کد خبر: ۴۱۹۷۶۷
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
در آغاز جنگ که بنی صدر در جبهه ها حضور می یافت، من فرمانده عملیات خوزستان بودم ولی ما را به جلساتی که راجع به جنگ بود راه نمی دادند. من به همراه شهید بزرگوار حسن باقری و با تلاش حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع بودند، وارد جلسه شدیم، بنی صدر هم با آن قیافه خاص خودش حضور داشت.
نقش شهید باقری در طرح ریزی استراتژی نظامی و فرماندهی جنگ

نقش شهید باقری در طرح ریزی استراتژی نظامی و فرماندهی جنگ

روایت سرلشکر صفوی از اولین دیدار رهبر انقلاب و شهید باقری

در آغاز جنگ که بنی صدر در جبهه ها حضور می یافت، من فرمانده عملیات خوزستان بودم ولی ما را به جلساتی که راجع به جنگ بود راه نمی دادند. من به همراه شهید بزرگوار حسن باقری و با تلاش حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع بودند، وارد جلسه شدیم، بنی صدر هم با آن قیافه خاص خودش حضور داشت.

وقتی که نوبت به ما رسید قرار شد تا ابتدا وضعیت دشمن و سپس وضعیت خودی گزارش شود. به حسن باقری اشاره کردم و گفتم: «برو توضیح بده این مطلب را ».

من این قسمت را از زبان مقام معظم رهبری عرض می کنم. آقا می فرمایند: «تا شما اشاره کردی که حسن پاشو برو، من دیدم یک جوان لاغر اندام پاشد، بدون اینکه سر و ریشی و محاسنی داشته باشد (البته ته ریش کمی داشت). من دلم ناگهان ریخت. گفتم: حالا این بنی صدر و اینها نشسته اند این جوان چه می خواهد بگوید؟ تا آمد پای تابلو، آنتن را گرفت و شروع کرد وضعیت دشمن را منطقه به منطقه تشریح کردن که: دشمن اینجا چند تانک دارد، اینجا چه تیپ و لشکری مستقر است، آنجا خاکریز زدند، اینجا میدان مین و آنجا سیم خاردار ایجاد کرده اند. هر چه زمان می گذشت قلبم روشن تر و چهره ام بازتر می شد، مثل یک روحانی که مثلاً وقتی پسرش می خواهد منبر برود و نگران است که آیا می تواند از عهده این منبر برآید یا نه. من چنین حالی داشتم ولی هر چه بیشتر صحبت می کرد من قیافه ام بازتر می شد. او در آن جلسه چنان گزارش دقیق، مصور و خوبی ارائه داد که همه حضار حتی خود بنی صدر به شگفت درآمد که این جوان این اطلاعات جالب را از کجا آورده است.

در مورد بزرگداشت شهادت این فرمانده دلاور سپاه توحید، به اشاره چند نکته بسنده می کنیم؛ نکته هایی همچون ویژگی های فرماندهی شهید غلامحسین افشردی و مطلب دوم این که این شهادت ها برای ما چه کارسازی می کند. نخستین ویژگی شهید باقری در بعد نظامی نبوغ فکری وی بود. این شهید بزرگوار را نه تنها یک فرمانده، بلکه باید یکی از استراتژیست های هشت سال دفاع مقدس دانست که در تدوین جنگ انقلابی و استراتژی آن در مقابله با دشمن بعثی عراق، در طرح ریزی های عملیاتی، راه اندازی واحدهای اطلاعاتی، سازماندهی یگانهای رزم و آموزش نیروهای مردمی از نبوغ عجیبی برخوردار بود. این بزرگوار در ذهن الهی خود، جنگ نامتقارنی را به پیروزی می رساند که طرف مقابل تمام تجهیزات و امکانات از عدّه وعُدّه گرفته تا پشتیبانی برتر اقتصادی، سیاسی و تبلیغی را داشت و نیروهای اسلام تقریبا، با آن قابل قیاس نبودند.

به یاد خود و شما بزرگواران می آورم، زمانی که در روز ۱۰ آبان ماه سال ،۱۳۵۹ همراه با حدود صد نفر از پاسداران، مستقیم به خوزستان و اهواز وارد شدم، صحنه جنگ به صورت بسیار عجیبی بود و هیچ سروسامانی نداشت؛ خرمشهر، بستان، مهران و قسمت شمال غرب سرپل ذهاب سقوط و سوسنگرد نیز پس از سقوط آزاد شده بود. پاسداران و عزیزان ارتشی و نیروهای مردمی نیز طرح ریزی منسجمی نداشتند. شاید نخستین کار منسجمی که در جبهه های جنوب انجام شده، اقدامات شهید حسن باقری بود. بنده پس از مدت کوتاهی که در جبهه دارخوین بودم، به فرمانده ستاد عملیات جنوب منصوب شدم، کار بزرگی که شهید حسن باقری (در این ستاد) کرد، این بود که از همان سال ۱۳۵۹ ساماندهی جبهه های نبرد را انجام داد. آن زمان ما محورهای آبادان، سوسنگرد، شوش را داشتیم. از همان زمان، آموزشها آغاز و سازمان رزم مطرح شد. خدایش با اولیاء دین محشور کند. در مورد این که سازمان رزم از دسته و گروهان و گردان، چگونه و با چند نفر و چه سلاحهایی داشته باشد، چندین بار، به طور مفصل با ایشان بحث کردیم. برادر عزیزم، سرلشکر رشید، جانشین بنده در فرماندهی عملیات و شهید حسن باقری، معاون اطلاعات ستاد عملیات جنوب بود. روی تنظیم سازمان نظامی تلاش زیادی شد تا برای نیروی انسانی، تجهیزات آن، خودروها، سازمان رزم نوشته شد. این شهید بزرگوار برای آموزش نیروها، آموزش اطلاعاتی ق€… عملیاتی، کار گسترده ای را آغاز کرد. ایشان در طرح ریزی های عملیات، چه شکستن حصر آبادان و چه عملیات بعدی طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس نقش بی نظیری داشت. انصافا در بعد طرح ریزی عملیات، از نظر قدرت فکری و تجسم وضعیت دشمن، زمین، نیروهای خودی و پیدا کردن ضعف دشمن و تمرکز نیروهای خودی بر نقاط ضعف دشمن؛ ایشان یک استراتژیست جنگ و فرمانده فکوری در جنگ نامتقارن و جنگ انقلابی بود. قدرت بیان، استدلال، منطق و نوشتار ایشان از دیگر ویژگی هایش بود. در جلسات مختلف، کسی جز ایشان نمی توانست به بهترین وضع، وضعیت جبهه ها را تشریح کند.به یاد دارم در زمان بنی صدر ضدانقلاب، بنده و شهید باقری از سپاه در جلسه ای شرکت کردیم، بنی صدر هم به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا بود و مقام معظم رهبری هم به عنوان نماینده حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) در شورای عالی دفاع حضور داشتند. باید وضعیت جبهه ها تشریح می شد، من از این شهید عالی مقام خواستم که برای تشریح جبهه ها برود. هنگامی که این بزرگوار با آن جثه ظریف، قلب نورانی و سخنان توام با حکمت الهی پای تابلو رفت، خدا می داند تمام آن جمع - که جمع بزرگی از فرماندهان و بعضی از نیروهای سیاسی بود - متعجب شدند و وی را تحسین کردند. جبهه خوزستان را از آبادان تا دزفول به طور دقیق، صحنه و واقعیت جنگ و حضور دشمن و نیروهای خودی را به بهترین وجه ترسیم کرد. قدرت بیان، استدلال و منطق قوی ایشان تنها در مورد تشریح مسائل نبود، بلکه در برخورد با فرماندهان دیگر نیز همین شکل را داشت. وضعیت جنگ ما طوری بود که با فرماندهان تیپها و لشکرهایمان در روندی منطقی به طرح ریزی عملیات می رسیدیم، ایشان بسیاری از فرماندهان را همچون شهید باکری ها، خرازی ها، و همت ها را جدا، جدا نسبت به عملیات توجیه می کرد! شهید باقری هر شب پیش از خواب، عملکرد آن روزش را می نوشت. مطمئن هستم که دستنوشته های ایشان هنوز باقی است، اتاقهای ما در قرارگاه کربلا کنار هم بود، ("گلف" سابق، که ما نام آن را "پایگاه منتظران شهادت" گذاشته بودیم) آخرین چراغی که خاموش می شد، مال ایشان بود. همان طور که گفتم، ایشان تمامی مطالب و وقایع را می نوشت و منظم ترین فرد در نوشتن، ایشان بود.

ویژگی دیگر این شهید عالی مقام، شجاعت وی بود. شجاعت ایشان در ایمان و توکلش ریشه داشت. من شهادت می دهم در روزهای عملیات، شهید باقری در خط مقدم جبهه نبرد بود. این در حالی بود که در بسیاری از موارد، من مانع رفتن ایشان می شدم. در نخستین عملیاتی که ۲۳ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ عملیات (فرمانده کل قوا ق€… خمینی روح الله) انجام دادیم و با عده قلیلی، حدود ۳۲۰ نفر به لشکر ۳ زرهی تقویت شده عراق حمله کردیم و حدود ۵/۳ کیلومتر پیشروی کردیم و با همکاری شهید مهندس طرح چی ق€… از بچه های جهاد سازندگی ق€… خاکریز زدیم، عراقی ها هشت شبانه روز پاتک کردند و نتوانستند آن خاکریز را بگیرند. در روز سوم یا چهارم، به سر من ترکش اصابت کرد و از صحنه خارج شدم؛ بنابراین، شهید باقری فرماندهی خط مقدم را عهده دار شد و جبهه را نگهداشت. بدین ترتیب خط سقوط نکرد و آن منطقه تصرف شد. همان عملیات، مقدمه شکستن حصر آبادان را در ۵ مهرماه همان سال فراهم کرد. در عملیات دیگری - که در حال حاضر، بیشتر به یاد دارم - شهید باقری با شجاعت تمام در خط مقدم، کنار بسیجیان، پاسداران و جایی که دایم در معرض شهادت بود، حضور داشت.ما باید افکار و اندیشه های این بزرگواران و فرماندهان را که هر یک، نابغه جنگ بودند، چه در بعد آموزشی و چه در بعد عملیاتی تدوین کنیم، تا آنان به عنوان فرماندهانی که از تفکر ویژه نظامی (بهره مند) بودند، زنده بمانند؛ کاری که ان شاالله آغاز خواهد شد. هر یک از این بزرگواران الگویی از انسانهای به خدا پیوسته و کامل بودند. حال، وظیفه ما در مورد ایشان چیست؟ هم اکنون، چگونه می توان از این انسانهای کامل به عنوان یک الگو، هم برای خودمان و هم برای مجموعه نیروهای مسلح استفاده کرد؟

شهید باقری فرمانده مخلصی بود که زندگی و جانش را وقف دفاع از اسلام کرده بود و با این که تازه ازدواج کرده و فرزند چند ماهه ای داشت، جبهه را ترجیح می داد. در واقع، این شهید مخلص تمامی امور اعم از زندگی، ازدواج، دفاع و... را در ارتباط با خدا می دید. آیا این اخلاص برای ما کارساز نیست؟ آیا ما که می خواهیم ادامه دهنده راه شهیدان باشیم، به این گونه اخلاص ها نیاز نداریم؟ رفتار انسانی شهید باقری طوری بود که می توانست با تمامی گروه های سنی، چه پسر بچه چهارده، پانزده ساله ای که در جبهه های دفاع مقدس بود، چه پیرمردها ارتباط برقرار کند و با آنها طوری برخورد می کرد که همگی عاشق امام، دفاع و... می شدند. نحوه تعامل ایشان با انسانها این گونه بود. شهید باقری خود را فدایی بسیجیان می دید. همواره این جمله وی به یادم است: "من خاک پای بسیجیان هم نیستم". بله، ایشان تا این حد برای بسیجی ای که به جبهه می آمد، ارزش قائل می شد.

هنگامی که ایشان برای سرزدن به لشکرها می رفت، پیش من می آمد و می گفت: "خاک بر سر ما که نمی توانیم غذا، لباس و مکان درست و حسابی برای بسیجیان تهیه کنیم".

گاه نیز در چنین مواقعی، اشک می ریخت و تا این حد برای مجاهدین فی سبیل الله ارزش قائل می شد و به فکر آنها بود، ما تا چه اندازه به فکر زیر مجموعه هستیم؟ آیا پس از جنگ، بسیجیان و جانبازان را به فراموشی نسپرده ایم؟! چقدر به آنها که یک میلیون از جوانان این مملکت بودند، خدمت کرده ایم؟ برای دویست و سیزده هزار شهید چه کاری انجام داده ایم؟ برای سیصد و بیست هزار جانبازی که سی هزار آنها مجروح شیمیایی هستند، چه کرده ایم؟ اینها پرسشهایی از خودم و خودمان است، آیا تا آن حد که شهید باقری نسبت به لباس، غذا و زندگی بسیجیان حساس بود، ما نیز حساس هستیم؟ ما نسبت به عزیزانی که در جنگ بودند یا پرسنلی که هم اکنون، زیر مجموعه ما هستند، تا چه حد حساسیت داریم؟

شهید باقری خود را فدایی امام و سرباز کوچک ایشان می دید. امیدواریم که ما نیز مانند ایشان خود را سرباز مقام معظم رهبری بدانیم. این شهید بزرگوار زندگی خود را فدای امام حسین (علیه السلام) کرد. قلب او مالامال از عشق به آن امام بزرگوار بود. در ایام محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا، شهید باقری میدان دار می شد و نوحه می خواند و گاه تا حدی به سر خودش می زد که از هوش می رفت. وی عشق عمیقی به امام حسین (علیه السلام) داشت. من هنوز چهره نورانی و اشکهای شهید باقری را در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی به یاد دارم و هنوز صدای این عزیز در مراسم به گوش من می رسد. خدا کند که قلبهای ما نیز همواره به عشق امام حسین (علیه السلام) بتپد و خود را در راه این امام بزگوار ببینیم و از راه ایشان و فلسفه قیام حسینی، که "پیروزی خون بر شمشیر" است، غافل نشویم. ان شا ءالله.


مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید