زندگينامه آيت الله خامنه اي(1)
چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۰:۰۰
نويد شاهد: آيت الله سيد حسين خامنه اي مردي با فضيلت، نيكو سرشت، بي اعتنا به دنيا و صاحب نفوذ اجتماعي و احترام ميان مردم بود. وي به سال 1325 ق اندكي پس از استقرار مشروطيت فرمان يافت و پيكرش بنابر وصيت خويش به نجف اشرف منتقل شد و در وادي السلام دفن شد.

"شرح اسم" عنوان همان كتابي است از زندگينامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ كه توسط هدايت الله بهبودي به رشته تحرير در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي به چاپ رسيد. البته اين كتاب اولين بار همزمان با برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب تهران رونمايي شد؛ اما به دليل وجود برخي اغلاط تاريخي، توزيع آن متوقف شد تا اينكه چند روز پيش پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختيار علاقمندان گرفت. در نظر داريم هر روز بخشي از اين كتاب را منتشر كنيم.
آنچه در ادامه از نظرتان مي گذرد بخش اول اين كتاب است كه به نياكان پدري و مادري رهبر فرزانه انقلاب پرداخته است.


نياي پدري؛ آيت الله سيد حسين خامنه اي

آيت الله سيد حسين حسيني خامنه اي نسب به سادات افطسي مي رساند. شجره وي به سلطان العلما احمد معروف به سلطان سيد احمد مي رسد كه با پنج واسطه از اخلاف امام زين العابدين علي بن الحسين (ع) است: سلطان سيد احمد فرزند مير سيد محمد مدايني، فرزمند حسن، فرزند حسين، فرزند حسن افطس فرزند علي اصغر فرزند امام زين العابدين.

در سرگذشت سلطان سيد احمد گفته شده است كه در اواخر قرن چهارم به ايران هجرت كرد و در جبال، عراق عجم بعدي و اراك فعلي اقامت گزيد. چون تحت تعقيب ماموران بني عباس بود، به هزاوه پناه برد و در 360 هجري در حال اقامه نماز شب به شهادت رسيد. در زمان شاه عباس كبير بارگهي بر قبر او بنا گرديد كه از ديرباز تا كنون مورد توجه مردم بوده است.

آيت الله سيد حسن خانمه اي، فرزند سيد محمد حسيني تفرشي خامنه اي تبريزي است كه در سال 1260 ق در خامنه به دنيا آمد. در منابع از علت هجرت سيد محمد از مناطق مركزي ايران به آذربايجان سخني نرفته است. سيد محمد فرزند سيد محمد تقي فرزند ميرزا علي اكبر فرزند سيد فخرالدين تفرشي است.

سيد فخر الدين مشهور به مير فخرا است و منتسبين او به ميرفخرايي معروفند. سيد حسين، پدر بزرگ آيت الله سيد علي خامنه اي، دوران كودكي را در خامنه باليد و براي تحصيل راهي تبريز شد. شهر تبريز در ان دوره شاهد حضور فقهايي از شاگردان شيخ محمد حسن نجفي اصفهاني مشهور به صاحب جواهر و شيخ مرتضي شوشتري انصاري بود.

پس از كسب علوم مقدماتي، در حدود 1290 ق براي تكميل تحصيلات خود به نجف اشرف رفت و فقه و اصول را نزد علمايي چون سيد حسين كوه كمره اي و ملا محمد فاضل ايرواني آموخت. چندي بعد به مرحله اي رسيد كه كتب فقهي چون رياض المسائل سيد علي طباطبايي و مكاسب شيخ انصاري را تدريس مي كرد و گروهي از طلاب تبريزي اين دو كتاب را نزد سيد حسين آموختند. وي به تاليف كتاب هايي در فقه و اصول از جمله نگارش تعليقاتي بر دو كتاب ياد شده پرداخت.
آيت الله سيد حسين خامنه اي علوم معقول را نزد فيلسوف نامي آن زمان ميرزا باقر شكي فرا گرفت. و حدود 1315 ق به آذربايجان بازگشت. شاگرداني كه درس آموخته او در نجف اشرف بودند، و به مراتب علمي او آگاهي داشتند وي را به اقامت در تبريز واداشتند.

آيت الله سيد حسين خامنه اي در محليه خيابان، كوچه قره باقي (قره باغ لر كوچه سي) شاكن شد و به زودي در محافل علمي و مردم تبريز وجاهت و اعتبار يافت. وي از همان ابتدا به خواست معاريف شهر، امامت جماعت مسجد جامع را كه كنار مدرسه علوم ديني طالبيه قرار داشت به عهده گرفت و به سيد حسين پيش نماز نيز شهرت يافت.

آيت الله سيد حسين خامنه اي در شمار روحانيان آزادانديش و طرفدار مشروطه آذربايجان بود. او كه اجداد دورش با ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فرهاني اشتراك نسب داشت، مردم را به پاسداري و بيشبرد اين نهضت تشويق مي كرد. شيخ محمد خياباني دختر سيد حسين خامنه اي را به همسري گرفت و گاه در مسجد جامع به جاي پدرزنش اقامه نماز كرد. همچنين ميرزا اسماعيل نوبري از همقطاران نزديك شيخ محمد خياباني كه هر دو نمايندگان تبريز در دومين دوره مجلس شوراي ملي بودند، همسر نوه آيت الله سيد حسين خامنه اي بود.

آيت الله سيد حسين خامنه اي مردي با فضيلت، نيكو سرشت، بي اعتنا به دنيا و صاحب نفوذ اجتماعي و احترام ميان مردم بود. وي به سال 1325 ق اندكي پس از استقرار مشروطيت فرمان يافت و پيكرش بنابر وصيت خويش به نجف اشرف منتقل شد و در وادي السلام دفن شد.
آيت الله سيد حسين خامنه اي داراي هفت فرزند بود كه يكي از آنان سيد محمد، معروف به پيغمبر و ديگري سيد جواد، پدر سيد علي خامنه اي است. فرزند ديگر او مير مهدي نام داشت.

نياي مادري ؛ آيت الله سيد هاشم نجف آبادي

نام و شهرت او در منابع، حاج سيد هاشم ميردامادي ، حاج سيد هاشم نجف آبادي و سيد هاشم حسيني ميردامادي ياد شده است. وي در سال 1303 ق در نجف اشرف به دنيا آمد. نسب سيد هاشم با سي و اندي واسطه به ابوالحسن محمد ديباج، فرزند امام جعفر صادق (ع) مي رسد.

بيشتر نياكان وي از دانشمندان و رجال علمي بودند؛ نظير حكيم نامور عصر صفوي، ميرداماد، صاحب قبسات، صراط مستقيم، سدره النمتهي و...، و علامه مير محمد اشرف، مولف فضايل السادات، اشرف المناقب، علاقه التجريد و...

سيد هاشم دو ساله بود كه پدرش را از دست داد و با سرپرستي مادرش بزرگ شد. وي تحصيلات خود را با آمورش علوم ديني اغاز كرد. پس از گذراندن مقدمات دوره سطح، نزد آيات عظام آخوند خراساني، سيد محمد كاظم يزدي، ميرزا محمد تقي شيرازي و محمد حسين ناييني دانش آموخت و به درجه اجتهاد رسيد. همچنين از افادات علمي و اخلاقي عالمان وارسته اي چون آقا سيد مرتضي كشميري بهره مند گرديد.

وي در نجف اشرف با بي بي سكينه ازدواج كرد و چندي بعد به مشهد مقدس آمد و با اقامت در اين شهر به ارشاد مردم ، تفسير قرآن كريم و تاليف كتاب روي آورد. سيد هاشم در يكي از شبستان هاي مسجد گوهر شاد، كه رفته رفته به نام خودش شهرت يافت، آيه هاي قرآن را تفسير مي كرد كه با استقبال گروهي از طلاب، فضلا و علاقه مندان رو به رو شد. مبناي تفسير او مجمع البيان، نگاشته شيخ طبسي بود.

برخي منابع درباره حاج سيد هاشم نوشته اند كه فردي روشن ضمير و آزاد از تعصبات خشك بود و با معيار هاي عقلي و شرعي رفتار مي كرد. در كارهايي كه دليل و منطق نداشت قدم نمي گذاشت؛ در برابر مخالفت با خرافات كم نظير بود، با جنجال و هياهو و داد و فرياد موافق نبود، اصرار داشت صداها در فرستادن صلوات بيش از اندازه بلند نشود و شواهدي قراني و روايي بر اين موضوع ارائه مي نمود. او مي گفت خداوند به شما نزديك است و لازم نيست هنگام دعا فرياد بزنيد.

حاج سيد هاشم را اهل دل، صاحب نفس و نفوذ كلام توصيف كرده اند. با وجود اين وي از رخدادهاي اجتماعي و سايسي جامعه كنار بود. او از جمله دستگير شدگان، زندانيان و تبعيد رفته هاي پس از حادثه خونين مسجد گوهر شاد(تير 1314) بود. نام تعدادي از از علماي بازداشت شده چنين است: شيخ ولي نجات، بحرالعلوم، دست غيب، حاج محقق، حاج شيخ هاشم فزويني، شيخ آقا بزرگ شاهرودي (معروف به اشرفي)، كاتب الخاقان، سيد يونس اردبيلي، سيد عبدالله شيرازي، سيد زين العابدين سيستاني، سيد محمد حسين حسيني، نواب احتشام رضوي، ميرزا محمد آقا زاده، سيد علي اكبر خويي، شيخ علي اكبر آشتياني و سيد هاشم نجف آبادي.

حاج سيد هشام، به تهران منتقل شد و در آنجا زنداني گرديد. تبعيدگاه او را در شهر سمنان تعيين كردند. وي چند سال در انجا ماند و مدتي هم در شهر ري در جوار حضرت عبدالعظيم (ع) به حال تبعيد زندگي كرد. در هر دوشهر تفسير قرآن مي گفت. حاج سيد هشام در سال 1320 ش به مشهد بازگشت و خدمات علمي و اجتماعي خود را پي گرفت.

تنها كتاب طبع شده از آيت الله سيد هاشم نجف آبادي خلاصه البيان في التفصير القرآن به زبان فارسي است. جبد اول اين تفسير چهار جلدي در سال 1339 ش توسط انتشارات اخوندي چاپ شد. از تاليفات چاپ نشده وي مي توان از رساله اي در رجعت بر حسب آيات و روايات، ترجمه كتاب سين الامه و برهان المله مرحوم نراقي جزواتي ذر علم اخلاق و معارف اهل بيت، شرح حال عالمان بزرگ كه به حضور حضرت حجت (عج) رسيده اند و تقريرات مرحوم ناييني نام برد.

از آيت الله سيد هاشم نجف آبادي ميردامادي چهار بار به حج مشرف شد. خديجه ميردامادي، تنها دخترش از همسر اول، مادر آيت الله سيد علي خامنه اي است. همسر اول او در جواني درگذشت. ازدواج دوم او با دختر ملا عبدالله واعظ تبريزي بود كه از وي صاحب چهار پسر و چهار دختر شد.

نياي مادري آيت الله خامنه اي، 22 آذر 1339 در اثر بيماري قلبي دار فاني را وداع گفت و پيكرش در دارالسرور حرم مطهر حضرت رضا (ع) دفن گرديد. در تشييع جنازه اش بسياري از مردم مشهد و علاقع مندان شركت كرددند و تا چند هفته مراسم بزرگداشت وي در محله هاي گوناگون شهر برپا بود.

انتهاي پيام/
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده