای قبل از انقلاب کلاً جنبه سیاسی پیدا کرده بود، بعضاً ظاهر تبلیغاتی داشت به هرحال ایشان همگام با انقلاب در تمام مراحل حضور داشت چه در قضایای 15 خرداد و چه هنگامی که طلاب حوزه قم دچار مشکل می شدند.
ایشان نیمه شب به قم رفت و طلاب من جمله عموی گرامی ام حضرت حجت السلام علی اکبر ناطق نوری را با لباس شخصی به تهران منتقل نمود و از دست جلادان رژیم منفور پهلوی نجات داد.
سایر فعالیت های مبارزاتی شهید عباسعلی ناطق نوری که همه و همه حاکی از حضور فعال و آگاهانه ی ایشان در صحنه ی مبارزات مذهبی و مبارزات سیاسی بود، نشانه ای از آگاهی و بصیرت او بود. بخشی از فعالیت های مبارزاتی ایشان با سایر مبارزان جوان از جمله دو فرزند دیگرش علی آقا و آقا مرتضی در تکثیر و چاپ و انتشار بیانیه ها و اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی خطبا و سخنوران اسلامی بود. یکی از تشکیلات تبلیغاتی انقلاب که گروه ندای اسلام بود و مسولیتش تکثیر و انتشار اعلامیه های حضرت امام خمینی مدظله العالی بود زیر نظر شهید عباسعلی ناطق نوری فعالیت می کرد که در ارتباط مستقیم با مرحوم شهید مظلوم دکتر بهشتی بود تا جایی که قبل از شهادتش که در رابطه با شخصیت شهید بهشتی در منزل صحبت می کردند به این نکته اشاره داشتند که اعلامیه های امام را از طریق آقای بهشتی دریافت و با تکثیر آن در اختیار مردم قرار می دادیم نحوه توزیع اعلامیه ها کلاً متناسب با موقعیت شغلی ایشان بود. همانطور که گفتم ایشان در فروشگاه لوازم چرخ خیاطی اشتغال داشت و اعلامیه ها را در بسته ها و جعبه های سوزن جاسازی می نمود. مرتبطین پخش اعلامیه ها به مغازه آمده و طلب سوزن می کردند که ایشان جعبه های سوزن را که محتوای اعلامیه های امام بودند به آن ها می داد. گاهی در جعبه های پیراهن جاسازی و از این طریق به پخش آن اقدام می نمود. علاوه بر این اقدامات مبارزاتی ایشان یک رادیوی مخصوصی که از بی سیم هم برخوردار بود کلیه ی مکالمات شهربانی و نیروهای دشمن را زیر نظر داشت و هرگاه می شنید که مردم در محلی تظاهرات می کنند و نیروهای جلاد شاه در بی سیم به هم اطاع داده آماده یورش به آنجا می شدند تا تظاهرکنندگان را دستگیر کنند، با تلفن سریعاً به دوستانشان از جمله برادر عزیز آقای حسن دوست در تهران اطلاع می داد، این برادران خود را با موتور به تظاهرات رسانیده و از خبر حمله ی کماندوهای رژیم منفور پهلوی مردم را مطلع می نمودند لذا وقتی نیروهای شاه به محل می رسیدند اثری از مردم نبود. ساواک که متوجه این برنامه های انقلابی و مبتکرانه شده بود منزل، و تمامی منازل دوستان پدر را همزمان به اشغال خود در آورد به این امید که آن ها را دستگیر نماید اما خوشبختانه ایشان و دوستانشان در منزل نبودند و هنگامی که متوجه این قضیه شدند هرگز به منزل بازنگشتند و در پناهگاه های جدید خود به سر بردند تا بیشتر برای انقلاب اسلامی فعالیت نمایند. همزمان با این اقدامات، اقدام به تهیه ی سلاح نموده که در این راه نیز موفق شد مقداری اسلحه ی کلت کمری تهیه تا در موقع لزوم مورد بهره برداری قرار گیرد و چون منزل در خطر بود آن ها را در باغ دوستانشان نگهداری می نمود. هنگامی که مأمورین ساواک به دنبال اسلحه در یک زمان به منازل همرزمان شهید عباسعلی یورش بردند. در همان هنگام هوا به شدت مه آلود شده بود به طوری که کارتن های اسلحه در چند قدمی مأمورین دیده نشد و این کید دشمنان اسلام با لطف و عنایت الهی خنثی شد مبارزات شهید عباسعلی همچنان ادامه داشت و ساواک که شب و روز به دنبال او بود هنگامی که از دستگیری ایشان مأیوس شده بود به مأمورین خود دستور داد هرکجا که او را دیدند به رگبار ببندند زیرا که او مردی خطرناک است با وجود این لحظات بحرانی و خطرناک پدرم هرگز حاضر نبود برای حفظ جانش از کشور خارج شود. در صورتی که دوستان او چنین پیشنهادی به ایشان کرده بودند. معذالک قبلاً حاضر نشد که انقلاب را رها کرده به خارج پناهنده شود اما از آنجا که لطف و عنایت الهی همواره شامل حال این مرد الهی بود هرگز به دشمنان او این فرصت را نداد تا اینکه انقلاب در مراحل پیروزی خود قرار گرفت و رژیم منفور شاه متزلزل گردید و این کید شیطانی خنثی شد. در این هنگام که امام از پاریس به تهران تشریف آوردند. ایشان با گروه خود با استفاده از همان سلاح ها مسئول حفاظت از امام در مدرسه رفاه گردید و تا پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 در خدمت حفاظت امام بزرگوار امت بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

شهید عباسعلی ناطق نوری پس از پیروزی انقلاب اسلامی مأموریت یافت که به شمال کشور رفته مسئولیت حفاظت از بیت المال مسلمین را تقبل نماید. در این رابطه حفاظت اموال کاخ های شمال کشور در مازندران و گیلان و مسولیت ستاد مستضعفان به ایشان سپرده شد. همزمان دادیاری دادگاه انقلاب در نوشهر و چالوس را داشت و با ضدانقاب نیز قاطعانه برخورد می کرد در این مرحله با سخنرانی های روشن گرایانه ی خود به افشاگری اقدامات ضدانقلابی منافقین نیز مشغول بوده لحظه ای را از تبلیغات اسلامی خود دست برنمی داشت به طوری که مارکسیسها و منافقین در کل مازندران از او حساب برده و عجیب از او می ترسیدند.


صدای سکوت

نمایندگی مردم در مجلس

شهید ناطق نوری در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از سوی مردم نور و محمود آباد به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شدند و مبارزات اجتماعی و سیاسی خود را در سنگر مجلس علیه لیبرالیسم و جبهه ضدانقاب داخلی ادامه داد تا اینکه پیمان نامه خود را که با خدای خود بسته بود پس از گرفتن وضو و خروج از منزل در کربلای سرچشمه تهران در شب هفتم تیرماه 60 با خونش امضا کرد و به لقاالله پیوست و جزء مقربین درگاه خداوند قرار گرفت پیکر پاکش روز 9 تیرماه سال 60 طی تظاهرات باشکوهی در محمود آباد و نور و شهرهای ساحلی دریا تا چالوس و نیز آبادیهای ییلاق نور تشییع شد و در همان روز در کنار آرامگاه پدر بزرگوار خود پس از ادای نماز بر جنازه غرق به خونش به خاک سپرده شد در حالیکه تمامی تشییع کنندکان پیکر مطهرش، غرق در اندوه و ماتم بودند با وی برای همیشه خداحافظی کردند.

خصوصیات اخلاقی

درباره خصوصیات اخلاقی شهید عباسعلی ناطق نوری قبل از اینکه من بخواهم نکاتی را عرض کنم باید مردم بیان کنند زیرا که او با مردم بود و در میان مردم بود و لذا این مردم هستند که باید بگوید او که بود و چه مشخصاتی داشت آنچه که برای ما قابل درک و محسوس بود خصوصیاتی است که به اختصار یادآوری می کنم.
یکی از بارزترین خصوصیات شهید عباسعلی ناطق نوری تواضع و فروتنی او بود. در برابر مردم بسیار متواضع بود با تواضع راه می رفت، برخورد متواضعانه داشت و لذا مردم او را بسیار دوست می داشتند و او نیز متقابلاً به مردم علاقه مند و اساساً مردم دار بود. هرگز تمایل نداشت کسی از او رنجیده شود خصلت مردم داری او مانع از رنجش مردم بود. گاهی که دیر وقت به خانه می آمد سعی می کرد صدایی بلند نشود که مردم را ناراحت کند، آهسته حرف می زد و آهسته به کارهای شخصی خود می پرداخت. چنانچه کسی از بستگان میهمان ما بودند و با هم به گفتگو می نشستیم اگر موضوعی مثلا خنده دار بود و یکی بلند می خندید با کلمه هیس از ایجاد همهمه و صدا جلوگیری به عمل می آورد. بسیار خوش اخلاق و خنده رو بود و ایشان از نوعی کرامت اخلاقی برخوردار بود و با هرکس چه موافق و چه مخالف هنگامی که حرف می زد یا بحثی داشت با ملایمت و نرمی و حسن خلق برخورد می نمود و با همین روش استدلال می کرد با خنده به مباحثه می پرداخت درس قرآن را و توضیح آیات را هم در جلسات با خنده رویی و حسن برخورد مطرح می کرد و لذا از جاذبه خاصی برخوردار بود. یعنی با هرکس برخوردی می کرد او را جذب می نمود. در این مورد یکی از دوستان قدیمی ایشان به نام آقای محمد اسدی شواهدی را نقل می کرد که جالب بود ایشان می گفت روزی با پدرت برخورد کردم برای تعمیر اتومبیل خودم و ایشان کار را به نحو احسنت انجام داد، من انتظارات فوق برنامه داشتم، برآوردن این انتظارات از وظایف پدرت نبود، من عصبانی شدم و دعوای لفظی به راه افتاد. پدرت با حس برخوردی که داشت مرا شیفته ی خود ساخت پس از این که از هم جدا شدیم فردا آمدم و عذرخواهی کردم و بدین سان او را بهترین دوست خود انتخاب کردم.
آقای محمد اسدی در ادامه افزود که حسن برخورد پدرت همیشه طوری بود که هرکس با او تماس می گرفت به او علاقه مند می شد. مثلا یک روز یک نفر که بارها او را دیده بودیم آمد و گفت می خواهم با عباس و شما برای خوردن یک بستنی یا نوشابه برویم بیرون و این حرف را به عباس گفتیم و او نیز مخالفتی نکرد. در راه رفتن این فرد شروع کرد به گریه کردن و ما متاثر شدیم و دلیل آن را جستجو کردیم این مرد در جواب گفت مامور ساواک هستم. البته به پدرت گفت و بعد پدرت برایم نقل کرد و من تعجب کردم و تا خواستم چیزی بگویم آن مرد ادامه داد بله من ماموریت داشتم تمام حرکت های شما را کنترل کرده گزارش نمایم و امروز مأمور دستگیری شما بودم لیکن هرچه فکر کردم که انسانی به وارستگی شما و خوبی مگر چه جرمی داشته که من دستگیرش کنم من نه تنها این کار را نمی کنم از شما راهنمایی هم می خواهم آقای اسدی ضمن ابراز این نکته مورد مشابه دیگری را نیز در زمینه ی حسن برخورد و خلق نیکوی شهید عباسعلی ناطق نوری متذکر شد که حاکی از همین خصلت و قدرت جاذبه ایشان بود.
شهید عباسعلی ناطق نوری قدرت تحمل زیادی داشت در بحث ها، گفتار مخالفین را با صبر و حوصله گوش می کرد بدون اینکه عکس العملی از خود نشان دهد پس از پایان حرف های آن ها با خنده رویی خاصی به جواب مستدل می پرداخت به گونه ای که منجر به یک چرخش فکری 180 درجه ای در طرف مقابل می شود. اگر یک اشتباهی ایرادی یا اشکالی در یکی از بچه ها می دید به روی آن ها نمی آورد و آن را در خودش نگه می داشت و اگر موقعیتی متناسب می یافت با بهترین روش بیانی، او را موعظه می کرد. آن هم به گونه ای که آن فرد متوجه نمی شد که ایشان آن موضوع را می داند همه این خصلت ها و مشخصات اخلاقی ایشان ناشی از اصل کلی تقوا است که در او به میزان فراوان وجود داشت. واقعا یک انسان متقی به تمام معنا بود. از بسیاری چیزها که حرام هم نبود باز اجتناب می ورزید و شبهه می نمود. کوشش می کرد در همه ی زمینه ها مراتب تقوا و پرهیزکاری پایه برخورد و محور حرکت او یا اساس تلاش او تقوا باشد.
کوشش می نمود تا در موضع تهمت قرار نگیرد که مجبور باشد از خود دفاع کند. دشمنان اسلام زیاد کوشش می کردند که شخصیت این فرزند اسلام را خدشه دار نمایند اما مراتب تقوای ایشان آن چنان درخشنده بود که در عینیات اجتماعی تهمت ها کار ساز نبود. از خصوصیات دیگر شهید عباسعلی ناطق نوری آگاهی به زمان بود ایشان در تمامی لحظات زندگی اش انسانی بصیر و هوشمند بود. آشنایی به موقعیت زمانی و درک صحیح ایشان از شرایط سیاسی جامعه عامل حضور فعال این مرد خدا در صحنه حرکت ها و مبارزات سیاسی مذهبی بود و کمتر حادثه ای با واقعه اتفاق می افتاد و او مطلع نبود، حتی در جلسات محرمانه بعضی گروهها و چهره های ملی نیز شرکت می جست، به طوری که از ایشان شنیدیم در جلسه ای که با حضور داریوش فروهر، دکتر سامی و سنجابی و سایر چهره های ملی گرا تشکیل شده بود شرکت می جست و از نظرات این حضرات ملی گرا در ارتباط با مسائل انقلاب و رهبری امام خمینی سخن می گفت و اینکه این آقایان در چه زمانی به این نتیجه رسیدند که بالاخره تنها راه و شیوه صحیح مبارزه راه و شیوه ای است که امام خمینی پیش گرفته اند بهرحال ایشان به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه تا آنجا که برایشان مقدور بود اشراف کامل داشت و حتی از زمینه ها، علل و سایر مسائل مربوط به آن مطلع بود و همیشه صحیح ترین تحلیل را در رابطه با آن ابراز می نمود و این شاید به دلیل نزدیکی ایشان و پیوندشان با روحانیت آگاه و مبارز بود که این خود خصوصیتی انکارناپذیر برای ایشان بوده است یعنی اعتقاد عمیق به رهبری امام و  ولایت امر در هر حال و اطاعت محض از فرمان اولی الامر، این اعتقاد و این پیوند با روحانیت یکی از بارزترین خصوصیات شهید عباسعلی ناطق نوری است .
ایشان برای روحانیت آگاه و مبارز، فوق العاده احترام قائل بود و همواره کوشش می کرد همگام و همسو با روحانیت حرکت نماید. در کلیه حرکت های سیاسی خود تابع روحانیت بود چه در گروه های موتلفه و اعتقاد به ارشاد و هدایت چهره های پاک و صمیمی روحانیت از قبیل استاد شهید مرتضی مطهری و . . .
و چه در مبارزات سیاسی خود تا آخر عمر همگام و همسو با شهید مظلوم دکتر بهشتی و برادرش حجت الاسام و المسلیمن شیخ علی اکبر ناطق نوری بود و این به دلیل عشق خاص او به روحانیت بود و این علاقه تا آنجا در وجود ایشان بود که بارها اعلام کرد هرکس با روحانیت مخالف باشد و به روحانیت اهانت کند راضی نیستم در منزل ما قدم بگذارد و از غذای منزل بخورد
از نظر فردی انسانی با انصاف و محجوب به مفهوم واقعی کلمه بود. انسانی واقع به مفهوم صحیح و اسلامی آن بود و فردی بی ریا بود. یکی از دوستانمان می گفت شبی عده ای از جوانان مشتاق دیدار او به مازندران آمدند و این شهید برای رسیدگی به امور مردم و ایراد سخنرانی به یکی از روستاهای دور دست رفته بود که بسیار دیر وقت برگشت همه خواب بودیم صبح که بلند شدیم برای اقامه نماز یکی یکی دوستان را بیدار می کردیم ناگاه دیدیم در جای همیشگی برادر ناطق نوری یکی از دوستانمان خوابیده بود در این لحظه به جستجوی ایشان پرداختیم و گفتیم پس ایشان کجا خوابیدند. که در این لحظه چشم مان افتاد به پای درب ورودی با شگفتی تمام دیدیم ایشان در آستانه درب ورودی اتاق استراحت کرده بود که بسیار ناراحت شدیم و گریه کردیم. این محجوبیت و بی ریائی را از ابتدای نوجوانی داشت.
شهید عباسعلی ناطق نوری حساسیتی خاص به بیت المال مسلمین داشت امکان نداشت چیزی را که از آن همه ی مسلمین است برای فرد خود یا فرد دیگری مورد بهره برداری قرار دهد و در این راه برای اینکه حتی اشتباهی این کار انجام نشود نظم خاصی را برای خود مقرر داشته بود به طوری که برادر محمد اسدی که از دوستان قدیمی شهید بود نقل کرد که روزی با دوستان به مازندران رفتیم و من به حاج آقا اسماعیل اسدی گفتم ببین عباس آمد و الان شرط می کنم که بیش از 60 یا 70 تومان پول بیشتر در جیب خود ندارد. در این فاصله عباس آمد و روبوسی و احوالپرسی کردیم و من بدون مقدمه گفتم عباس اجازه هست ترا بگردیم؟ ناگهان او خندید و گفت این اسلحه را می خواهید؟ گفتیم نه گفت پس چی؟ گفتیم می خواهیم جیب ترا  بگردیم که عباس در این لحظه گفت دست در جیب من نکنید اما آن جیب مهم نیست با شگفتی پرسیدم که چه فرقی می کند عباس به ما گفت آنچه پول در آن جیب است بیت المال است و این جیب دیگر پول خودم. پول خودم را دراین جیب گذاشتم چون عادت دارم دست در جیب که می کنم به این جیب و با این دست پول برمی دارم لذا پول خودم را در این جیب گذاشتم و اما این جیب که کمتر دست در آن می کنم پول بیت المال است که در آن قرار دادم تا اشتباهاً مبادا برای امور شخصی خودم از آن استفاده کنم و در قیامت جوابی نداشته باشم آنگاه با این توضیحات دست در دو جیب کردم، 65 یا 70 تومان یا 80 تومان دقیقا خاطرم نیست بیشتر نبود اما جیب بیت المال دو یا سه هزار تومن پول بود که گفت مخصوص مصرف برای مستضعفین است .
از خصوصیات دیگر ایشان دستگیری و کمک مالی به کسانی بود که به هرحال کمک های مالی ایشان اهمیت حیاتی داشت و این نکته ای بود که تا لحظه شهادت بر همگان پوشیده بود مگر کسانی که مشمول این کمک ها قرار گرفته بودند  این افراد را خانواده های بی بضاعت، بعضی از ایتام که تمکین مالی کافی برای اداره امور زندگی را نداشتند و حتی بعضی از کسانی که با کمک های مالی ایشان در حوزه ی علمیه موفق به تحصیلات علوم اسلامی شدند و غیره تشکیل می داد. بهرحال عظمت شخصیت شهید عباسعلی ناطق نوری والاتر از این بود که قسمت هایی از آن را بیان نمودیم اما تقدیر مشیت الهی و آینده انقلاب حسن اقتضا کرد که ایشان با سایر فرزندان انقلاب در هولناکترین فاجعه تاریخ انسان ها، مظلومانه به شهادت برسند و انقلاب اسلامی را برای همیشه بیمه نمایند و خطرات بسیار بزرگ را با خون خود از مسیر انقلاب رفع نمایند شهید عباسعلی ناطق نوری از ویژگی های فراوان برخوردار بود که قابل درک بودند اما وصفشان بسیار مشکل است یا لااقل برای من مشکل است. ترجیح می دهم شناخت بیشتر از آن شهید بزرگوارمان را از زبان دوستان و همرزمان او بشنوید این به مراتب بهتر است.

منبع: ماهنامه فرهنگی شاهدیاران / شماره 136

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده