کد خبر: ۳۹۱۵۶۸
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۰
رونمایی و معرفی کتاب اولین شهید شاعر دوران دفاع مقدس
کتاب گزیده اشعار شهید ماشاءالله صفاری (بندی سیرجانی ) در تاریخ 8/7/95 ساعت 30/18 در سالن همایش مجتمع فرهنگی هنری امام رضا (ع) به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس با حضور علیرضا قزوه و جمعی از شاعران و اهالی قلم و ادب رو نمایی شد

شهید ماشاا... صفاری در تاریخ 20/10/1326 در سیرجان متولد شد . از بدو طفولیت دارای خدادادی در زمینه شعر بود. شهید بدیهه سرا بود . او در سال 1354 به انجمن خواجوی کرمانی راه یافت و از همان نخستین جلسات در قدرت بیان ، ژرف نگری ، بدیهه سرایی و حق پرستی مطرح بود .

شهید علاوه بر ذوق و قریحه سرشارش در شعر و ادب یک کشتی گیر خوب نیز محسوب می شد .

او در اولین اعزام گروههای تبلیغاتی هنری با کاروان راهیان کربلا عازم جبهه شد و سرانجام در تاریخ 20/9/1364 در منطقه تبور هورالعظیم به درجه رفیع شهادت رسید.

بندی سیرجانی نخستین شاعری بود که در جبهه های نبرد به شهادت رسید . او از پیشگامان هنر متعهد بود که « شهادت » و سرودن شعر « ولایت » را با هم آمیخت و چهره هنری او ماندگار شد.

نمونه ای از اشعار شهید در حوزه دفاع مقدس : پیام انقلاب


پیام ملت ما شد به قدرت ها قیام ما

بود ضمون این مصرع زگفتار امام ما

پیام این است ای مستکبرین دورانتان طی شد

سر آمد نیز دوران سقوط و انهدام ما

برو ای جغد استعمار بر بامی دگر بنشین

که دیگر بس خطر ناک است بهر جغد بام ما

که ما جانباز اسلامیم و سربازیم رهبر را شده در دفتر عشاق قرآن، ثبت، نام ما


چه پروا هست ما را در ره اسلام جان دادن

که ما را جمله با عشق شهادت زاده مام ما

شهادت آرزوی ماست گر باور نمیداری

بیا بنگر به وقت جبهه رفتن ازدحام ما

سراسر خاک این سنگر آزادگان باشد

نگهبانیم نهضت را درین سنگر تمام ما

خیال محو ما و مکتب ما را مکن هرگز

که تا پیدایش مهدی است پابرجا نظام ما

به یاد رهروان چارده تن گوهر هستی

بر آن پاکان همیشه باد صفاری سلام ما

بشنو ای خواننده از «بندی» کلام آخرین

باید این تک بیت را همواره از بر داشتن

ای اسیران جهان رمز رهایی وحدت است

بهتر از آن ، همچو روح الله رهبر داشتن

مشفق کاشانی شاعر بنام در یاد شهید « ردای آفتاب » را سروده است .

با جام ولا چو کرد مستی بندی

سرمست شد از خم الستی بندی

زین تیره مغاک خاست تا قله نور

آزاد شد از جهان هستی بندی

از چشمه عشق شهد نابش دادند

از ساغر تسلیم شرابش دادند

بگذشت چو یار مقبل ما رخشا

زد داغ چو لاله بر دل ما رخشا

در جبهه چو نور حق برافروخت زمهر

لبیک زنان بوسه به خنجر دادند

آنانکه صلای عاشقی سر دادند

لبیک زنان بوسه به خنجر دادند

کردند غروب همچو اختر اما

صد جلوه به آفتاب خاور دادند

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید